ویتامین b3 یا نیاسین چیست و در چه غذاهایی یافت می‌شود؟

[ad_1]

ویتامین B۳ با نام‌های نیاسین و نیاسین‌آمید شناخته می‌شود و یکی از ویتامین‌های گروه B است. این ویتامین محلول در آب است و در بسیاری از غذاها از جمله گوشت، ماهی تُن، دانه‌ها و قارچ‌ وجود دارد. نیاسین به‌صورت اسید نیکوتینیک، نیاسین‌آمید و اینوزیتول هگزاسیانات وجود دارد. وجود ویتامین B۳ برای بدن ضروری است و کمبود آن می‌تواند مشکلاتی را برای سلامتی به‌وجود بیاورد. همراه ما باشید، در این مقاله به بررسی منابع نیاسین، علائم کمبود و عوارض جانبی مصرف زیاد آن می‌پردازیم.

نیاسین در سلامت قلب و عروق، تنظیم کلسترول خون، تقویت مغز، داشتن پوستی سالم، پیشگیری و درمان دیابت مؤثر است. مطالعات جدید نشان می‌دهند مصرف بیش‌ازحد داروها و مکمل‌های نیاسین، عوارضی همچون سردرد، سرگیجه و فشار خون پایین به‌دنبال دارد.

فواید ویتامین B۳ یا نیاسین برای سلامتی

۱. بهبود سطح کلسترول خون

ویتامین B۳ انتخاب خوبی برای کاهش کلسترول خون است و در کاهش خطر ابتلا به بیماری‌های قلبی-عروقی در بیماران مبتلا به دیس‌لیپیدمی (چربی‌پریشی) نیز مؤثر است. در این بیماری، کلسترول پلاسما و تری‌گلیسرید یا هردوی آنها بالا می‌روند.

مکمل‌های نیاسین در کاهش حمله قلبی، سکته مغزی، افزایش تری‌گلیسرید خون و سایر بیماری‌های قلبی ناشی از کلسترول خون بالا تأثیرات مثبتی نشان داده‌اند.

براساس نتایج چندین مطالعه، ویتامین B۳ در افزایش کلسترول خوب خون (HDL) و کاهش تری‌گلیسرید تأثیری همچون مصرف دوز بالای داروهای تجویزی رایج را دارد.

این ویتامین در کاهش کلسترول بد خون (LDL) نیز مؤثر است، از این رو برخی از پزشکان برای کاهش کلسترول خون آن را همراه با داروهای استاتین تجویز می‌کنند.

۲. کاهش خطر ابتلا به بیماری‌های قلبی-عروقی

نیاسین از طریق کمک به گردش خون به سلامت قلب کمک می کند.

ویتامین B۳ علاوه بر کاهش کلسترول خون و تری‌گلیسرید، خطر بروز تصلب شرایین را نیز کاهش می‌دهد. تصلب شرایین حالتی است که در آن سرخرگ‌ها سخت و موجب بروز مشکلات قلبی می‌شوند. نیاسین در کاهش و درمان التهاب و تولید هیستامین نقش مهمی بازی می‌کند. هیستامین‌ها ترکیباتی شیمیایی هستند که توانایی گشاد کردن رگ‌ها و کمک به گردش خون را دارند. این ترکیبات همچنین می‌توانند باعث بروز واکنش‌های آلرژیک در فرد شوند.

کسانی که سابقه‌ی ایست قلبی و حملات قلبی دارند، با مصرف ویتامین B۳ می‌توانند خطر بروز مجدد این اتفاقات را کاهش بدهند.



۳. کمک به درمان دیابت

نیاسین با توجه به تأثیری که در تنظیم قند خون دارد، می‌تواند در درمان دیابت مؤثر باشد. مصرف نیاسین‌آمید می‌تواند اثربخشیِ داروهای خوراکی دیابت را افزایش بدهد. افراد دیابتی به کمک نیاسین بهتر می‌توانند قند خون‌شان را کنترل کنند. با مصرف نیاسین، خطر بیماری‌های قلبی و کلسترول بالا که در افراد دیابتی شایع است، کاهش می‌یابد.

نیاسین با کاهش کلسترول بد خون، در درمان دیابت مؤثر است. ممکن است این ویتامین در افرادی که قند خون بالا دارند، عوارضی به‌وجود بیاورد. بنابراین در صورت بالا بودن گلوکز خون‌تان، قبل از مصرف نیاسین با پزشک مشورت کنید.



۴. سلامت پوست

برخی افراد، از نیاسین و نیاسین‌آمید برای درمان جوش‌های شدید و دردناک مانند آکنه استفاده می‌کنند. نیاسین‌آمید موضعی برای درمان جوش و مشکلات پوستی تجویز می‌شود. این در حالی است که عده‌ای دیگر برای درمان مشکلات پوستی‌‌شان از مکمل‌های ویتامین B۳ یا ب‌کمپلکس استفاده می‌کنند.

از آنجا که ویتامین B۳ در کاهش التهابات، خارش و قرمزی پوست مؤثر است، برخی از آن برای درمان بیماری‌هایی مانند بولوز پمفیگویید و گرانولوما آنولار استفاده می‌کنند. اینها دو بیماری پوستی ناشی از التهابات هستند که با تاول‌های دردناک پوستی همراه‌اند و می‌توانند موجب بروز عفونت‌هایی بشوند.



۵. بهبود عملکرد مغز

نیاسین می تواند از اختلالات مغزی ناشی از افزایش سن پیشگیری کند.

مطالعات نشان می‌دهند نیاسین می‌تواند از آلزایمر و سایر بیماری‌های مغزی مرتبط با افزایش سن جلوگیری کند. نیاسین می‌تواند خطر بسیاری از مشکلات مغزی ناشی از افزایش سن مانند کاهش توانایی تفکر، از دست دادن حافظه، سردردهای میگرنی، افسردگی، بیماری حرکت (یا بیماری سفر، عارضه‌ای است که برخی افراد در هنگام سفر به آن دچار می‌شوند)، بی خوابی و … را کاهش بدهد.

نیاسین و نیاسین‌آمید برای درمان و پیشگیری از اسکیزوفرنی و توهم نیز مؤثرند. همچنین مطالعات نشان می‌دهند که مصرف نیاسین خطر بروز اختلال بیش‌فعالی-کم‌توجهی را کاهش می‌دهد.



۶. کمک به تحرک مفاصل و درمان التهاب مفصل

برخی مطالعات نشان می‌دهند که نیاسین‌آمید می‌تواند حرکت‌پذیری مفاصل را افزایش بدهد. افزایش مصرف نیاسین باعث کاهش دردهای مفاصل، افزایش استحکام عضلات و کاهش علائم خستگی مفاصل و عضلات می‌شود. براساس برخی مطالعات، تجویز مقادیر بالای نیاسین‌آمید باعث افزایش انعطاف پذیری بدن و کاهش تورم مفاصل در بیماران مبتلا به التهاب مفصل می‌شود. همچنین این افراد با مصرف نیاسین می‌توانند مُسکن‌ها و سایر داروهای مصرفی‌شان را کم یا قطع کنند.

نیاسین را به‌خاطر خاصیت ضدالتهابی‌اش در مقادیر بالا به‌عنوان درمانی برای پوکی استخوان و درد مفاصل تجویز می‌کنند. با کاهش التهابات، علائم التهاب مفصل کاهش می‌یابند و غضروف‌های مفاصل بازسازی می‌شوند. نتیجه‌ی این امر افزایش تحرک‌پذیری و استحکام مفاصل است.



۷. درمان بیماری پلاگر

بیماری پلاگر در اثر کمبود ویتامین B به‌وجود می‌آید. کمبود نیاسین می‌تواند موجب ابتلا به بیماری پلاگر شود. این بیماری معمولا در افراد الکلی یا کسانی که سوء‌تغذیه دارند، مشاهده می‌شود. جوش، استوماتیت (التهاب فراگیر دهان)، اسهال و مشکلات ذهنی، از جمله علائم پلاگر هستند.

افرادی که به بیماری پلاگر مبتلا هستند، معمولا از کمبود نیاسین و ویتامین B رنج می‌برند، اما عدم توانایی در شکستن پروتئین و تبدیل آن به چند اسیدآمینه‌ی خاص نیز می‌تواند از دلایل بروز پلاگر باشد. عدم دریافت نیاسین موردنیاز به‌مدت چند سال، ممکن است موجب مرگ فرد مبتلا به پلاگر شود.

کمبود اسید نیکوتینیک معمولا نتیجه‌ی سوءتغذیه و مصرف زیاد نوشیدنی‌های الکلی است. در کشورهای جهان سوم به کسانی که از فقر و سوء‌تغذیه رنج می‌برند، نیاسین داده می‌شود. همچنین نیاسین برای درمان بی خوابی، عصبانیت، کج‌خلقی و کاهش هوشیاری نیز مفید است.

درمان رایج بیماری پلاگر تجویز نوعی ویتامین B۳ به نام نیکوتین‌آمید است. نیکوتین‌آمید از لحاظ عملکرد مشابه نیاسین است، ولی در میزان جذب و عوارض جانبی، کمی با نیاسین متفاوت است.

۸. جلوگیری از اختلالات جنسی

عواملی همچون استرس، خستگی، بیماری و گردش خون ضعیف، منجر به اختلالات نعوظ می‌شوند. مکمل‌های ویتامین B۳ با افزایش جریان خون، از این مشکل جلوگیری می‌کنند.

۱۱ غذای سرشار از ویتامین B۳

گوشت و جگر گاو و سینه مرغ سرشار از نیاسین هستند.

مواد غذایی زیر، بهترین منابع تأمین ویتامین B۳ هستند.

  1. جگر سیاه گاو: ۸۵ گرم جگر سیاه گاو، محتوی ۱۴٫۲ میلی‌گرم نیاسین است.
  2. سینه‌ی مرغ: ۸۵ گرم سینه‌ی مرغ، محتوی ۱۲٫۳ میلی‌گرم نیاسین است.
  3. ماهی تُن: ۸۵ گرم ماهی تُن، محتوی ۱۱٫۳ میلی‌گرم نیاسین است.
  4. تخمه‌ی آفتابگردان: یک فنجان تخمه‌ی آفتابگردان، محتوی ۹ میلی‌گرم نیاسین است.
  5. گوشت گاو: ۸۵ گرم گوشت گاو، محتوی ۹ میلی‌گرم نیاسین است.
  6. گوشت برّه: ۸۵ گرم گوشت برّه، محتوی ۶٫۹ میلی‌گرم نیاسین است.
  7. ماهی سالمون: ۸۵ گرم ماهی سالمون، محتوی ۶٫۷ میلی‌گرم نیاسین است.
  8. لپّه: یک فنجان لپّه، محتوی ۵٫۷ میلی‌گرم نیاسین است.
  9. بوقلمون: ۸۵ گرم بوقلمون، محتوی ۴ میلی‌گرم نیاسین است.
  10. قارچ: یک فنجان قارچ دکمه‌ای سفید، محتوی ۲٫۵ میلی‌گرم نیاسین است.
  11. ارده: ۲ قاشق غذاخوری ارده، محتوی ۲٫۲ میلی‌گرم نیاسین است.


عوارض جانبی و تداخلات دارویی ویتامین B۳

مصرف بیش از حد مکملهای نیاسین می تواند عوارض جانبی بدی به دنبال داشته باشد.

تاکنون مطالعات زیادی درمورد خواص، مضرات و تأثیرات دارویی نیاسین انجام شده است. با این‌حال برای نتیجه‌گیری قطعی، مطالعات رسمی بیشتری موردنیاز است. مطالعات اولیه نشان می‌دهند تحمل نیاسین برای برخی افراد دشوار است و مصرف این ویتامین، منجر به بروز عوارض جانبی در آن افراد می‌شود.

با توجه به فواید و عوارض جانبی احتمالی نیاسین، محققان معتقدند مصرف نیاسین به‌تنهایی یا همراه با سایر مکمل‌ها می‌تواند اثرات مطلوبی برای سلامتی به‌خصوص درمان بیماری‌های قلبی-عروقی داشته باشد. با این حال به‌دلیل عوارض جانبی احتمالی، مکمل‌های نیاسین باید طبق نسخه‌ی پزشک مصرف شوند و از مصرف بیش از اندازه‌ی آنها خودداری شود.



شایع‌ترین عوارض جانبی ویتامین B۳

معمولا مصرف غذاهای سرشار از نیاسین، عوارض جانبی به همراه ندارد، این عوارض بیشتر در کسانی مشاهده می‌شود که مکمل‌های آن را بیش از حد مصرف می‌کنند. عوارض جانبی مصرف بیش‌ازحد این ویتامین عبارتند از:

  • تهوع یا استفراغ؛
  • حساسیت‌ پوستی و جوش؛
  • سردرد؛
  • سرگیجه؛
  • واکنش‌های آلرژیک؛
  • بیماری‌های قلبی (مصرف زیاد نیاسین می‌تواند خطر ابتلا به ضربان نامنظم قلب را افزایش بدهد)؛
  • دیابت (نیاسین و نیاسین‌آمید می‌توانند قند خون را افزایش بدهند. افراد دیابتی که نیاسین یا نیاسین‌آمید مصرف می‌کنند، باید قند خون‌شان را به‌دقت کنترل کنند)؛
  • بدتر شدن بیماری‌های کیسه‌ی صفرا یا کبد؛
  • تشدید علائم نقرس؛
  • فشار خون پایین؛
  • زخم معده و روده؛
  • ایجاد اختلال در کنترل قند خون پس از عمل‌های جراحی.

داروهایی که محتوی مقدار زیادی ویتامین B۳ هستند، می‌توانند عوارض جانبی آزاردهنده‌ای مانند درد عضلات، اختلالات گوارشی و التهابات پوستی داشته باشند. در مطالعه‌ای که به‌تازگی در این زمینه صورت گرفت، عوارض جانبی در برخی بیماران به شکل مشکلات گوارشی مانند اسهال و زخم‌های معده و روده مشاهده شد. برخی مطالعات دیگر علائمی مانند آسیب‌های عضلانی، نقرس، جوش، زخم و سایر مشکلات جدی پوستی را در اثر مصرف زیاد ویتامین B۳ به ثبت رساندند.

برخی محققین بر این باورند که مصرف زیاد نیاسین می‌تواند احتمال بروز دیابت را افزایش بدهد. اگر از مکمل‌ها یا داروهای محتوی نیاسین استفاده می‌کنید و از عوارض جانبی آنها رنج می‌برید، درمورد مشکل‌تان با یک پزشک مشورت کنید و در صورت امکان، داروهای مصرفی‌تان را تغییر بدهید.

سوزش دهان ، مری و معده از علائم کمبود نیاسین هستند.

کمبود ویتامین B۳ در کشورهایی که سوء‌تغذیه به‌ندرت دیده می‌شود، شایع نیست. علائم بالینی کمبود این ویتامین شامل درماتیت (اگزما)، اسهال و زوال عقل هستند. تشخیص کمبود این ویتامین برعهده‌ی پزشک است و معمولا با تجویز مکمل‌های نیاسین قابل درمان است. علائم زیر در اثر کمبود نیاسین ظاهر می‌شوند:

  • پلاگر؛
  • تورم غشای مخاطی. معمولا علائم آن بر دهان، زبان، واژن و مجاری ادراری تأثیر می‌گذارد. نتیجه‌ی آن درد دهان، افزایش بزاق، خیز یا ورم زبان و انواع زخم‌هاست؛
  • مشکلات پوستی مانند زخم‌ها (اولسِر)؛
  • مشکلات گوارشی که علائمی مانند سوزش دهان، مری، معده، ناراحتی‌های شکمی، یبوست، حالت تهوع، استفراغ و اسهال را ایجاد می‌کنند؛
  • اختلالات مغزی، جنون، کاهش هشیاری، زوال عقل، موقعیت‌نا‌آگاهی، کنفوزیون، افسردگی، شیدایی و پارانویا از عوارض دیگر کمبود نیاسین هستند.


میزان ویتامین B۳ موردنیاز هر فرد چقدر است؟

براساس اعلام وزارت کشاورزی ایالات متحده، مقدار مناسب مصرف روزانه‌ی ویتامین B۳ به شرح زیر است:

کودکان: با توجه به سن، روزانه ۲ تا ۱۶ میلی‌گرم؛

مردان: روزانه ۱۶ میلی‌گرم؛

زنان: روزانه ۱۴ میلی‌گرم؛

زنان باردار و شیرده: روزانه ۱۷ تا ۱۸ میلی‌گرم.

البته مقدار موردنیاز ویتامین B۳ برای افراد مختلف متفاوت است و به عواملی مانند سن، وزن، جنسیت و نیازهای خاص فرد بستگی دارد. به‌عنوان مثال مقدار ۲ تا ۳ گرم نیاسین در روز برای درمان کلسترول بالا تجویز می‌شود.

امکان دارد مصرف ویتامین B۳ باعث ناراحتی معده شود، بنابراین بهتر است به همراه وعده‌‌های غذایی مصرف شود تا سرعت جذب آن کاهش یابد و از عوارض جانبی‌اش پیشگیری شود.

با توجه به نیاز و دلیل‌تان برای مصرف نیاسین، ممکن است پزشک‌تان توصیه کند تا چند هفته به همراه نیاسین، آسپرین یا داروهای آنتی‌هیستامین مصرف کنید تا آستانه‌ی تحمل‌ بدن‌تان نسبت به نیاسین افزایش یابد.

نیاسین جزو ویتامین‌های محلول در آب است و پس از مصرف وارد جریان خون می‌شود و کلیه‌ها مقدار اضافی آن را از طریق ادرار از بدن دفع می‌کنند. ویتامین B۳ و سایر ویتامین‌های گروه B، باید هر روز مصرف شوند، زیرا مقدار اضافی آنها از طریق ادرار دفع می‌شود.

ویتامین‌های گروه B را با هم مصرف کنید

معمولا مقدار موردنیاز ویتامین B۳ از طریق رژیم غذایی سالم و مناسب دریافت می‌شود، اما اگر برای تأمین آن مجبور به استفاده از مکمل های غذایی هستید، از مکمل‌های باکیفیت و تهیه‌شده از غذاهای کامل استفاده کنید. با این روش بدن‌تان بهتر ویتامین را جذب می‌کند و عوارض جانبی احتمالی به حداقل می‌رسند.

ویتامین‌های گروه B بر یکدیگر اثر هم‌افزایی دارند و درصورتی‌که با هم مصرف شوند، قابلیت جذب‌شان افزایش می‌یابد. بنابراین درصورتی‌که قصد دارید از مکمل استفاده کنید، مصرف مکمل‌های ب‌کمپلکس باکیفیت، گزینه‌‌ی مناسبی است. ویتامین‌های گروه B در افزایش سوخت‌وساز، سلامت قلب و مغز، سلامت استخوان‌ها و مفاصل مفیدند. اما فراموش نکنید بهترین کار این است تا حد امکان ویتامین‌ها و مواد معدنی موردنیازتان را از طریق غذاها و به‌طور طبیعی به‌دست بیاورید.

ویتامین‌ها چه محلول در آب باشند و چه محلول در چربی، نباید بیش‌ازحد مصرف شوند، زیرا مصرف زیاد آنها می‌تواند عوارض جانبی بدی به‌دنبال داشته باشد. این امر درمورد ویتامین B۳ نیز صادق است. مصرف زیاد این ویتامین می‌تواند مشکلاتی برای سلامتی افراد ایجاد کند.

برگرفته از: draxe

[ad_2]

لینک منبع

طرح مالی چیست و چه کاربردی برای سازمان دارد؟

[ad_1]

بخش مالی یک طرح کسب‌وکار شامل گزاره‌های مالی مختلفی است که نشان می‌دهد سازمان شما اکنون در کجا قرار گرفته و انتظار می‌رود در آینده‌ی نزدیک در کجا قرار بگیرد. این اطلاعات به شما کمک می‌کند مشخص کنید شرکت‌تان به چه مقدار سرمایه نیاز دارد و به افرادی که بیرون از شرکت قرار دارند نیز کمک می‌کند مشخص کنند که آیا با وام دادن به شما یا سرمایه‌گذاری کردن در کسب‌وکارتان، از سرمایه‌شان به شکلی عاقلانه استفاده کرده‌اند یا خیر. در همین راستا می‌خواهیم شما را در این نوشته با آماده‌سازی یک طرح مالی آشنا کنیم.

قرض‌دهنده‌ها و سرمایه‌گذاران انتظار دارند شما نیز پول‌تان را در شرکت سرمایه‌گذاری کنید تا نشان بدهید که به ایده‌ی خودتان متعهد هستید و اطمینان دارید که کسب‌وکارتان موفق خواهد بود. مقدار پولی که لازم است خودتان در کسب‌وکار سرمایه‌گذاری کنید با توجه به میزانی که می‌خواهید تأمین مالی را انجام بدهید متغیر است، اما معمولا بین ۲۰ تا ۵۰ درصد را شامل می‌شود.

طرح مالی

همچنین باید مشخص کنید که چه نوع تأمین‌ مالی‌ای برای کسب‌وکار شما مناسب‌تر است. بانک‌ها انواع مختلف وام را به کسب‌وکار‌هایی پیشنهاد می‌دهند که ریسک زیادی نداشته باشند. آیا شما به یک وام کوتاه‌مدت نیاز دارید که موجودی‌تان را افزایش بدهید؟ آیا به یک وام معاملاتی نیازی دارید که تمام پول را یک‌جا دریافت کنید یا یک خط اعتباری که هر وقت به پول نیاز داشتید بتوانید پول دریافت کنید؟ آیا به یک وام میان‌مدت نیاز دارید تا دارایی‌های بزرگ‌تر مانند ملک یا تجهیزات خریداری کنید؟ آیا به اعتبار قابل تجدیدی نیاز دارید که در مقایسه با خط اعتباری چارچوب زمانی طولانی‌تری دارد و به شما اجازه می‌دهد وام‌هایی را که قبلا پس داده‌اید دوباره قرض بگیرید؟ یا آیا شما یک کسب‌وکار با ریسک بالا هستید که لازم است تمام تلاش‌تان را بکنید تا به وام‌های دولتی برای کسب‌وکار‌های کوچک دست پیدا کنید؟

ساختاردهی به طرح مالی

طرح مالی‌تان را با اطلاعات مربوط به جایگاه مالی شرکت‌ در آخرین فصل و بررسی تاریخی وضعیت مالی شرکت آغاز کنید. سپس با توجه به خواسته‌های قرض‌دهنده‌ها یا سرمایه‌گذار‌ها با برون‌یابی مالی، اهداف مربوط به سه تا پنج سال آینده را مشخص کنید. این موارد بیانیه‌های شکل پیشنهادی نامیده می‌شوند و بر اساس فرضیات شما درباره‌ی چگونگی عملکرد کسب‌وکار ایجاد شده‌اند. برون‌یابی‌های یک‌ساله‌ی شما باید به‌صورت ماهانه تقسیم شوند، اما برون‌یابی‌های طولانی‌تر می‌توانند به‌صورت سالانه نیز تقسیم شوند.

ساختاردهی به طرح مالی

اگر طرح شما برای توسعه‌ی یک کسب‌وکار موجود باشد، بیانیه‌ی شما باید بر اساس داده‌ی مالی مربوط به این کسب‌وکار ایجاد شده باشد. اگر کسب‌وکار شما نوپاست بیانیه‌ی شما نظری خواهد بود، اما می‌توانید با مبتنی کردن آن بر بیانیه‌های مالی منتشرشده که به کسب‌وکارهای مشابه شما مربوط هستند، آن را واقع‌بینانه‌تر کنید.

اگر خودتان نمی‌توانید چنین داده‌هایی را پیدا کنید یا به‌خاطر منحصربه‌فرد بودن مفهوم کسب‌وکار شما چنین داده‌هایی وجود ندارند یا همه‌ی کسب‌وکارهای مشابه به‌ شکل خصوصی اداره می‌شوند، به دنبال حسابداری باشید که تجربه‌ی کار کردن با کسب‌وکارهای مشابه را داشته باشد و بتواند در ایجاد بررون‌یابی‌های مالیِ واقع‌بینانه‌ به شما کمک کند.



سه بیانیه‌ی مالی کلیدی

طرح مالی شما باید شامل سه بیانیه‌ی مالی کلیدی باشد: بیانیه‌ی درآمد، بیاینه‌ی ترازنامه‌ و جریان نقدی. در ادامه چیستی هر یک از این بیانیه‌ها و دلایل نیاز شما به‌ آنها را بررسی می‌کنیم.

بیاینه‌ی درآمد/بیانیه‌ی سود و زیان

بیانیه‌ی درآمد که بیانیه‌ی سود و زیان نیز نامیده می‌شود، مخارج و عایدی‌ شرکت شما را خلاصه می‌کند. عایدی‌ها فروش و/یا دیگر منابع درآمد شرکت شما هستند. برای مثال، یک کسب‌وکار نظافت از ساعت کار یا هزینه‌ای که برای هر اتاق یا خانه دریافت می‌کند عایدی کسب می‌کند؛ یک فروشگاه خواربار فروشی از غذا و دیگر محصولات و خدماتی که ارائه می‌دهد عایدی به‌دست می‌آورد. مخارج شامل مواردی چون هزینه‌ی کالاهایی که فروخته می‌شود (برای مثال پولی که برای خرید محصولاتی مانند گوشت و لبنیات از کشاورزان صرف می‌شود)، حقوق کارمندان، مالیات فروش و درآمد، بیمه‌ی کسب‌وکار و سود وام‌ است. قرض‌دهنده‌ها و سرمایه‌گذارها می‌خواهند بدانند شما با چه ارقامی کار می‌کنید و آیا کسب‌وکار شما سودده است یا به‌زودی سودده می‌شود.



ترازنامه

طرح مالی - ترازنامه

ترازنامه دارایی‌ها و بدهی‌های شرکت شما را نشان می‌دهد. این اسناد ترازنامه نامیده می‌شوند چراکه بدهی‌ها باید به‌ شکل مناسبی با دارایی‌ها در تعادل باشند. درون هر دسته‌ زیر‌دسته‌های متعددی وجود دارد. برای مثال دارایی‌‌های شما شامل پول نقد، حساب‌های دریافتی، موجودی کالا و تجهیزات است و بدهی‌های شما شامل حساب‌های پرداختی، دست‌مزدها و حقوق‌ها، مالیات، اجاره ‌و تسهیلات و سپرده برای وام می‌شوند. ترازنامه از این جهت مهم است که وضعیت مالی شرکت را در هر لحظه از زمان نشان می‌دهد و دارایی‌ها را با قرض‌ها مقایسه می‌کند.

بیانیه‌ی جریان نقدی/بودجه‌ی نقدی

بیانیه‌ی جریان نقدی نشان‌دهنده‌ی مقادیری است که انتظار دارید در یک چارچوب زمانی به کسب‌وکار شما وارد و از آن خارج شود. موضوعاتی که لازم است برای پیش‌بینی جریان نقدی بررسی کنید عبارتند از پیش‌بینی‌های فروش و دریافت‌های نقدی در برابر اعتبارات دریافتی و چارچوب زمانی برای جمع‌آوری حساب‌های دریافتی. این مخارج چقدر خواهند بود و هر چند وقت یک‌بار باید آنها را پرداخت کنید؟ آیا شما اعتبار تجارت خواهید داشت و برای چه مدت باید به تأمین‌کننده‌ها پرداخت انجام بدهید؟ بیانیه‌ی جریان نقدی نه‌تنها به سرمایه‌گذار‌ها نشان می‌دهد که شما می‌دانید چه کاری انجام می‌دهید، بلکه به شما هم کمک می‌کنند مطمئن شوید که مدل کسب‌وکارتان از نظر مالی قابل اعتماد است و اهدافی را که می‌خواهید به‌دست بیاورید تثبیت می‌کند.

بیانیه‌های مالی باید برای کسب‌وکارتان چشم‌اندازهای مالی کوتاه‌مدت و بلندمدت ارائه کنند. در طرح‌های کسب‌وکار، برون‌یابی‌های سه‌ساله و پنج‌ساله بلندمدت در نظر گرفته می‌شوند و انتظار می‌رود که طرح شما دست‌کم سه سال را پوشش بدهد. برون‌یابی‌های شما نباید سناریو‌های خوش‌بینانه و در بهترین حالت یا سناریو‌های بدبینانه و در بدترین حالت باشند، بلکه باید واقع‌بینانه باشند. اشتباه رایج برون‌یابی، یعنی چوب هاکی را مرتکب نشوید که رشد سریع و ناگهانی را پیش‌بینی می‌کند. این اشتباهی است که افراد تازه‌کار به‌راحتی مرتکب آن می‌شوند.

ممکن است قرض‌دهنده‌ها بخواهند بیانیه‌ی شما به شکل خاصی بیان بشود، در نتیجه پیش از نوشتن آنها در این مورد سؤال بپرسید. برای مثال ممکن است یک بانک برای سال اول خواستار برون‌یابی‌های ماهانه، برای سال دوم برون‌یابی‌های فصلی و برای سال سوم برون‌یابی سالانه باشد. اگر شما یک کسب‌وکار جدید هستید، علاوه بر بیاینه‌ی مالی برای شرکت‌تان، ممکن است نیازمند بیانیه‌‌های مالی برای اشخاص نیز باشید. این بیانیه‌ها باید دارایی‌های هر مالک ازجمله حساب‌های مالی و پس‌انداز‌ها، سهام‌‌‌ و اوراق بهادار، حساب‌های بازنشستگی و ارزش املاک و همچنین بدهی‌ها ازجمله رهن‌ها، وام‌های دانشجویی، مالیات‌ها و … را فهرست کنند.

زمانی که بیانیه‌های مالی‌تان را جمع‌آوری می‌کنید مطمئن شوید که هیچ خطا یا اشتباهی در محاسبات‌تان وجود ندارد. اگر برای تهیه‌ی این بیانیه‌ها تجربه‌ی کافی ندارید، حسابداری استخدام کنید تا به شما کمک کند. حتی اگر شما و همه‌ی شرکای کسب‌وکارتان دقیقا می‌دانید که چه کاری انجام می‌دهید، همچنان ممکن است بخواهید یک فرد حرفه‌ای بی‌طرف را از بیرون شرکت استخدام کنید تا کار شما را بررسی کند و درباره‌ی اینکه آیا پروژ‌ه‌ی شما واقع‌بینانه است یا خیر نظر بدهد. شما نمی‌خواهید زمانی که قرض‌دهنده یا سرمایه‌گذار بالقوه پیشنهاد شما را مطالعه می‌کند، از اشتباهات یا خطاهایی که در بیانیه‌ی مالی‌تان وجود دارد بی‌خبر باشید.



آنچه می‌توانید از بیانیه‌های مالی‌تان بیاموزید

درحالی‌که بیانیه‌های مالی خودشان سودمند هستند، از داده‌هایی که در آنها وجود دارد نیز می‌توان برای محاسبه‌ی نسبت‌های مالی مانند حاشیه‌ی سود ناخالص، بازگشت سرمایه و بازگشت حقوق مالکان استفاده کرد. این نسبت‌ها اطلاعات ارزشمندی درباره‌ی نقدینگی، سوددهی، قرض‌ها، عملکرد اجرایی، جریان نقدی و ارزش سرمایه‌گذاری فراهم می‌کند.

اطلاعات مالی بیشتر

قرض‌دهنده‌ها و سرمایه‌گذارهای بالقوه علاوه بر بیانیه‌ی مالی ممکن است بخواهند پیش‌بینی فروش و در صورت وجود طرح کارمندان و کارکنان را نیز ببینند.

پیش‌بینی فروش

پیش‌بینی فروش جدولی است که فروش محصولات مختلف شما را در یک سال آینده‌ به‌صورت ماهانه و برای چند سال آینده به‌صورت سالانه تقسیم می‌کند. برای یک کسب‌وکار خدمات نظافت، پیش‌بینی فروش ممکن است قرادادهای تمیز‌کاری برای یک‌بار، قردادهای ماهانه و سالانه را فهرست کند، سپس دوباره آنها را بر اساس خانه‌ها، مجتمع‌های مسکونی، واحدهای آپارتمانی، کل ساختمان یک آپارتمان و دفتر‌های کاری تقسیم‌بندی کند. برای یک فروشگاه خواربار فروشی پیش‌بینی فروش ممکن است فروش میوه‌ها، سبزیجات، لبنیات، گوشت، غذاهای دریایی، کالاهای بسته‌بندی و غذاهای گرم را برون‌یابی کند. اگر کسب‌وکار شما یک محصول را می‌فروشد، پیش‌بینی فروش شما باید شامل هزینه‌ی کالاهایی که می‌فروشید نیز باشد.

طرح کارکنان

اگر کسب‌وکار شما کارمندانی نیز دارد و تنها شامل مدیران نیست، لازم است یک طرح کارکنان داشته باشید که نشان بدهد چه نوع کارمندانی خواهید داشت (برای مثال صندوق‌دارها، قصاب‌ها، راننده‌ها و آشپز‌ها) و نیز هزینه‌های آنها برای حقوق، دست‌مزد، بیمه‌ی سلامتی، کمک‌های بازنشستگی، بیمه‌ی از کار‌افتادگی کارکنان، بیمه‌ی بیکاری، امنیت اجتماعی و مالیات‌های مراقبت پزشکی چقدر است.

استفاده از وام یا سرمایه‌گذاری

شما شرایط خوبی برای کسب‌وکارتان ایجاد کرده‌اید، قابل دست‌یابی است و می‌توانید آن را اجرایی کنید. برای استفاده از پولی که قرض‌دهنده‌ها یا سرمایه‌گذارها به شما می‌دهند دقیقا چه طرحی دارید؟ آنها می‌خواهند طرح شما را بدانند. برای مثال اگر درخواست ۱۰۰ هزار دلار وام داده‌اید، ممکن است آن را به پولی که صرف تجهیزات مانند دستگاه‌های ثبت اسکناس، یخچال‌های قفسه‌ای برای مواد غذایی و … می‌شود، خرید موجودی و برگزاری کمپین بازاریابی تقسیم کنید. اگر به دنبال سرمایه برای توسعه‌ی کسب‌وکارتان هستید، ممکن است نشان بدهید که می‌خواهید چقدر پول صرف مدل‌سازی مجدد یا اضافه‌ کردن فروشگاه بکنید.



پیشنهاد دادن برنامه‌ی زمانی بازپرداخت یا استراتژی خروج

طرح مالی - یشنهاد دادن برنامه‌ی زمانی بازپرداخت یا استراتژی خروج

قرض‌دهنده‌های بالقوه می‌خواهند بدانند که شما چه زمانی وام یا خط اعتباری را باز می‌گردانید. در نتیجه شما باید برنامه‌ی زمانی و شرایط بازپرداخت را نیز بیان کنید. ممکن است آنها با پیشنهاد شما موافقت نکنند اما بیان این شرایط نشان می‌دهد که شما وام را از نقطه نظر قرض‌دهنده‌ها نیز مورد توجه قرار داده‌اید. همچنین توضیح بدهید که چه وثیقه‌هایی برای تضمین وام وجود دارد. این وثیقه‌ها می‌توانند موجودی، حساب‌های دریافتی، املاک، وسایل نقلیه یا تجهیزات باشند. توجه داشته باشید که قرض‌دهنده‌ها ارزش واقعی وثیقه‌های شما را در نظر نمی‌گیرند و هر قرض‌دهنده ممکن است درصد متفاوتی را حساب کند.

سرمایه‌گذارهای بالقوه می‌خواهند بدانند سرمایه‌‌شان چه زمانی باز می‌گردد و چقدر بازگشت سرمایه را باید انتظار داشته باشند. آنها همچنین می‌خواهند ببینند شما برای خروج از بازار نیز استراتژی‌ای دارید تا سرمایه‌ی آنها و خودتان را به پول نقد تبدیل کنید. آیا قصد دارید شرکت را به‌صورت یک‌جا به فرد یا شرکت دیگری بفروشید؟ آیا اوراق بهادار عمومی منتشر و کسب‌وکار را عمومی می‌کنید؟ اگر کسب وکار در حال شکست خوردن باشد استراتژی شما برای خروج چه خواهد بود؟ در چه نقطه‌ای به این نتیجه می‌رسید که باید جلوی ضرر را گرفت و کسب‌وکار را بست و اگر چنین اتفاقی بیفتد چگونه پول سرمایه‌گذارها را به آنها باز می‌گردانید؟‌

به‌یاد داشته باشید که هیچ‌کس مجبور نیست به شما پول قرض بدهد یا در شرکت شما سرمایه‌گذاری کند و زمانی که افراد در نظر دارند چنین کاری انجام بدهند، ریسک و بازگشت سرمایه‌ی کار کردن با شما را با ریسک و بازگشت سرمایه‌ای که می‌توانند با سرمایه‌گذاری در شرکت‌های دیگر به‌دست بیاورند مقایسه می‌کنند. شما باید آنها را متقاعد کنید که کسب‌وکارتان امیدوارکننده‌ترین گزینه است.

برگرفته از: investopedia

[ad_2]

لینک منبع

خصوصیات افراد موفق چیست و چرا از بقیه متفاوت هستند؟

[ad_1]

آدم‌های موفق آن طور که اکثر مردم انتظار دارند نیستند. شیوه سخن گفتن، تفکر و برخورد آنان با موقعیت‌ها، چالش‌ها و مشکلات متفاوت است. تنها راه ما برای رسیدن به موفقیت، الگو گرفتن از آنهاست، چون موفقیت هم مثل مهارت‌های دیگر اکتسابی است. پس برای رسیدن به موفقیت کافی‌ است از کارها و ذهنیت افراد موفق تقلید کنید.

در ادامه خصوصیات افراد بسیار موفق آورده شده است. هنگام مطالعه‌ی این فهرست، به این فکر کنید که کدام یک از این خصوصیات در شما وجود دارد؟ یا باید روی کدام یک بیشتر کار کنید؟

۱. نگرش «من می‌توانم»

افرادی با این نگرش، هر کاری را، هرقدر هم که سخت باشد، «انجام‌پذیر» می‌بینند. آن‌ها دائماً از عباراتی مثل «از پسش برمی‌آییم»، «بیایید انجامش دهیم»، «بیایید این مشکل را حل کنیم» استفاده می‌کنند و اعتقاد دارند همیشه برای هر مشکلی راه‌حلی وجود دارد. این‌ افراد همیشه به‌دنبال دلیل مشکلات و راه‌حل آنها هستند و به همه چیز با دید مثبت می‌نگرند.

من می‌توانم - خصوصیات افراد موفق

۲. باور به اینکه «می‌توانم راه‌حلی پیدا کنم»

حتی اگر مطمئن نیستید چطور یک کار خاص را انجام دهید، باز هم باید به خود اعتماد داشته باشید و بگویید «حلش می‌کنم،» نه این‌که بگویید «نمی‌دانم چطور این کار را انجام دهم» و خلاص! هیچ ایرادی ندارد که کاری را بلد نباشید به شرط آنکه به خودتان قول بدهید از آن سر در آورید یا کسی را پیدا کنید تا کمکتان کند.

۳. روی فرصت‌ها تمرکز کنید

افراد موفق هر وضعیتی، حتی مشکلات و کمبودها را به چشم «موقعیت» می‌بینند. مردم عادی در مواجهه با مشکلات فقط سختی‌ها را می‌بینند، ولی افراذ موفق می‌دانند که حل مشکلات یعنی محصولات، خدمات، مشتریان و احتمالا موفقیت‌های مالی جدید. یادتان باشد موفقیت با غلبه بر مشکل و چالش به دست‌ می‌آید. بنابراین نمی‌توان بدون مواجهه با مشکلات و سختی‌ها موفق شد.

۴. چالش‌ها را دوست داشته باشید

بسیاری از چالش متنفرند و به همین خاطر می‌کوشند از آن دوری کنند، ولی افراد موفق از آن استقبال می‌کنند. چالش‌ها تجربیاتی هستند که توانایی‌های افراد را تقویت می‌کند. برای رسیدن به اهدافتان، باید به جایی برسید که هر چالشی برایتان حکم یک موتور محرکه را داشته باشد.

۵. راه حل مشکلات را بیابید

یک مشکل به آنها بدهید، هر مشکلی که شد، راه‌حلش را پیدا می‌کنند و به خاطرش پاداش می‌گیرند، حتی شاید تبدیل به قهرمان شوند. هر قدر مسئله بزرگ‌تر باشد و افراد بیشتری درگیر آن باشند، با حل آن، موفقیت بیشتری به‌دست می‌آورید. بنابراین یکی از بهترین و سریع‌ترین راه‌ها برای این‌که خودتان را از بقیه متمایز کنید بهبود بخشیدن به وضعیت است، نه بدتر کردن آن.

۶. تا رسیدن به موفقیت ثابت قدم باشید

دست از تلاش نکشید - خصوصیات افراد موفق

برای اینکه بتوانید هر رویایی را به واقعیت تبدیل کنید باید حتی با وجود شکست، اتفاقات غیرمنتظره و خبرهای بد، در راه‌تان ثابت قدم باشید و از اهداف‌تان دست نکشید. این خصوصیت تمام افراد موفق است.

۷. ریسک را بپذیرید

بیشتر مردم هیچ وقت دنبال جلب توجه، شناخته شدن و کولاک کردن نیستند، آنها تنها می‌کوشند از داشته‌های خود مثل اعتبار، موقعیت کاری، یا هر آنچه تا به حال به‌دست آورده‌اند حفاظت کنند؛ ولی مردم موفق صرف نظر از این که نتیجه چه خواهد شد، ریسک را دوست دارند و برای رسیدن به نتیجه حاضرند بارها و بارها برگردند و دوباره شروع کنند. این ضرب‌المثل قدیمی یادتان باشد «نابرده رنج، گنج میسر نمی‌شود».

۸. غیرمنطقی باشید

غیرمنطقی بودن به معنی دمدمی مزاج و بی‌ثبات بودن نیست – تازه در این دنیا هیچکس نیست که کمی دیوانه نباشد- به عبارت دیگر، وقتی می‌دانید اقداماتی خاص شما را به نتیجه نمی‌رسانند، حتی اگر این اقدامات به دلایل منطقی صورت می‌گیرند، باز هم قبول نکنید انجامشان دهید. به این فکر کنید که اگر کسی پیدا نمی‌شد و کاری را که دیگران به آن برچسب «غیرمنطقی» زده‌اند انجام نمی‌داد، شاید الان ماشین، هواپیما، سفر فضایی، تلفن و اینترنت هم وجود نداشت.

۹. خطرناک باشید

اگر بخواهید بیش از حد مواظب همه چیز باشید یعنی باید زیاد احتیاط کنید اما با احتیاط نمی‌توانید کارهای بزرگ انجام دهید. برای رسیدن به اهداف بزرگ باید دست از احتیاط بکشید و خطر کنید.

۱۰. آماده‌ی عملیات باشید

افراد موفق به اندازه‌ای فعالیت دارند که شاید باورش برایتان دشوار باشد. به ندرت پیش می‌آید این افراد مشغول کاری نباشند، مهم نیست چه کاری باشد حتی مهم نیست اگر در تعطیلات باشند (برای این‌که مطمئن شوید کافی‌ است از همسر یا خانواده‌شان بپرسید!). افراد ناموفق درباره‌ی نقشه‌هایشان حرف می‌زنند ولی هرگز برای رسیدن به هدف، کاری انجام نمی‌دهند، یا حداقل آنقدر که نیاز است، انجام نمی‌دهند. افراد موفق اعتقاد دارند شاید کارهای امروزشان خیلی زود به نتیجه نرسد ولی اگر فعالیت مداوم داشته باشند بالاخره دیر یا زود نتیجه‌ی آن را می‌بینند.

۱۱. همیشه بگویید «بله»

وقتی مردد هستید کاری را انجام بدهید یا نه، همیشه بگویید بله! باید زندگی را زندگی کرد، وقتی مرتب به همه چیز نه بگویید این اتفاق نخواهد افتاد. پس سعی کنید به همه چیز «بله» بگویید، تا وقتی آنقدر موفق شوید که مجبور شوید برای مدیریت زمان و انرژی‌تان «نه» گفتن را هم به برنامه‌ اضافه کنید. تا آن زمان، «بله» گفتن را به عادت خود تبدیل کنید، عادتی که شما را به موفقیت می‌رساند.

۱۲. به تعهد و مسئولیت‌پذیری خو کنید

متعهد باشید - خصوصیات افراد موفق

تعهد از خصوصیاتی است که کمبود آن بسیار احساس می‌شود. سازمان‌ها و افراد زیادی هستند که نمی‌توانند نسبت به فعالیت‌ها، وظایف، کارها و مسئولیت‌های خود متعهد بمانند. ولی برای رسیدن به موفقیت لازم است که متعهد و مسئولیت‌پذیر باشید. باید دست از ملاحظه‌کاری بردارید و به آب بزنید.

۱۳. تا رسیدن به مقصد ادامه بدهید

تا وقتی کاری به موفقیت نرسیده، تمام نشده است. تا زمانی که به طور رسمی با مشتری یا سرمایه‌گذار قرارداد نبستید یعنی کار هنوز تمام نشده است. احتمالا اگر ۵۰ بار با مشتری تماس بگیرید ولی معامله‌ای نکنید، دیگر با او تماس نمی‌گیرید. اینجاست که مردم منطقی می‌شوند و کار را ناتمام رها می‌کنند. برای دستیابی به موفقیت باید عهد ببندید که کاملا غیرمنطقی باشید و کار را تا رسیدن به نتیجه ادامه دهید.

۱۴. بر زمان حال تمرکز کنید

افراد موفق با توجه به شرایط فورا اقدام می‌کنند تا بتوانند آینده‌ی مطلوب خود را ترسیم کنند. آنها می‌دانند به تعویق انداختن کارها نقطه ضعفی بزرگ است. هرکس کار امروز را به فردا بیاندازد، هیچوقت به اعتمادبه‌نفس و انگیز‌ه‌ی ناشی از اقدام فوری و در لحظه دست نمی‌یابد.

۱۵. شجاع باشید

احتمالا متوجه شده‌اید افراد موفق به خود اعتماد و اطمینان دارند، آرام و راحتند و حتی شاید گاهی مغرور به نظر برسند. نباید فکر کنید ذاتا «متفاوت» هستند، بلکه باید بدانید خصلت‌های آنان نتیجه‌ی فعالیت‌ها و کارهایی است که انجام داده‌اند. هرچه بیشتر کارهایی انجام دهید که انجام دادنش برایتان کمی ترسناک است، دیگران بیشتر شما را شجاع‌ می‌دانند و جذب‌تان می‌شوند.

۱۶. از تغییر استقبال کنید

غیرممکن است بخواهید به موفقیت برسید و در عین حال بخواهید چیزی هم تغییر نکند. افراد موفق به جهان در حال تغییر نگاه می‌کنند و از این تغییر به نفع خود استفاده می‌کنند. آنها می‌دانند باید با تغییرات هماهنگ شوند. استقبال از تغییر از ویژگی‌های خوب افراد موفق است.

۱۷. رویکرد درست را تعیین و انتخاب کنید

افراد موفق می‌توانند تشخیص دهند چه کاری به نتیجه می‌رسد و چه کاری فایده‌ای ندارد، اما افراد ناموفق فقط روی سخت کار کردن تمرکز می‌کنند. افراد موفق به کار سخت فکر نمی‌کنند (هرچند خود نیز سخت‌کوش هستند)، به این فکر می‌کنند چطور هوشمندانه کار کنند و دنبال رویکردی درست و مناسبی می‌گردند که آنها را به موفقیت برساند.

۱۸. سنت شکن باشید

سنت شکنی کنید - خصوصیات افراد موفق

بیشتر افراد موفق دنبال این هستند که خود روش‌ها و سنت‌های جدید ایجاد کنند، نه این‌که از روش‌های معمول و قدیمی پیروی کنند. زندانی «همرنگ جماعت بودن و موافق بودن با بقیه» نشوید. به این فکر کنید که چطور می‌توانید از تفکر سنتی که مانع پیشرفت دیگران است، به نفع خود و برای رسیدن به موفقیت استفاده کنید.

۱۹. هدف داشته باشید

افراد موفق به شدت هدفمند هستند و همیشه بیشتر به هدف فکر می‌کنند تا به مشکلات. به نظر می‌رسد آنان با تعهد و تمرکز بر هدف قادرند ناممکن‌ها را ممکن سازند. افراد موفق تلاش می‌کنند هم بر لحظه‌ی حال متمرکز باشند، هم به آن تصویر بزرگتر که در سر دارند توجه داشته باشند،‌ نه فقط به کاری که در آن لحظه در دست دارند.

۲۰. همیشه در مأموریت باشید

باید به کاری که می‌کنید به چشم یک «مأموریت» نگاه کنید، نه فقط به چشم شغلی ساده. نگرش‌تان باید این باشد که هر فعالیت شما می‌تواند برای همیشه دنیا را تغییر دهد. به هر تلفن، ایمیل، فروش، قرار ملاقات، ارائه و هر روزی که در دفتر کار خود می‌گذرانید فقط به چشم وظیفه‌ی شغلی نگاه نکنید، بلکه به چشم کاری نگاه کنید که قرار است شما را برای همیشه موفق و مشهور کند.

۲۱. انگیزه‌ی بالا داشته باشید

انگیزه یعنی هر آنچه برای کار به شما انرژی می‌دهد. برای دستیابی به موفقیت لازم است انگیزه داشته باشید تا برای رسیدن به هدفتان کار کنید. اشتیاق‌تان به انجام یک کار نباید فقط برای چند ساعت یا چند روز یا چند هفته طول بکشد، بلکه باید آنقدر قوی باشد که باعث شود هر روز با انرژی به مسیرتان ادامه دهید. افراد موفق همیشه دلایلی می‌یابند تا به آنها برای رسیدن به موفقیت‌های جدید انگیزه دهد.

۲۲. به نتایج علاقمند باشید

برای افراد موفق، «تلاش» یا «کار» یا «زمانی» که روی یک فعالیت صرف می‌کنند اهمیت ندارد، بلکه مهم نتیجه است. باید با این واقعیت روبه‌رو شوید، چه خوش‌تان بیاید چه خوش‌تان نیاید، این نتایج هستند که اهمیت دارند. برای رسیدن به موفقیت باید به خود سخت بگیرید و تا زمانی که به نتیجه نرسیدید دست از تلاش نکشید.

۲۳. اهداف و رویاهای بزرگ داشته باشید

گاهی بزرگترین حسرت زندگی این است که اهداف خود را واقع‌بینانه انتخاب کردیم در حالی که می‌شد رویایی بزرگ و به ظاهر دست‌نیافتنی در سر بپروریم. «بلندپروازی» دنیا را تغییر می‌دهد. پس رویای بزرگ داشته باشید، قدم‌های بلند بردارید و بعد ببینید چطور می‌توان از این هم بلندپروازتر بود.

۲۴. واقعیت خود را بسازید

واقعیت خودتان را بسازید - خصوصیات افراد موفق

افراد موفق مثل جادوگران هستند؛ آنها با واقعیت‌های زندگی مابقی مردم کاری ندارند. در عوض، می‌خواهند خود واقعیت‌های زندگی‌شان را بسازند که با واقعیت‌های معمول زندگی دیگران تفاوت دارند. آنها به آنچه بقیه آن را ممکن یا غیرممکن می‌دانند علاقه‌ای ندارند، تنها به تحقق رویایی که خود آن را واقعی می‌دانند اهمیت می‌دهند.

۲۵. اول مسئولیت به عهده بگیرید و بعد آن را بسنجید

بیشتر مردم فکر می‌کنند باید اول تمام جوانب را بسنجند و بعد مسئولیتی را بپذیرند. این افراد معمولا به این نتیجه می‌رسند که برای مسئولیت جدید وقت ندارند. البته ممکن است این رویکرد خطرناک به نظر برسد ولی خلاقیت و توانایی حل مسئله تنها بعد از این‌که فرد مسئولیتی را پذیرفت به‌وجود می‌آید.

۲۶. به شدت اخلاق‌گرا باشید

رعایت اخلاق تنها به این معنا نیست که مطابق با معیارهای جامعه رفتار کنید. اخلاق‌گرایی افراد را ملزم می‌سازد آنچه به دیگران گفته‌اند، انجام دهند- و آن قدر پیش روند تا به نتایج مطلوب برسند. رعایت اخلاق تنها به مسائل مالی مربوط نمی‌شود بلکه در مورد مفاهیم بزرگتر مثل تحقق توانایی‌ها و استعدادهایتان و نیز تعهدات پنهان و آشکارتان نیز صدق می‌کند.

۲۷. در کارهای گروهی شرکت کنید

در کارهای گروهی رشد و سلامت کل اعضای گروه برای همه مهم است، و این نکته‌ای است که هر فرد موفقی از آن آگاه است. می‌خواهید تمام افرد تیمتان ببرند و پیشرفت کنند، چون موفقیت آنان روی کار شما هم تأثیر می‌گذارد. به همین خاطر همیشه می‌خواهید هر کاری که می‌توانید انجام دهید تا سطح اعضای تیم را بالاتر ببرید.

۲۸. مدام یاد بگیرید

طبق گزارش‌ها، موفق‌ترین مدیرعاملان سالانه ۶۰ کتاب می‌خوانند و در بیشتر از شش کنفرانس شرکت می‌کنند. موفق‌ترین افراد هر آنچه برای‌ آنها مفید باشد می‌خوانند.

۲۹. راحت نباشید

یکی دیگر از ویژگی‌های افراد موفق انجام کارهایی است که با انجام دادنش راحت نیستند؛ در واقع، انجام هر کدام از آن کارها برایشان بسیار دشوار است. البته بسیار وسوسه‌انگیز است که همیشه با محیط و مسیرهای اطرافتان، کارها و عادات روزانه‌ و آشنای خود سروکار داشته باشید اما هیچ کدام از آنها شما را پیش نمی‌برند. بودن در شرایط آشنا حس خوبی دارد ولی افراد موفق دوست دارند خود را در وضعیت‌های ناآشنا و جدید قرار دهند. دوست دارند راحت نباشند. بنابراین شما هم سعی کنید آسوده و راحت نباشید چرا که این موضوع نشان می‌دهد در راه رسیدن به موفقیت هستید.

۳۰. سطح روابط خود را ارتقا دهید

با افراد برتر از خود ارتباط برقرار کنید - خصوصیات افراد موفق

عادت کنید دایره‌ی روابط خود را گسترش دهید. با افرادی رابطه برقرار کنید که روابطی بهتر از شما، تحصیلات بالاتر از شما دارند، یا حتی از شما موفق‌تر هستند. با کسانی که از شما بهترند رابطه برقرار کنید. افراد دور و برتان تأثیر زیادی روی شما و اهدافتان دارند. شما نمی‌خواهید در جا بزنید، می‌خواهید بالا بروید و برای پیشرفت باید سعی کنید با کسانی که بلندپروازتر از شما هستند، آرزوهای بزرگ‌تری دارند و موفق‌ترند ارتباط برقرار کنید.

۳۱. نظم و ترتیب داشته باشید

برای دستیابی به موفقیت و حفظ آن باید تعیین کنید کدام عادات برای شما سازنده هستند و بعد خودتان و گروه‌تان به صورت منظم آن‌ عادات را انجام دهید (مورد ۲۸ را بخوانید).

هیچ کدام از این خصوصیات، فراانسانی نیستند. تک تک آنها دست‌یافتنی هستند. سعی نکنید فقط از یک یا دو تکنیک استفاده کنید. هنگام تفکر و عمل تمام آنها را در نظر بگیرید تا خیلی زود به بخشی از شما تبدیل شوند. تمام آنها را به کار ببرید.

hubspot.com

[ad_2]

لینک منبع

اختیار معامله چیست و چه کاربردی در سرمایه‌گذاری دارد؟

[ad_1]

امروزه پرونده‌ی خیلی از سرمایه‌گذاران شامل سرمایه‌گذاری‌هایی مانند سرمایه‌ی مشترک،‌ سهام و اوراق بهادار است؛ با وجود این، تنوع اوراق بهاداری که در دسترس دارید همین‌ها نیستند. یکی دیگر از انواع اوراق بهادار «اختیار معامله» نام دارد. این اختیار فرصت‌های بی‌شماری را در اختیار سرمایه‌گذاران حرفه‌ای که کاربرد‌های عملی و ریسک این گروه از دارایی‌ها را درک می‌کنند، قرار می‌دهد.

یکی از فایده‌های مهم اختیار معامله، تطبیق‌پذیری و توانایی آن برای ارتباط برقرار کردن با دارایی‌های سنتی‌ مانند سهام شخصی است. این ویژگی به شما امکان می‌دهد که موقعیت خود را طبق شرایطی که ممکن است در بازار اتفاق بیفتد، تطبیق بدهید یا تنظیم کنید. برای مثال می‌توانیم از اختیار معامله به‌عنوان سپر دفاعی در برابر بازار بورسِ در حال سقوط استفاده کنیم تا ضررات سقوط سهام را کاهش بدهیم یا می‌توانیم از آن برای پیش‌بینی استفاده کنیم یا اگر بخواهیم می‌توانیم با استفاده از آنها خیلی محافظه‌کار باشیم. بنابراین استفاده از اختیار معامله را می‌توان به‌عنوان بخشی از استراتژی وسیع‌تر سرمایه‌گذاری توصیف کرد.

اختیار معامله

اما این تطبیق‌پذیری عملی هم مشکلات خود را دارد. اختیار معامله، اوراق بهادار خیلی پیچیده‌ای هستند و اگر درست از آنها استفاده نکنیم ممکن است ریسک بالایی داشته باشند. به همین دلیل است که وقتی با یک کارگزار بورس اختیار معامله، معامله را خرید و فروش می‌کنیم معمولا با جمله‌ای مثل این مواجه می‌شویم:

«اختیارات شامل ریسک‌ها هم می‌شوند و برای هرکسی مناسب نیستند. معامله‌ی اختیارات اساسا اختیاری هستند و ریسک بالایی برای ضرر دادن دارند. فقط با سرمایه‌گذاری خطرپذیر سرمایه‌گذاری کنید».

اختیار معامله به گروه بزرگ‌تری از اوراق بهادار به‌نام اوراق بهادار مشتقه تعلق دارد. این نوع از اوراق بهادار معمولا ریسک بالایی دارند و همچنین این توانایی را دارند که اقتصاد را به‌هم بریزند، اما این تفکر کمی اغراق‌‌شده‌ است. معنای «مشتقه» بودن این است که قیمت آن به قیمت چیز دیگری وابسته است یا از آن مشتق شده است. مثل آب‌میوه که از میوه مشتق است و سس کچاپ که مشتق از گوجه فرنگی است. اختیار معامله از اوراق بهادار مالی مشتق است یعنی ارزش آنها به ارزش دارایی‌های دیگر بستگی دارد. مشتق بودن به این معنی است و انواع مختلفی از اوراق بهادار وجود دارند که تحت عنوان مشتق قرار می‌گیرند مثلا پیمان‌های آتی، قرارداد سلف و قراردادهای معاوضه (که خود انواع زیادی دارد).

داشتن آگاهی کافی در مورد عملکرد اختیار معامله و اینکه چطور از آنها استفاده‌ی مناسب داشته باشیم، به شما کمک می‌کند سود زیادی در بازار به‌دست بیاورید. اگر پایه و اساس قضاوتیِ اختیار معامله برای شما مناسب نیست، اشکالی ندارد. می‌توانید بدون قضاوت کردن از این سهام استفاده کنید. حتی اگر تصمیم بگیرید هرگز از اختیار معامله استفاده نکنید، باید بدانید شرکت‌هایی که شما در آنها سرمایه‌گذاری می‌کنید چگونه از آن استفاده می‌کنند. حالا چه این استفاده محافظت در برابر ریسک معاملات ارزی باشد چه مالکیت را به‌صورت اختیار معامله به کارکنان بدهند، خیلی از شرکت‌های چند ملیتیِ امروزی به نوعی از اختیار معامله استفاده می‌کنند.

اختیار معامله چیست؟

تعریف اختیار معامله

اختیار معامله یکی از انواع اوراق بهادار مشتقه است. آنها مشتقه هستند چون قیمت یک اختیار معامله ارتباط مستقیمی با قیمت چیز دیگری دارد. به‌عبارت دیگر اختیار معامله یک قرارداد است که حق خرید و فروش دارایی مربوطه را با قیمتی تعیین‌شده و در زمانی معین به طرف معامله می‌دهد، ولی او را مجبور نمی‌کند. حق خرید «قرارداد حق خرید» و حق فروش «قرارداد حق فروش» نام دارد. افرادی که کمتر با مشتقات آشنا هستند ممکن است تفاوت‌های واضح این تعریف را با تعریف پیمان آتی و قرارداد سلف نبینند. پاسخ این است که پیمان آتی و قرارداد سلف، هم حق و هم اجبار خرید و فروش را در مقطعی در آینده اعطا می‌کنند. برای مثال اگر کسی در قرارداد آینده‌ی خود برای یک گله گاو کوتاهی کند مجبور می‌شود گاو‌ها را به خریدار تحویل بدهد مگر اینکه موقعیت خود را قبل از منقضی شدن زمان ببندد. معامله‌ی اختیار معامله چنین اجباری را در بر ندارد و دقیقا به همین خاطر است که «اختیار» نام دارد.

قرارداد حق خرید و قراردادهای حق فروش

قرارداد حق خرید ممکن است به‌عنوان ودیعه برای هدفی در آینده در نظر گرفته شود. برای مثال توسعه‌دهنده‌ی زمین ممکن است حق خرید یک پارکینگ عمومی خالی را در آینده داشته باشد، ولی فقط می‌خواهد در صورتی از این حق استفاده کند که قوانین منطقه‌بندی خاصی تصویب شوند. توسعه‌دهنده می‌تواند حق خرید پارکینگ را به قیمت ۲۵۰ هزار دلار از زمین‌دار در هر مقطعی در سه سال آینده خریداری کند. البته زمین‌دار چنین اختیاری را به رایگان نمی‌دهد و توسعه‌دهنده باید مبلغی بپردازد تا آن حق را به‌دست بیاورد. در مورد اختیار معامله این هزینه اجرت نام دارد و مقدار آن قرارداد اختیار معامله است. در این مثال، اجرت ممکن است ۶ هزار دلار باشد که توسعه‌دهنده به زمین‌دار می‌پردازد. بعد از دو سال قوانین منطقه‌بندی تصویب شده‌اند. توسعه‌دهنده از اختیار خود استفاده می‌کند و زمین را به قیمت ۲۵۰ هزار دلار می‌خرد حتی اگر ارزش آن در بازار دو برابر شده باشد. در شرایطی دیگر قانون منطقه‌بندی تا چهار سال بعد تصویب نشده است، یک سال بعد از انقضای قرارداد اختیار معامله. حالا توسعه‌دهنده باید قیمت بازار را بپردازد. در هر صورت زمین‌دار ۶ هزار دلار را نگه می‌دارد.

اما قراردادهای حق فروش را می‌توان به‌عنوان بیمه در نظر گرفت. توسعه‌دهنده‌ی زمین مقدار زیادی سهام مرغوب دارد و نگران است که در دو سال آینده رکود اقتصادی اتفاق بیفتد. او می‌خواهد اطمینان داشته باشد که اگر سهام بازار سقوط کند سهام او بیشتر از ۱۰ درصد ارزش خود را از دست نمی‌دهد. اگر سهام S&P ۵۰۰ در حال حاضر با ارزش ۲۵۰۰ دلار خرید و فروش می‌شود، او می‌تواند قرارداد حق فروش را خریداری کند که به او این حق را می‌دهد که شاخص را در هر زمانی در دو سال آینده به قیمت ۲۲۵۰ دلار بفروشد. اگر ظرف ۶ ماه بازار ۲۰ درصد سقوط کند، این فرد با ۵۰۰ سهم توانسته است ۲۵۰ امتیاز به‌دست بیاورد چون شاخصی که ۲۰۰۰ دلار قیمت داشته را با قیمت ۲۲۵۰ دلار فروخته است. ضرر کلی آن با توجه به قرارداد حق خرید ۱۰ درصد بوده است. در واقع حتی اگر بازار به صفر برسد، او فقط همان ۱۰ درصد را ضرر می‌کند. خلاصه اینکه خریدن اختیار معامله هزینه‌هایی را در بر دارد (اجرت آن) و اگر بازار در طول این دوره سقوط نکند اجرت آن از بین می‌رود.

این مثال‌ها چندین نکته‌ی مهم را نشان می‌دهند. اول اینکه وقتی اختیار معامله را خریداری می‌کنید، این حق را دارید که با آن کاری انجام دهید ولی اجباری در کار نیست. همیشه این امکان را دارید که اجازه بدهید تاریخ انقضا رد شود، در این‌صورت اختیار معامله بی‌ارزش می‌شود اما اگر این اتفاق بیفتد شما ۱۰۰ درصد سرمایه‌گذاری را از دست می‌دهید؛ این در واقع همان مبلغی است که برای اجرت اختیار معامله پرداخت کرده‌اید. دوم اینکه اختیار معامله فقط یک قرارداد است که به دارایی مربوطه مربوط می‌شود. به همین دلیل این اختیار از نوع مشتقات است. در این آموزش، دارایی‌های مربوطه معمولا سهام یا شاخص سهام هستند ولی اختیار معامله همیشه در مورد همه‌ی انواع اوراق بهادار مالی مانند اوراق بهادار، ارز، کالاهای مصرفی یا حتی مشتقات دیگر معامله می‌شوند.

معامله‌ی قرارداد حق خرید و قرارداد حق فروش

قرارداد حق خرید و حق فروش - اختیار معامله

داشتن قرارداد حق خرید به شما موضع معاملاتی خرید در بازار می‌دهد؛ بنابراین فروشنده‌ی قرارداد حق خرید، موضع معاملاتی فروش را دارد. قرارداد حق فروش به شما موضع معاملاتی فروش را در بازار می‌دهد و فروش قرارداد حق فروش، شما را در موضع معاملاتی خرید قرار می‌دهد. فهمیدن این چهار نکته خیلی اهمیت دارد چون به چهار چیزی مربوط می‌شود که می‌توانید با اختیار معامله انجام بدهید: خریدن حق خرید، فروختن حق خرید، خریدن حق فروش، فروختن حق فروش.

افرادی که اختیار معامله را می‌خرند خریدار (Holder) و کسانی که آن را می‌فروشند فروشنده (Writer) نام دارند. تفاوت اصلی بین خریداران و فروشندگان این است:

خریداران حق خرید و خریداران حق فروش (خریداران) اجباری ندارند که خرید یا فروش انجام بدهند. آنها می‌توانند اگر بخواهند از حقوق خود استفاده کنند. این ریسکِ خریداران اختیار معامله را محدود می‌کند، به این‌صورت که بیشترین ضرری که ممکن است متوجه‌ آنها باشد از دست دادن حق اجرت اختیار معامله است.

اما فروشندگان حق خرید و فروشندگان حق فروش (فروشندگان) مجبور هستند بخرند یا بفروشند. به این معنا که فروشنده ممکن است به قول خود برای خرید یا فروش عمل کند. این یعنی فروشنده‌ی اختیار معامله ریسک نامحدود دارد، یعنی ممکن است خیلی بیشتر از قیمت اجرتِ اختیار معامله را از دست بدهد.

برگرفته از: www.investopedia.com

[ad_2]

لینک منبع

تصمیم‌ گیری احساسی و کاربرد آن در زندگی

[ad_1]

احساسات شما، محرک تصمیم‌هایتان هستند، بنابراین موفقیت‌تان به توانایی شما در درک و تفسیر این احساسات بستگی دارد. وقتی احساسی در مغز شکل می‌گیرد، سیستم عصبی با ایجاد وضعیتی خاص در بدن‌ (وضعیتی که خیلی‌ها به آن «دلشوره» می‌گویند) و ایجاد افکار خاصی در ذهن‌ به آن پاسخ می‌دهد. خیلی از تصمیم‌های شما به واسطه‌ی پاسخ‌های احساسی‌تان گرفته می‌شوند؛ چراکه احساسات دقیقا به همین منظور، یعنی برای ارزیابی تجربه و برانگیختن کنش در شما طراحی شده‌اند. اما پس از بروز احساسات در ما، تا چه اندازه باید به واکنش‌های احساسی و افکاری که در ذهنمان ایجاد می‌کند، توجه کنیم؟ در این نوشته می‌خواهیم با مفهوم تصمیم‌ گیری احساسی و فواید آن آشنا شویم.

احساسات به خودی خود پیچیده یا دقیق نیستند، به همین دلیل سرعت و کاربردی بودن آنها پیچیدگی و دقت کم‌شان را جبران می‌کند. احساسات، اگر مختل نشده باشند، اطلاعاتی در مورد شرایطی که در آن هستید به شما می‌دهند، آن هم به شیوه‌ای ساده و سریع که نیاز به ادراک شناختی زیاد (فکر کردن در مورد آن شرایط) نباشد. بنابراین احساسات سعی می‌کنند به شما بگویند وضعیتی که در آن هستید مطلوب است یا نه، با اهداف شما هماهنگ است یا خیر و واکنشتان نسبت به آنچه باید باشد. مثلا تصور کنید در حال مذاکره بر سر امضای قراردادی هستید و کم کم مضطرب می‌شوید. اگر اشکالی وجود داشته باشد، سیستم احساسی‌تان شما را مطلع می‌کند تا وضعیت را بیشتر ارزیابی کنید. می‌توانید اجازه دهید اضطراب‌تان در کار شما اختلال ایجاد کند یا به آن نگاه کنید و ببینید آیا طرف قرارداد شما را یاد شخصی می‌اندازد که در گذشته سر شما کلاه گذاشته است؟ آیا این شخص دارد همان کارهایی را می‌کند که آن طرف انجام می‌داد یا فقط رفتار خاصی مشابه با آن فرد دارد که در شما اضطراب به وجود آورده است؟ اضطراب شما پاسخی به آن شخص است یا به خودتان، یعنی مثلا به خاطر ترس از شکست یا حتی ترس از رسیدن به موفقیت مضطرب شده‌اید؟ و یا شاید اصلا به همه‌ی فروشندگان «سمج» واکنش نشان می‌‌دهید – عصبانی، ناراحت یا مضطرب می‌شوید – چون احساس‌تان به شما می‌گوید باید از خود محافظت کنید.

احتمالا فکر می‌کنید بهترین روش این است که به جای توجه به احساس‌تان، آن را سرکوب کنید یا نادیده بگیرید. اما چرا باید احساسی را که طی هزاران سال به وجود آمده نادیده گرفت؟ هدف اصلی احساسات اطلاع‌رسانی به شما و به بدن است که باید چه کاری انجام دهد. دائما با اطلاعات فراوانی مواجه هستیم که باید پردازش کنیم (و همچنین تحریک‌های زیادی که باید به آنها واکنش نشان دهیم). آنقدر وقت ندارید که تمام اطلاعات را به سرعت پردازش کنید، اما مغز شما به صورت منفعل و ناخودآگاه این کار را انجام می‌دهد. اگر مغزتان با چیزی مواجه شود و آن را به عنوان «چراغ قرمز» ارزیابی کند، با ایجاد احساسات و افکار به شما هشدار می‌دهد. این پیام‌های مبهم به شما هشدار می‌دهند تا توجه‌تان را جلب کنند. به این ترتیب، احساسات شما به عنوان سیستمی هدایتی عمل می‌کند؛ سیستمی که با تغییرات فیزیولوژیکی همراه است و می‌تواند شما را به عمل وا دارد. با این حال، این سیستم چندان هم هوشمند نیست چون گاهی اوقات نادرست هشدار می‌دهد. گاهی احساسات و عواطف ما هم اشتباه می‌کنند. به همین دلیل باید واکنش‌هایتان را ارزیابی کنید تا از صحت آنها مطمئن شوید.

تصمیم‌ گیری احساسی

در پشت پرده‌ی بسیاری از پویایی‌های پیچیده‌ در روابط تجاری و شخصی می‌توان ردپای احساسات را پیدا کرد. به عنوان مثال، داشتن رابطه‌ی شخصی یا حرفه‌ای با کسی که ویژگی‌های شخصیتی نارسیسیم یا خودشیفتگی دارد، می‌تواند در شما واکنش‌های احساسی ایجاد کند که شما را از پا درآورد. افرادی که دارای شخصیت نارسیستیک هستند، توانایی منحصر به فردی در انکار جنبه‌های نامطلوب خود و تلقین واکنش‌های احساسی در شریک یا زیردست خود دارند به طوری که باعث می‌شوند دیگران جنبه‌های ناخواسته‌ و نامطلوب آنان مثل شرم، گناه، ناامنی، ترس از رها کردن، حسادت و خشم را در خود احساس کنند. مثلا مدیر فروشی خودشیفته و نارسیست که می‌خواهد شک و ناامیدی را در خود انکار کند، ممکن است باعث ایجاد وحشت در کارکنان شود. یا فردی که می‌ترسد شریک عاطفیاش او را رها کند و می‌خواهد روابطش را با او حفظ کند، ممکن است حسادت او را برانگیزاند. احساس کسی که با یک فرد نارسیست در رابطه است مانند مداری سینوسی دائما بالا و پایین می‌شود به حدی که به سختی می‌توان متوجه شد احساس برانگیخته شده در این رابطه در واقع به کدام یک از طرفین تعلق دارد و حتی ممکن است باعث بروز بیماری و یا استرس شود. گرچه ممکن است فرد فکر کند این احساسات به خاطر حفظ رابطه یا مسائل مربوطه به کار به وجود آمده، اما طوفان احساسات و افکاری که طرف مقابل را در برمی‌گیرد، خود یک «چراغ قرمز» احساسی است.

احتمال عمل بر اساس احساسات بسیار زیاد است. با این حال آنچه احساسات در ما برمی‌انگیزد، به ویژه در محل کار، خود را به صورت استرس مربوط به تکمیل کار، مدیریت زمان و یا بهره‌وری نشان می‌دهد. برای مثال در نظر بگیرید که افراد چطور به رویکردشان نسبت به تکمیل پروژه واکنش‌های متفاوت نشان می‌دهند. برای بعضی‌، پروژه تا مرحله‌ی پایانی استرس ایجاد می‌کند. اما برای برخی دیگر، همان پروژه تا زمانی که به مهلت مقرر ارائه‌اش نزدیک نشده باشد، استرس‌زا نیست. یعنی رسیدن به مهلت مقرر استرس ایجاد می‌کند و این استرس باعث عمل می‌شود. برای گروه دوم، رسیدن پایان مهلت برای ایجاد استرس و در نهایت عمل ضروری است. مدیری که از نظر عاطفی هوشمند باشد می‌داند که تعین مهلت می‌تواند زیردست‌هایش را به روش های مختلف تحریک کند. بنابراین اهمیتی ندارد که کارمندی وظیفه‌اش را زودتر از موعد (چون خلاص شدن از استرس انجام کار به او انگیزه می‌دهد) یا درست سر مهلت مقرر (چون استرس سرآمدن موعد به او انگیزه می‌دهد) انجام دهد، این خود نتیجه‌ی نهایی است که اهمیت دارد. تشخیص اینکه احساسات چطور بر انگیزه‌ی شما تأثیر می‌گذارند، می‌تواند به شما کمک کند آگاهانه تصمیم‌ بگیرید و اهداف خود را دنبال کنید.

سیستم احساسی، در صورتی که از آن درست استفاده شود، می‌تواند به شما در تصمیم‌گیری کمک کند. بیشتر مردم فکر می‌کنند باید احساسات خود را مدیریت یا کنترل کنند و نمی دانند می‌توانند از احساسات‌ بهره ببرند. تکامل، شما را به سیستم اطلاعاتی ویژه‌ای مجهز کرده است که می‌توانید از آن استفاده کنید و در مورد محیط اطراف و موقعیت‌هایی که در آن قرار می‌گیرید اطلاعات زیادی به‌دست آورید. احساسات چیزهایی در مورد جهان به شما می‌گویند که شاید به هیچ روش دیگری نتوانید درک‌شان کنید. به جای نادیده گرفتن یا کنترل احساسات‌، آنها را تفسیر کنید و آگاهی حاصل از آن را در زندگی خود به کار ببرید. احساسات هم مانند هر عضو دیگری از بدن‌ تکامل یافته‌‌اند تا به شما کمک کنند، هرچند گاهی اوقات این طور به نظر می‌رسد که دست و پایتان را بسته‌اند.

برگرفته از : psychologytoday

[ad_2]

لینک منبع

علت تلخی دهان و توصیه‌هایی برای درمان آن

[ad_1]

خیلی از ما گاهی صبح‌ها درحالی از خواب بیدار می‌شویم که احساس می‌کنیم دهان‌مان تلخ‌مزه یا ترش‌مزه (اسیدی) است. این حالت بیشتر وقت‌هایی پیش می‌آید که هَله‌هوله یا خوراکی‌های اسیدی می‌خوریم. مزه‌ی تلخِ دهان نشانه‌‌ی افزایش باکتری‌ها در دهان است که شاید ناشی از رژیم غذایی نامناسب باشد. البته تلخ دهانی علت‌های گوناگونی دارد. در این مطلب با برخی از این علت‌ها آشنا می‌شویم و روش‌هایی را برای درمان این مشکل معرفی می‌کنیم.

علت تلخی دهان چیست؟

برخی از رایج‌ترین عواملی که باعث تلخی دهان می‌شوند را در ادامه معرفی می‌کنیم.

۱. رعایت نکردن بهداشت دهان‌ودندان

یکی از مهم‌ترین دلایل تلخی دهان است. رعایت نکردن بهداشت دهان باعث افزایش احتمال عفونت و بروز بیماری‌های لثه و مشکلاتی مانند عفونت دندان و ورم لثه می‌شود که همگی موجب تلخی دهان هستند.

۲. مصرف دارو

مصرف برخی داروها ممکن است باعث تلخی دهان شود. این داروها اغلب شامل داروهایی هستند که برای درمان بیماری‌های قلبی‌عروقی و بیماری‌های با ریشه‌ی روان‌شناختی تجویز می‌شوند. برخی از آنتی‌بیوتیک‌ها مانند آلوپورینول و بعضی داروهای ضدافسردگی هم ممکن است تلخی دهان به همراه داشته باشند.

علت تلخ دهانی چیست

مولتی‌ویتامین‌ها و مکمل‌ها: انواع خاصی از مولتی‌ویتامین‌ها و مکمل‌ها هم ممکن است باعث تلخی دهان شوند. این مکمل‌ها اغلب دارای مقدار زیادی روی و مس هستند. مکمل‌های آهن هم منجربه تلخی دهان می‌شوند. خوشبختانه با پایان مصرف مکمل‌ یا مولتی‌ویتامین مشکل تلخی مزه‌ی دهان هم از بین می‌رود. ‌



۴. سیگار کشیدن

سیگار کشیدن بر غده‌های چشایی تأثیر می‌گذارد که نتیجه‌ی آن تلخی دهان است. تنفس برخی مواد شیمیایی مانند مواد نفتی و بنزین احتمال بروز تلخی دهان را افزایش می‌دهد.



۵. رفلاکس معده (واشاریدگی معده‌ای-مروی)

بازگشت اسید معده به مری و ورود آن به دهان، مزه‌ای تلخ در دهان به‌جا می‌گذارد.

۶. بارداری

دروان بارداری با تغییرات هورمونی همراه است. برخی از این تغییرات هورمونی باعث تلخی دهان می‌شوند. این مشکل که در زنان باردار رایج است، با خوردن آب‌نبات یا تکه‌ای لیمو به‌سادگی از بین می‌رود.

برخی دیگر از دلایل بروز تلخی دهان عبارتند از:

  • کم‌آبی ‌بدن؛
  • خشکی دهان؛
  • حساسیت؛
  • پولیپ بینی؛
  • ترومای دهان یا بینی؛
  • براکت‌های ارتودنسی.


توصیه‌هایی برای درمان تلخی دهان

۱. مسواک زدن با جوش شیرین

جوش شیرین یک درمان رایج برای تلخی دهان است. مقداری جوش شیرین روی مسواک بریزید و دندان‌ها و زبان‌تان را به مدت ۳ دقیقه مسواک بزنید. روزانه ۲ بار این کار را انجام بدهید تا نتیجه‌ی خوبی بگیرید.



۲. مسواک زبان‌شور

استفاده از مسواک‌ زبان‌شور می‌تواند در رفع تلخی دهان مؤثر باشد. این مسواک را به‌آرامی روی زبان از جلو به عقب بکشید. این کار را ۲ تا ۳ بار تکرار کنید.

توصیه هایی برای درمان علت تلخی دهان

۳. شست‌وشوی دهان

شست‌وشوی دهان یکی از راه‌های مؤثر برای مقابله با تلخی دهان است. دهان را با یک قاشق غذا‌خوری دهانشویه به مدت ۱ دقیقه بشویید. این کار را ۲ بار در روز تکرار کنید.

۴. داروی کاهنده‌ی اسید

برای رفع تلخی دهان ناشی از رفلاکس معده بهتر است از داروهای ضد اسید که نیازی به تجویز پزشک ندارند استفاده کنید. مصرف دارو با رفع مشکل رفلاکس معده، عارضه‌ی جانبی آن را هم که همان تلخ دهانی است، از بین می‌برد. اگر تلخ دهانی با مصرف دارو از بین نرفت بهتر است به پزشک مراجعه کنید.



۵. مرکبات ترش‌مزه

خوردن مرکبات تأثیر چشمگیری در رفع تلخی دهان دارد. این میوه‌ها موجب افزایش تولید بزاق می‌شوند که دهان را پاک می‌کند و مزه‌ی تلخ آن را از بین می‌برد. آب‌لیمو یا آب‌پرتقال هم به همان اندازه در از بین بردن تلخی دهان مؤثر است.

۶. بهداشت دهان و دندان

رعایت بهداشت دهان و دندان نه‌تنها برای رفع تلخی دهان بلکه برای جلوگیری از بروز آن در آینده هم ضروری است. هنگام مسواک زدن و پاک کردن دهان باید زبان و لثه‌ها را هم به‌خوبی تمیز کنید تا امکان بروز عفونت و به دنبال آن تلخی دهان به‌کلی از بین برود.



۷. برخی توصیه‌های سودمند دیگر

  • نوشیدن آب (با کاهش سطح اسید معده از بروز رفلاکس جلوگیری می‌کند)؛
  • استفاده از نعناع یا خوش‌بوکننده‌ی دهان پس از میل کردن غذا‌های پرادویه؛
  • جویدن دارچین (دست‌کم ۱ قاشق چای‌خوری)؛
  • کاهش مصرف غذاهای چرب و تند (از بروز رفلاکس معده جلوگیری می‌کند).

برگرفته از: epainassist

[ad_2]

لینک منبع

خواص روغن زیتون برای پوست چیست؟

[ad_1]

ما اغلب از روغن زیتون برای پخت‌وپز یا به‌عنوان چاشنی سالادها استفاده می‌کنیم اما ممکن است به بقیه‌ی خواص آن آشنا نباشیم. با وجود تمام مضراتی که از روغن‌ها می‌شناسیم و برخلاف اینکه همیشه فکر می‌کنیم برای قلب‌مان ضرر دارند، روغن زیتون درواقع ضرری برای قلب‌مان ندارد بلکه چربی‌های منحصر به فردی هم دارد که برای تقویت قلب و عروق مفید هستند. استفاده از روغن زیتون در رژیم غذایی روزانه، منجر به کاهش خطر ابتلا به بیماری‌های قلبی می‌شود و چربی بد و فشارخون را پایین می‌آورد. همچنین، فواید دیگری نیز برای زیبایی شما خواهد داشت. در این مقاله، خواص روغن زیتون برای پوست را معرفی می‌کنیم. بیایید ابتدا درباره‌ی وجوه مشترک روغن زیتون و داروهای ضدالتهابی غیراستروئیدی صحبت کنیم.

۵. وجه اشتراک روغن زیتون و ایبوپروفن

ایبوپروفن داروی مسکنی است که در دسترس عموم قرار دارد. اگر می‌پرسید که وجه اشتراک این دارو با روغن زیتون چیست؟ باید بگوییم تأثیرات ضدالتهابی. برخی التهابات پوستی که به کمک روغن زیتون درمان می‌شوند شامل پسوریازیس و شکل‌هایی از التهاب همراه با آتوپی (نوعی اگزمای مزمن)، حساسیت تماسی (یک واکنش آلرژی) و درماتیت سبوره‌ای (که اغلب به عنوان شوره‌ سر می‌شناسید) هستند. روغن زیتون دارای ترکیبی است که با نام اولوکانتال شناخته می‌شود و برای توقف فعالیت دو آنزیمِ ویژه با نام‌های (Cox-1 و Cox-2) در بطن قسمتی که بدن دچار التهاب شده عملکردی مشابه ایبوپروفن و دیگر داروهای ضدالتهابی دارد. حدود ۵۰ گرم روغن زیتون در رژیم غذایی روزانه‌ی شما، تقریبا برابر با ۱۰٪ دُز توصیه شده‌ی ایبوپروفن برای بزرگسالان است.

خواص روغن زیتون برای پوست

۴. محافظت از پوست شما در برابر اشعه‌ی فرابنفش

روغن زیتون تنها برای قلب شما مفید نیست و نیز فقط استفاده‌ی خوراکی مثلا در پاستا ندارد! بلکه در پیشگیری از پیشرفت سرطان پوست، به‌ویژه نوع مرگبار آن که ملانوما نامیده می‌شود، بسیار سودمند است.

زیتون و روغن زیتون سرشار از آنتی‌اکسیدان‌ها هستند. آنتی‌اکسیدان، سیستم دفاعی داخلی بدن علیه رادیکال‌های آزاد یا همان مولکول‌هایی است که بر اثر نور خورشید و دیگر خطرات زیست‌محیطی آسیب می‌بینند. رادیکال‌های آزاد به سلول‌های سالم آسیب می‌زنند و منجر به شکل‌گیری تومورهای سرطانی می‌شوند. آنها همچنین باعث از دست رفتن کلاژن و الاستین -دو ماده‌ای که باعث جوان ماندن پوست هستند- می‌شوند. بنابراین، روغن زیتون گزینه‌ی مناسبی در مبارزه با سرطان و تأثیرات بالا رفتن سن است.



در پژوهش‌های آزمایشگاهی، موش‌هایی که پس از قرار گرفتن در معرض اشعه‌ی فرابنفش، درمان موضعی با روغن زیتون دریافت کرده‌ بودند در مقایسه با موش‌هایی که پیش از قرار گرفتن در معرض اشعه، درمان روغن زیتون دریافت کرده بودند، کمتر به تومورهای مرتبط با سرطان پوست دچار شدند.

۳. مرهمی برای لب‌های ترک‌خورده

خواص روغن زیتون برای پوست

لب‌ها دارای پوست نازکی هستند و همیشه مستعد خشکی یا ترک خوردن هستند؛ به‌ویژه در هوای سرد، شرایط آب و هوایی خشک، باد و حتی اعمالی که ممکن است به آنها بی‌توجه باشید مانند تنفس از دهان. زمانی که نرم‌کننده‌ی لب محبوب‌تان تمام می‌شود یک راه حل ساده و سریع این است که چند نوبت در روز، کمی از روغن زیتون را بر لب‌های خود بمالید تا آسیب‌ها را بهبود ببخشد و لب‌هایی نرم داشته باشید. روغن زیتون را همچنین می‌توان در ترکیب با کمی شکر به عنوان یک لایه‌بردار ملایم برای پوست صورت استفاده کرد.



نکته‌ی حایز اهمیت برای کسانی که پوست خشکی دارند این است که اگرچه روغن زیتون مرطوب کننده‌ی خوبی است اما از آنجا که از خانواده‌ی روغن‌های محسوب می‌شود ممکن است موجب ایجاد حساسیت و تحریک پوست اطراف دهان شود.

۲. خواص ضدمیکروبی

اگر در استفاده از آنتی‌بیوتیک‌ها به دلیل احتمال افزایش ریسک مقاومت باکتری‌های نسبت به درمان، محتاط هستید روغن زیتون بکر می‌تواند به عنوان یک داروی خانگی ضدمیکروب و ضدباکتری عمل کند. این روغن می‌تواند در درمان عفونت‌های پوستی میکروبی مفید باشد. در واقع، ترکیبی از روغن زیتون، عسل و موم عسل درمان موفقی برای بیماری‌های مختلف پوستی از جمله اگزما، پسوریازیس و عرق‌سوز شدن کودکان است. این ترکیب همچنین در مبارزه با باکتری استافیلوکوک اورئوس و احتمالا کاندیدا آلبیکن که باعث عفونت مخمری می‌شوند، نیز مؤثر است. روغن زیتون به‌تنهایی نشان داده است که در مقابل باکتری‌هایی ازجمله استافیلوکوک گرفته تا اشریشیا کلی، لیستریا و دیگر باکتریهای مولد بیماری که در مواد غذایی موجودند خواص ضدباکتریایی دارد.



آیا روغن زیتون زخم‌ها را التیام می‌دهد؟

روغن زیتون فوق بکر سرشار از پلی‌فنول‌هاست، گونه‌ای از آنتی‌اکسیدان که در درمان زخم معده و سرطان دستگاه گوارش مؤثر هستند. محققان در اسپانیا دریافتند که روغن زیتون به عنوان یک آنتی‌باکتری علیه هشت گونه‌ی هلیکوباکتر پیلوری (شامل سه گونه‌ی مقاوم به درمان با آنتی‌بیوتیک‌ها) عمل می‌کند.

خواص روغن زیتون برای پوست

اگر برای پوست‌ خشک و ترک‌خورده‌ی خود در زمستان از یک لایه‌ی ضخیم کرم نرم‌کننده استفاده می‌کنید مصرف خوراکی یا موضعی روغن زیتون فوق بکر هم می‌تواند تأثیر مشابهی داشته باشد.

روغن فراوری نشده، غنی از آنتی‌اکسیدان‌های کنترل التهاب است. بدین معنا که می‌تواند پوست را از شرایطی مانند اگزما نجات دهد. در میان این آنتی‌اکسیدان‌ها، یک آنتی‌اکسیدان به نام اسکوآلن وجود دارد که به خاطر فوایدش برای پوست و نیز ترکیبات ضدسرطانی‌اش شناخته می‌شود. آنتی‌اکسیدان‌های موجود در روغن زیتون آسیب‌های پوستی را درمان می‌کنند، ترک‌های پوستی، خشکی و خارش آن را التیام می‌بخشند و رطوبت را به پوست برمی‌گردانند و پوست را مرطوب نگه می‌دارند. همچنین به عنوان یک امتیاز دیگر، این آنتی‌اکسیدان‌ها آسیب‌هایی را که منجر به چروک و تغییر رنگ پوست می‌شوند کاهش می‌دهند.

برگرفته از: howstuffworks.com

[ad_2]

لینک منبع

چطور تشخیص دهیم که طرف مقابل‌‌مان را درست انتخاب کرده‌ایم- قسمت اول

[ad_1]

هریک از ما در عین داشتن جاذبه برای برخی از افراد، برای برخی دیگر دافعه داریم. ممکن نیست کسی را بیابید که همه او را دوست داشته باشند؛ مگر کسی که با خود و دیگران روراست و یکرنگ نباشد. میزان این دافعه و جاذبه در روابط ما تأثیرگذار است؛ به‌عبارتی نقش تعیین‌کننده‌ای در ایجاد، حفظ، تشدید، تضعیف و در نهایت قطع ارتباطات ما خواهد داشت. از این اصل می‌توان نتیجه گرفت که زندگی هریک از ما مثل یک مثنوی هفتاد مَن است که در جای‌جای آن می‌توان روابط گسسته و پیوسته را در طی زمان مشاهده کرد.

با این اوصاف پرسش اساسی این است که اصلا چه چیز دو نفر را به‌هم پیوند می‌دهد؟ و چه چیز این پیوند را سست یا گسستنی می‌کند؟ چه چیز رشته‌ی ارتباطات ما را پاره می‌کند؟ اصلا این ارتباطات چقدر برای ما اعتبار دارد؟ پس از گسسته شدن این رشته‌های ارتباطی، هریک از ما چه برداشتی داریم؟ چه احساسی را تجربه می‌کنیم؟ در نهایت پس از این جدایی چه تغییری در طرز فکرمان به‌وجود خواهد آمد؟ و چه آموزه‌ای را از آن استخراج می‌کنیم و در کوله‌بار تجربیات خود می‌اندوزیم؟ این تجربه در شرایط مشابه چه تغییری در رفتار ما ایجاد خواهد کرد؟ و مهم‌تر از همه این‌که پس از این چطور تشخیص دهیم که ابراز علاقه‌ی دیگران و انگیزه‌ آنها برای ایجاد ارتباط صادقانه و معتبر است؟ برای رسیدن به پاسخ این پرسش‌ها ادامه‌ی متن را دنبال کنید.

مرا دوست داری یا خدماتم را؟

تو پسر همسایه‌ی ما هستی. من پادرد دارم. به‌سختی می‌توانم بروم نان بخرم. لذا هروقت برایم نان می‌آوری از تو تشکر می‌کنم، یک شکلات به تو می‌دهم و از مادربزرگ مرحومت به‌نیکی یاد می‌کنم؛ اما نمی‌دانم تو این کار را با اشتیاق انجام می‌دهی یا از سر اکراه؟ من به این فکر نمی‌کنم وقتی تو را صدا می‌زنم برایم نان بگیری آیا پدر و مادرت به کمک تو نیاز دارند یا نه؟

من هیچ‌کدام از اینها را نمی‌دانم. فقط خوشحالم که برایم نان می‌خری. فکر می‌کنم تو هم خوشحالی که هر بار همراه یک شکلات قربان‌صدقه‌های من را می‌شنوی. تو به اعتبار خدمتی که به من می‌کنی نزد من محبوب هستی، اما اگر روزی برسد که دیگر نخواهی یا نتوانی برایم نان بیاوری …

اگر نمی‌خواهید در دام افراد منفعت‌طلب گرفتار شوید، پیش از تلاش برای عمیق شدن روابط میان خود و ایشان، به رفتارشان با بقیه دقت کنید. مشاهده کنید وقتی کسی مخالف درخواست‌شان عمل کند، مقابل آن شخص و پشت سرش چه واکنشی نشان می‌‌دهند و چه می‌گویند؟

نشانه‌ی دیگری که می‌تواند به شناخت این افراد کمک کند، این است که کمتر از خدمات دریافتی از شما، جبران می‌کنند. با وجود این، به خاطر کمک‌های کوچک هم بی‌اندازه از شما تشکر می‌کنند. در حضور دیگران از شما و خوبی‌هایتان می‌گویند. سعی می‌کنند به این طریق شما را از خدمت‌ کردن به خودشان خشنود سازند.

برای تشخیص چنین انگیزه‌ای از دوست داشتن، کافی است یک یا چند بار کمک همیشگی خود را از چنین فردی دریغ کنید و هرگز دلیل نیاورید. بعد که او را دیدید، به جای معذرت خواهی و توجیه، این بار شما از او یک درخواست به نسبت دشوار داشته باشید. کاری به این نداشته باشید که درخواست شما معقول یا عملی هست یا نه؟ هدف این است که واکنش او نمایان شود.

ببینید آیا اصلا درخواست شما را قبول می‌کند؟ یا این‌که شما را به دیگری حواله می‌دهد؟ یا این‌ که راه میان‌بر نشان می‌دهد؟ دقت کنید آیا در تلاش است که رأی شما تغییر دهد؟ اگر قبول کرد منتظر باشید همان وقت و همان شکل که شما خواسته‌اید درخواست‌تان را پاسخ دهد. اگر امروز و فردا کرد و با بهانه‌تراشی شما را سر دواند، نسبت به ارتباطات خود با او می‌توانید بسیار بدبین یا دست کم هشیار و محتاط باشید.

مرا دوست داری یا تأیید و تحسین‌هایم را؟

شعرهای خوبی می‌سرایی، البته خوب از نظر خودت. بیش از سایر رفقای شاعرت با من نشست‌ و برخاست داری. در جلسه‌ی شعر وقتی شعرت را می‌خوانی منتظری تا حاضرین نظر بدهند. من یکی‌ دو بار از اشعارت تعریف می‌کنم. برداشت تو این است که برخلاف دیگران من آدم باسواد و منتقدی حرفه‌ای هستم. بعد از آن طبق قراردادی نانوشته و البته یک‌طرفه من را وکیل مدافع خود می‌پنداری و هر لحظه منتظری تا از تو حمایت کنم. تو اصلا به انتقادها و پیشنهادهای دیگران توجه نمی‌کنی؛ و اشعارت هم‌چنان همان کاستی‌های روزهای نخست را دارد.

بعد از چندی به ستوه می‌آیم. پا پیش می‌گذارم و با قاطعیت و البته احترام اشتباهاتت را گوشزد می‌کنم. ناباورانه عصبانی می‌شوی. می‌گویی فکر نمی‌کردم که تو هم بی‌انصاف باشی. یک نفر آدم باسواد و کاربلد در جمع بود که آن هم تو بودی. دیگر به عکس گذشته، با من گرم نمی‌گیری. گویی تا وقتی با من دوست بودی که از من بَه‌بَه و چَه‌چَه دریافت می‌کردی.

فرد تأییدطلب حتی به شما اجازه نمی‌دهد به کاستی‌هایش اشاره کنید. هزار و یک توجیه در آستین دارد. محاسن خود را با معایب دیگران قیاس می‌کند. اگر مهرطلب باشد اول اوست که از شما تعریف می‌کند تا به این طریق شما را به تحسین متقابل وا دارد. وقتی حسن او را بیان می‌کنید اظهار ناباوری یا مقاومت می‌کند تا شما را به واکنش غلیظ‌تر وا دارد.

اگر واقعا معتقدید که خودتان یکی مثل او نیستید، و همچنین از ارتباطات پوشالی با چنین افرادی اکراه دارید، وقتی با او هستید ببینید زمانی که با کاستی‌های خود روبه‌رو می‌شود آیا دنبال مقصر می‌گردد؟ یا به خطای خود اقرار می‌کند؟ اگر شما را هم به چنین رفتاری (مسئولیت‌گریزی) تشویق کرد، مشکوک شوید. اگر در موقعیت مشابه، از قول شما و به جای شما بی‌دلیل طرف مقابل‌تان را تخطئه و شما را تبرئه کرد، زنگ خطر به صدا در آمده است.



تو را دوست دارم یا فرمان‌پذیری‌ات را؟

تو فرزند من هستی. از ابتدای زندگی‌ات تا کنون با من بوده‌ای. همواره تو را حمایت کرده‌ام. تو هم در مقابل من را به‌عنوان بزرگ‌تر محترم شمرده‌ای. من متعلق به نسل قبل از تو هستم بنابراین ایده‌ها و آرمان‌های خودم را دارم؛ با وجود این نمی‌توانم آزادی تو را به رسمیت بشناسم. اگر تو مسیر دیگری را انتخاب کنی، این در نظر من دقیقا به معنای آن است که الگوی پیشنهادی مرا رد کرده‌ای. در این صورت خواسته یا ناخواسته لحظه‌ای به الگوی خودم شک می‌کنم. من تاکنون فکر می‌کردم که الگوی زندگی من بی‌نقص است و اگر یک راه برای رسیدن به خوشبختی وجود داشته باشد، بی‌گمان همین راهی است که من در آن پا گذاشته‌ام.

تو اولین کسی هستی که خلاف انتظار من رفتار می‌کنی. من خود را به اشتباه مالک تو می‌پندارم. معتقدم باید من و اوامرم را تأیید و اجرا کنی.

فکر کردن به اینکه آیا واقعا الگوی پیشنهادی‌ام برای زندگی ایراد دارد یا نه برای من خیلی گران تمام می‌شود. اگر این‌طور باشد یعنی من یک عمر این راه را اشتباه آمده‌ام؟ چطور می‌توانم برگردم؟ به کجا بروم؟ اصلا انتظار نداشتم که بعد از سال‌ها کسی به من بگوید که راه را عوضی آمده‌ای، اما تو از این واقعیت تلخ پرده برداشتی.

یکی از راه‌های تشخیص چنین علاقه‌مندی‌هایی ساز مخالف زدن است. مشاهده کنید آیا اصلا در این نوع علاقه‌مندی، تمایلات و سلایق شما لحاظ می‌شود یا نه؟ آیا الگوی پیشنهادی دیگری، مطابق خواست یا احتیاجات‌ شماست یا مهر تأییدی است بر عقیده‌ی خودش؟ آیا حاضر به تجربه‌ یا دست‌ِکم ارزیابی دیگر گزینه‌ها هست یا این که مرغش یک پا دارد؟ اگر جمله‌ی «من از تو بهتر می‌فهمم…» را از زبان او به وفور می‌شنوید، در نوع ارتباطات خود با او تجدید نظر کنید.



تو را دوست دارم یا وابستگی‌ات را؟

از دیگر محبت‌های جعلی، محبت کسی است که دوست دارد برای حل مشکلات به او مراجعه شود. او شاید مایل نباشد ماهی‌گیری را به شما بیاموزد، چون دوست دارد برای ماهی خواستن محتاج او باشید تا به این طریق بتواند در موضع قدرت باقی بماند و با کنترل شما بر اوضاع مسلط باشد.

مخالفت شما و پاره کردن قید و زنجیر وابستگی هیچ به مذاق او خوش نمی‌آید. در این حال به احتمال زیاد ابتدا خدمات پیشین خود را به شما یادآوری و ضمن آن از خود تعریف می‌کند. آنگاه با بدگویی از سایرین خود را برتر از ایشان می‌پندارد.

اگر همچنان به نتیجه‌ی دلخواهش نرسد، ناتوانی‌های شما را برجسته و اغراق‌آمیز و عاقبت این سرکشی‌تان را شوم و ناخوشایند ترسیم می‌کند.

در قدم بعد با شما مخالفت می‌کند. اگر نتواند شما از قصد خود منصرف سازد، حتی منتظر می‌شود تا به بن‌بست بخورید. در این‌صورت از شکست شما خوشحال می‌شود. تجربه‌ی ناموفق‌تان به‌وضوح ثابت کرد که شما به او نیاز دارید. او در این مبارزه و کشمکش خود را پیروز می‌بیند. منتظر است به سمت او بازگردید تا با شماتت‌تان، مجددا شما را در چنگ خود نگه دارد.

این پدیده توجیه علمی دارد. یکی از شواهد آن نیاز به قدرت است. مطابق «نظریه‌ی انتخاب» ویلیام گلاسر، یکی از نیازهای ما آدم‌ها داشتن قدرت است. هرچه این نیاز در وجود کسی قوی‌تر باشد، بیشتر دوست دارد دیگران به او وابسته باشند. انسان قدرت‌طلب مایل است بر همه مسلط باشد و دیگران زیر یوغ او بروند. او برای تحقق رؤیای حکمرانی خود به ناچار به کسانی نیازمند است تا بتواند حاکمیت خود را بر ایشان اعمال کند. این الگو به شکلی نامحسوس در مادران پیرو کهن‌الگوی «دیمیتر» نیز وجود دارد. واقعا تشخیص آن برای افراد غیرمتخصص چندان ساده نیست. نشانه‌ی چنین نوع محبت ناسالمی، آن است که در حقیقت امر، شخص مقابل بیشتر از اینکه نگران سرنوشت و حال شما باشد، ناخواسته در تلاش است تا تصویری که از خود در ذهن دارد شکسته نشود. شخص قدرت‌طلب زورگویی می‌کند؛ مادر دیمیتری دلسوزی افراطی.

ببینید وقتی از بند ایشان رها هستید واقعا شما احساس نگرانی و ناخوش‌احوالی می‌کنید یا ایشان؟ اگر در شرایط معمول، با مسائل پیرامون خود سازگار هستید، به سلامتی محبتی که تاکنون دریافت کرده‌اید، شک کنید. اگر نشانه‌های پرخاشگری و تحکم را نمی‌بینید، هیچ بعید نیست که طرف مقابل‌تان مبتلا به عشق نیاز باشد. اگر نمی‌توانید یا نمی‌خواهید از او دور باشید، لازم است که با واگذاری و خدمت‌پذیری در برخی از زمینه‌ها، به نیاز او پاسخ دهید. در ضمن صادقانه با خود بیندیشید و ببینید تا کی و به چه قیمتی حاضر به دریافت محبتی از این نوع هستید؟

برای مطالعه‌ی بیشتر رجوع کنید به: ویلیام گلاسر. نظریه‌ی انتخاب. ترجمه‌ی مهرداد فیروزبخت. مؤسسه‌ی خدمات فرهنگی رسا.

تهیه شده برای: chetor.com

[ad_2]

لینک منبع

تکنیک‌های نوین چربی سوزی و عضله سازی

[ad_1]

بعضی‌ها ژنتیکی استعداد لاغری دارند و با کمی تمرین و در یک چشم به‌هم زدن می‌توانند بخش زیادی از چربی‌هایشان را آب کنند. ولی افرادی هم هستند که برای داشتن اندامی زیبا و کاهش وزن باید مراقب غذای مصرفی خود باشند و حسابی ورزش کنند. اولین فکری که برای لاغری به ذهن همه می‌رسد رژیم لاغری و کاهش کالری دریافتی است. اما اگر رژیم لاغری‌تان هوشمندانه نباشد می‌تواند به بدن‌تان آسیب‌های زیادی وارد کند. با ادامه‌ی این مطلب همراه شوید تا با تکنیک‌های چربی سوزی و عضله سازی آشنا شوید. بهتر است این روش‌ها را امتحان کنید و از میان‌شان آنهایی را دنبال کنید که برای شما مناسب هستند.

۱. روزه‌ی متناوب

در روزه‌ی متناوب فرد در زمان‌هایی از شبانه‌روز مجاز به غذا خوردن است و در بعضی ساعات اجازه‌ی غذا خوردن ندارد. این کار باعث می‌شود زمانی از روز که روزه‌اید، بدن‌تان برای تأمین انرژی ذخیره‌ی چربی‌اش را مصرف کند. این کار باعث بهبود مقاومت به انسولین می‌شود. یکی از بهترین روش‌های روزه‌ی متناوب این است که فرد آخرین وعده‌ی غذایی‌اش را زودتر میل کند و تا صبح فردا چیزی نخورد.

جیمز گریگه، یکی از بدنسازان حرفه‌ای این روش را یکی از استراتژی‌های خود هنگام آماده‌سازی برای مسابقات معرفی کرده و می‌گوید:

من آخرین وعده‌ی غذایی خودم را ساعت ۶:۳۰ غروب می‌خورم. صبح‌ها پس از بیدار شدن نرمش هوازی انجام می‌دهم. سپس بعد از ۱۳ ساعت و ۳۰ دقیقه غذا نخوردن، صبحانه می‌خورم.

ازآن‌جایی که انجام این روش به مدت طولانی ممکن است تأثیرات بدی بر هورمون‌ها بگذارد (مخصوصا درمورد زنان)،‌ بهتر است به مدت طولانی آن را انجام ندهید. اما روزه‌ی متناوب در یک دوره‌ی یک یا دو هفته‌ای می‌تواند روشی عالی برای لاغری باشد.

چرخه کربوهیدرات از روش های لاغری است - چربی سوزی و عضله سازی

در این روش باید در روزهایی که تمرین دارید، به مقدار طبیعی کربوهیدرات مصرف می‌کنید. در روزهایی که تمرین ندارید یا تمرینات هوازی سبک دارید، باید مصرف کربوهیدرات را تا ۵۰٪ کمتر از مقدار معمول کاهش دهید. این روش از ذخیره‌ی چربی در روزهای بدون تمرین جلوگیری کرده و به طور فوق‌العاده‌ای گلیکوژن از دست‌رفته‌ی عضلات‌تان را جبران می‌کند. به طور معمول وقتی کالری دریافتی کاهش یابد، سرعت سوخت‌وساز هم کاهش می‌یابد. اما با این روش می‌توانید از این اتفاق جلوگیری کنید و بیشتر احساس سیری کنید.

اگر نمی‌دانید در روزهای تمرین چه چیزی را جایگزین کربوهیدرات کنید، مصرف پروتئین بهترین گزینه‌ی ممکن است. همچنین مصرف فیبر به شما کمک می‌کند بیشتر احساس سیری کنید و کمتر هوس کنید به سمت خوراکی‌هایی با ارزش غذایی پایین و کالری بالا بروید.



۳. سیستم تمرین «دراپ ست»

دراپ ست روشی عالی برای افزایش سرعت سوخت‌وساز بدن است. در دراپ ست تمرینات خود را با وزنه‌های سنگین تا جایی ادامه دهید که از انجام آن حرکت عاجز شوید. سپس وزنه‌ها را سبک کنید و تعداد دفعات انجام تمرین را تا جایی بالا ببرید که دیگر نتوانید همان حرکت را انجام دهید.

این روش را تا جایی تکرار کنید که عضلات‌تان کاملا خسته شوند. اگر دراپ ست به درستی انجام شود، می‌تواند بر گلیکوژن موجود در عضلات تأثیر گذاشته و واکنش‌های سوخت‌وسازی پس از تمرین را افزایش دهد و بعد گلیکوژن از دست‌رفته‌‌ عضلات‌تان را بازسازی می‌کند.

البته یادتان باشد که انجام بیش از حد دراپ ست چندان هم مؤثر نیست، یعنی علاوه بر اینکه خودتان را حسابی خسته کرده‌اید، هیچ نتیجه‌ای هم از انجام آن نخواهید گرفت. مخصوصا اگر در ادامه‌ی روز به‌اندازه‌ی کافی کربوهیدرات دریافت نکنید. پس دراپ ست را هوشمندانه انجام دهید.



۴. آماده کردن وعده‌های غذایی هفتگی

هرچه بیشتر در مورد غذا خوردن استرس داشته باشید و تک‌تک کالری‌های مصرفی در طول روزتان را بشمرید، بیشتر احتمال دارد که نتوانید برنامه‌ی غذایی‌تان را ادامه دهید و دچار دلسردی و عقب‌گرد شوید. تنها یک مرتبه غذا خوردن افراطی می‌تواند تمام تلاش یک هفته‌تان را بر باد دهد. بنابراین مراقب غذاخوردن‌تان باشید، ولی دچار استرس نشوید. می‌توانید یک روز در هفته، مثلا جمعه‌ها را به‌طور کامل در آشپزخانه بگذرانید و غذای تمام هفته را آماده و بسته‌بندی کنید.

ممکن است دوستان و خانواده شما از این کار تعجب کنند، اما شما می‌دانید که این کار ارزشش را دارد، چون برای عضله‌سازی و چربی‌سوزی هفته‌ی بعد کاملا آماده می‌شوید.

۵. مصرف مکمل‌های حاوی ال‌کارنیتین

کارنیتین یکی از محبوب‌ترین مکمل‌ها برای کاهش وزن است. کارنیتین بیشتر در گوشت، تخم‌مرغ، مرغ و فرآورده‌های لبنی یافت می‌شود. اگر میزان کارنیتین دریافتی‌تان از غذاها کم است یا رژیم غذایی گیاهی دارید، مصرف مکمل‌های کارنیتین می‌تواند به کاهش چربی‌تان کمک کند.

زمانی که مصرف کارنیتین با ورزش همراه شود فرآیند بتااکسیداسیون (فرایندی است که در طی آن مولکول‌های اسید چرب در میتوکندری تجزیه می‌شوند) افزایش می‌یابد. این پدیده می‌تواند به طور بالقوه چربی‌سوزی را افزایش دهد.



۶. انجام ست‌های ترکیبی

بیشتر مردم از یک برنامه‌ی ورزشی ترکیبی برای تمام بدن استفاده می‌کنند، تا با انجام ترکیبی تمرینات سخت و تمرینات ملایم‌تر، بهترین نتیجه‌ را بگیرند. اما نظرتان درمورد ترکیب کردن دو تمرین سنگین (مانند اسکات و پرس سینه) پشت‌سرهم چیست؟ با این کار، می‌توانید در زمان کوتاه‌تری عضلات بیشتری را درگیر کنید و نه تنها در در طول تمرین‌، بلکه بعد از تمام شدن آن هم کالری بیشتری بسوزانید.

۷. موازنه‌ی انرژی

برای کاهش وزن معادله‌ی موازنه‌ی انرژی را باید رعایت کرد. بر این اساس برای کاهش وزن باید کالری مصرفی بیشتر از کالری دریافتی باشد. جیمز گریگه برای افزایش کالری مصرفی، تمرینات هوازی بیشتری انجام می‌دهد.

او هر صبح تمرین هوازی سبک انجام می‌دهد. همچنین ۵ مرتبه در هفته و در هر روز به مدت ۲۵ تا ۳۵ دقیقه با دستگاه الپتیکال (اسکی فضایی) ورزش می‌کند. اما به همینجا ختم نمی‌شود، جیمز بین ست‌های تمرینات قدرتی‌اش، ۹۰ ثانیه تمرینات هوازی شدید انجام می‌دهد. او طناب زدن را ترجیح می‌دهد. با این اوصاف اگر او در هر نوبت تمرین ۱۸ تا ۲۰ ست داشته باشد، ۳۰ دقیقه از هر جلسه‌ی تمرین قدرتی‌اش را به تمرینات هوازی اختصاص خواهد داد. برای اثربخشی تمرینات هوازی نیازی نیست که آن را به طور پیوسته انجام دهید.



۸. مصرف منظم مکمل‌های حاوی امگا

مصرف مکمل‌های حاوی روغن ماهی صرفا برای کاهش وزن نیست. این مکمل‌ها فواید بسیاری برای سلامتی دارند. مصرف مکمل‌های حاوی امگا ۳ و ۶ و ۹، برای کمک به چربی‌سوزی و حفظ سلامتی بسیار مفید است. فراموش نکنید حتی اگر کاهش چربی هدف کوتاه‌مدت شماست، باز هم سلامت بدن‌تان مهمترین چیز است و باید هدف نهایی شما باشد.

۹. پیش‌روی با تمام قدرت

مایوس نشدن و ادامه دادن تمرینات از روش های لاغری است - چربی سوزی و عضله سازی

هر چه بیشتر به هدف‌تان نزدیک شوید، امکان کمبود انرژی‌ افزایش می‌یابد. شاید به‌خاطر تأمین نشدن گلیکوژن مورد نیازتان نتوانید مانند قبل تمرین کنید. در مسیر موفقیت هیچ لغزشی پذیرفتنی نیست. باید بر روی تمرینات خود تمرکز کنید. با تمرکز بر روی هر انقباض هر عضله و ایزوله کردن فعالیت عضلات فعال در هر ست، می‌توانید بهره‌وری‌تان را افزایش دهید. این کار موجب صرف انرژی کمتر و تأثیرگذاری بیشتر می‌شود.



۱۰. استراحت دادن به بدن

با اینکه نباید تعطیل کردن ورزش را به عادت‌تان تبدیل کنید، ولی داشتن روزهای تعطیل می‌تواند تأثیرات مثبت زیادی داشته باشد. به بدن‌تان گوش دهید. اگر دردها و ناراحتی‌ها امان‌تان را بریده‌اند بهتر است یک روز را به بدن‌تان استراحت دهید.

مهم نیست که قصدتان افزایش قدرت یا لاغری باشد، استراحت کافی برای دریافت بهترین نتیجه ضروری است. اگر خستگی باعث شده تمرینات‌تان بی‌فایده شوند و مضرات تمرینات بیشتر از مزایای آن شود، بهتر است یک روز را به خودتان استراحت دهید و مجددا با تجدید انرژی به تمرینات خود ادامه دهید.

برگرفته از: bodybuilding

[ad_2]

لینک منبع

چگونه کتاب بخوانیم تا بیشترین استفاده را ببریم؟

[ad_1]

امروزه هم کتاب‌‌ها زیاد شده‌اند و هم کتاب‌خوان‌ها، اما بیشتر مردم نه کتاب‌های خوب را می‌شناسند و نه به آنچه می‌خوانند، می‌اندیشند. عدم‌دقت منجر به عدم‌درک و عدم‌درک باعث فراموشی سریع مطالب خواهد شد. مطالعه فنی است که باید آن را آموخت. برای خواندن یک کتاب، برخورداری از مهارت خواندن کافی نیست، به‌ویژه اگر مجبور به خواندن یک کتاب آموزشی یا درسی باشید و درک مفاهیم برای شما ضروری باشد. در این مقاله شما خواهید دید که باید چگونه کتاب بخوانیم.

خلاصه‌‌ی نکات مهم:

  • از آغازِ کتاب شروع به خواندن کنید؛
  • خواندنِ مقدمه و مؤخره‌ی کتاب ضروری نیست؛
  • حین خواندن کتاب، برحسب نیاز استراحت کنید؛
  • از فهرست مطالب برای یافتن فصل‌ها یا قسمت‌های خاص استفاده کنید؛
  • عبارات و جملات جالب یا مهم را علامت‌گذاری کنید؛
  • یادداشت‌ها یا توضیحات مهم را با مداد بنویسید.

چگونه کتاب بخوانیم

بخش اول: مراحل مقدماتی

۱. انتخاب کتاب

اگر می‌خواهید برای دل خودتان کتاب بخوانید، برای خرید کتاب احتمالا به دو گزینه فکر می‌کنید: کتاب‌های داستانی یا غیرداستانی. از میانِ میلیون‌ها کتاب داستانی و غیرداستانی موجود، یافتنِ کتاب دل‌خواه و مناسب خودتان، کار سختی است. برای شروع انتخاب کتاب، بهتر است به دو دسته از موضوعات بیندیشید: موضوعاتی که به آنها علاقه دارید و موضوعاتی که علاقه‌ای به آنها ندارید. سعی کنید از تنوع گسترده‌ی موضوعات کتاب غافل نشوید. برخی از انواع موضوعات ادبیات داستانی عبارتند از: داستان‌های علمی-تخیلی به سبک پادآرمانشهر (عطش مبارزه نوشته‌ی سوزان کالینز)، داستان‌های واقع‌گرایانه (بیگانگان نوشته‌ی اس.ای.هینتون)، داستان‌های فانتزی (سرزمین قصه‌ها نوشته‌ی کریس کولفر) و داستان‌های تاریخی (بربادرفته نوشته‌ی مارگارت میچل).

  • با ملاک قراردادن سلیقه‌ی شخصی‌تان، راحت‌تر می‌توانید کتاب مورد علاقه‌تان را پیدا کنید. خرید کتاب به صلاح‌دید دیگران، لزوما لذت‌بخش بودن آن را برای شما تضمین نمی‌کند. بعضی از افراد از خواندن رمان‌های فانتزی لذت می‌برند و برخی دیگر از این نوع رمان‌ها متنفرند. به این بیندیشید که دوست دارید هنگام خواندن یک کتاب، چه چیزهایی را تجربه کنید؟ آیا در جست‌وجوی یک داستان ماجراجویانه‌‌ی پرشور هستید یا کشفِ اندیشمندانه‌ی ایده‌ها؟ دوست دارید حجم کتابی که می‌خوانید، چقدر باشد؟ دوست دارید داستانی که می‌خوانید چقدر چالش‌بر‌انگیز باشد؟ عقاید خاصی وجود دارند که دوست دارید نویسنده از آنها دوری یا استقبال کرده باشد؟ اگر پاسخ این پرسش‌ها را بدانید، حوزه‌ی انتخاب‌تان محدود می‌شود و کتاب مناسب خودتان را راحت‌تر پیدا می‌کنید.
  • محدود کردنِ حوزه‌ی انتخابِ کتاب‌های غیرداستانی نسبت به کتاب‌های داستانی، آسان‌تر است. بیشترِ کتاب‌های غیرداستانیِ معروف، روایتگر تاریخ یا زندگی‌نامه‌ی افراد مشهور هستند. پس برای خرید این‌گونه کتاب‌ها باید از خودتان بپرسید: دوست دارم با سرگذشت کدام شخصیت مشهور بیشتر آشنا بشوم؟ دوست دارم از کدام کشور، رویداد بزرگ، جنگ یا واقعه‌ی تاریخی بیشتر بدانم؟ آیا به کسب اطلاعات بیشتر درباره‌ی اقیانوس‌ها، دایناسورها، دزدان دریایی یا شعبده‌بازی علاقه دارم؟ تقریبا درباره‌ی هر موضوعی که فکرش را بکنید، کتاب غیرداستانی وجود دارد.
  • یافتن یک کتاب غیرداستانی درباره‌ی موضوعی که به آن علاقه دارید، پایان کار نیست. شما باید سبک نگارش نویسنده را اجمالا ارزیابی کنید تا حدس بزنید از آن لذت خواهید برد یا نه. ازآنجاکه ما با همه‌ی سبک‌های نگارشی راحت نیستیم، بهتر است قبل از خرید کتاب، دو صفحه‌ی نخست آن را بخوانیم. اگر سبک نگارش نویسنده برای شما دشوار و کسل‌کننده است، بهتر است از خرید آن منصرف شوید.

تهیه کتاب از کتابخانه - چگونه کتاب بخوانیم

  • به کتابخانه‌ها مراجعه کنید و از کتاب‌دارها کمک بگیرید. کتابخانه‌ مکان آرام و مناسبی برای جست‌وجوی کتاب‌های گوناگون است، گذشته‌ازاین، فقط با پرداخت هزینه‌ی عضویت می‌توانید کتاب‌های مورد‌علاقه‌تان را بخوانید.
  • کتاب‌ها را از روی جلدشان قضاوت نکنید. شاید عنوان و تصاویر روی جلد، کسل‌کننده یا مغایر با سلیقه‌ی شما به‌نظر برسند، اما داستان می‌تواند لذت‌بخش و جذاب باشد، طوری‌که نتوان از روی جلد کتاب تصورش را کرد. البته این نکته شامل همه‌ی کتاب‌ها نمی‌شود، پس بهتر است کتاب را عاقلانه انتخاب کنید! ضخامت کتاب را هم در نظر بگیرید. اگر می‌خواهید خواندن کتاب را سریع تمام کنید، کلِ کتاب‌های بزرگ و قطور را از فهرست انتخاب‌تان حذف کنید. در آخر، اگر می‌خواهید برای فرد دیگری کتاب بخرید، سن و علایق آن فرد را هنگام انتخاب کتاب درنظر بگیرید.
  • از اطرافیان کمک بگیرید. دوستان خوب و خویشاوندان نزدیک با شناختی که از شما دارند، می‌توانند کتاب‌هایی را به شما معرفی کنند که احتمال می‌دهند شما هم از خواندن‌شان لذت خواهید برد.

یافتن کتاب به کمک اینترنت - چگونه کتاب بخوانیم

  • در اینترنت جست‌وجو کنید. وارد گروه‌ها و صفحاتی بشوید که در آنها کتاب‌دوستان به معرفی و نقد کتاب می‌پردازند. در این گروه‌ها، افراد بهترین کتاب‌هایی را که خوانده‌‌اند به هم معرفی می‌کنند. شما می‌توانید دیدگاه‌های دیگران را درباره‌ی کتاب‌های معرفی‌شده، ملاک انتخاب خود برای خرید کتاب قرار بدهید. درکل، از این فضا برای آشنایی سریع با محبوب‌ترین و پرفروش‌ترین کتاب‌ها استفاده کنید.
  • عضویت در باشگاه‌های کتاب راه دیگری برای خرید کتاب و دریافت آن از طریق پست است.
  • شرکت در نشست‌های بحث و گفت‌وگو درباه‌ی یک کتاب خاص با حضور نویسنده در کتاب‌فروشی‌ها‌ یا شهرکتاب‌ها از راه‌های دیگر آشنایی بیشتر با کتاب‌هاست.
  • فراموش نکنید در دل هر داستانی، درس پندآموزی نهفته است، پس شانس تجربه‌اندوزی خود را به‌واسطه‌ی کسل‌شدن از توضیحات مختصر نویسنده در چند صفحه‌ی نخست کتاب از دست ندهید.

۲. دسترسی به کتاب

شما می‌توانید برای دسترسی به کتابی که انتخاب کرده‌اید به یکی از روش‌های زیر عمل کنید:

مراجعه به کتابخانه‌ها یا کتاب‌فروشی‌ها، قرض گرفتن کتاب از دوستان و آشنایان و خرید نسخه‌های الکترونیکی کتاب‌ها.

مراجعه به کتابخانه‌ها

جنبه‌ی مثبت: بدون خریدن کتاب از مطالب آن بهره می‌برید.

جنبه‌ی منفی: درصورتی‌که کتاب موردنظر شما از سوی عضو دیگری از کتابخانه به امانت گرفته شده باشد، برای دریافت آن باید منتظر بمانید.

مراجعه به کتاب‌فروشی‌ها

جنبه‌‌های مثبت:

  • می‌توانید به انواع کتاب‌های موجود در بازار به‌راحتی دسترسی پیدا کنید؛
  • با پرداختن پول صاحب کتاب ‌شوید؛
  • می‌توانید در کتاب شخصی خودتان علامت‌گذاری کنید یا یادداشت بنویسید؛
  • در صورت تمایل، می‌توانید چند سال بعد آن کتاب را دوباره بخوانید.

جنبه‌های منفی:

  • باید هزینه‌ای پرداخت کنید؛
  • باید در کتابخانه‌‌ی شخصی‌تان، فضایی را به آن اختصاص بدهید (امروزه داشتن کتابخانه باوجود فضای محدود آپارتمان‌ها برای همه میسر نیست).

قرض گرفتن کتاب از دوستان یا آشنایان

سعی کنید امانت‌دار خوبی باشید و ترجیحا زمان مشخصی را برای پس‌ دادن کتاب مشخص کنید، درغیراین‌صورت، ممکن است به‌ خیالِ قرض گرفتن از یک آشنا، آن کتاب یک سال در گوشه‌ی کتابخانه‌ی شما خاک بخورد.

خرید نسخه‌های الکترونیکی

خرید نسخه‌های الکترونیکی - چگونه کتاب بخوانیم

با ظهور کتاب‌خوان‌های الکترونیکیِ قابل‌حمل و گوشی‌های هوشمند در سال‌های اخیر، استفاده از نسخه‌های الکترونیکی کتاب‌ها یا همان ایبوک‌ها (E-book) بسیار متداول شده‌ است.

جنبه‌های مثبت:

  • هزینه‌ی خرید ایبوک‌ها معمولا کمتر از نسخه‌های چاپ‌شده است. بنابراین، اگر کتاب‌خوان الکترونیک دارید، به گزینه‌ی خرید ایبوک فکر کنید؛
  • ایبوک‌ها همیشه و همه‌جا در گوشی موبایل، تبلت یا آیپد در دسترس شما هستند.
  • همانند کتاب‌های چاپ‌شده‌ی کاغذی، با پرداخت هزینه‌ی خرید ایبوک، برای همیشه صاحب آن می‌شوید.

جنبه‌‌های منفی:

تنها جنبه‌ی منفی ایبوک این است که چون آن را روی گوشی هوشمند یا کتاب‌خوان خود نصب می‌کنید، درصورت عدم‌نیاز نمی‌توانید آن را به کسی بدهید.

برخی از مزایای کتاب‌خوان‌ الکترونیکی (Ebook Reader):

  • باتری کتاب‌خوان‌های الكترونيكی به‌طور متوسط هر ۳۰ تا ۶۰ روز يك‌بار به شارژ نياز دارد.
  • می‌توان مانند يك كتاب واقعی، متن را علامت‌گذاری کرد يا حتی با استفاده از قلم مخصوص در آن يادداشت نوشت.
  • صفحه‌ی نمایش کتاب‌خوان‌های الکترونیکی از خود نور ساطع نمی‌کند.

۳. خواندن کتاب

خواندن کتاب - چگونه کتاب بخوانیم

یک جای راحت برای نشستن پیدا کنید که از نور کافی برخوردار باشد. کتاب را باز کنید. خواندن صفحات آغازین کتاب (پیش از شروع فصل نخست) به انتخاب خودتان بستگی دارد. صفحات آغازین کتاب شامل چهار بخش سپاسگزاری، پیشگفتار، مقدمه و معرفی می‌شوند.

سپاسگزاری: این بخش کوتاه به فهرستی از افراد اشاره می‌کند که در فرایند نوشتن کتاب، به‌طریقی یاری‌رسانِ نویسنده بوده‌اند. درصورت تمایل می‌توانید این بخش را بخوانید. انتهای کتاب نیز ممکن است به بخش سپاسگزاری اختصاص داده شود.

پیشگفتار: این بخش به‌ قلمِ فردی غیراز نویسنده‌ی کتاب نوشته می‌شود و معمولا پس از اینکه کتاب، روشنگر راه علم یا برنده‌ی یک جایزه‌ی ادبی شده باشد، در نسخه‌های بعدیِ آن شاهد بخش پیش‌گفتار خواهیم بود. پیش‌گفتار به تعریف تجربه‌ی ارزنده‌ای که خواننده کسب خواهد کرد و دلایل ارزشمندی آن می‌پردازد.

مقدمه: این بخش به قلمِ خود نویسنده نوشته می‌شود و معمولا (اما نه همیشه) کوتاه‌تر از بخش پیشگفتار است. مقدمه اساسا مقاله‌‌ی مختصری درباره‌ی نحوه‌ی نگارش و شرح انگیره‌ی شکل‌گیری کتاب است. اگر به زندگی شخصی نویسنده یا فرایند خلاقانه‌ی شکل‌گیری یک کتاب علاقه دارید، با خواندن بخش مقدمه می‌توانید به اطلاعات باارزشی دست یابید.

معرفی: نویسنده‌ی کتاب در این بخش مستقیما با خواننده صحبت می‌کند و به معرفی کتاب، مرور محتوای آن و ایجاد انگیزه در خواننده می‌پردازد. بخش معرفی معمولا برای کتاب‌های غیرداستانی نوشته می‌شود. اگر تمایل ندارید پیش از شروع داستان، کوچک‌ترین بخشی از داستان لو برود، بهتر است بخش معرفی را پس از اتمام کتاب بخوانید.

صفحات پایانی کتاب معمولا به مقاله‌ها یا سرمقاله‌هایی که درباره‌ی همان کتاب نوشته شده‌اند، اختصاص دارد و فقط در کتاب‌های بسیار معروف نظیر خوشه‌های خشم اثر جان اشتاین‌بک دیده می‌شود. خواندن این بخش از کتاب نیز مانند بخش‌های نخستین کتاب اختیاری است.

اگر با تمام وجود از خواندن یک کتاب لذت برده‌اید، با خواندن مطالب پایانی کتاب، شانس مرور بخش‌های مهم را پیدا می‌کنید یا اگر از اهمیت کتاب خبر نداشته باشید، با خواندن این قسمت‌ها با اهمیت تاریخی، اجتماعی و فرهنگی کتابی که خوانده‌اید، بیشتر آشنا می‌شوید.

۴. استراحت

استراحت - چگونه کتاب بخوانیم

وقتی غرق خواندن یک کتاب جذاب می‌شوید، گذشت زمان را احساس نمی‌کنید. سعی کنید در یک حالت نشسته، زمان زیادی را صرف خواندن نکنید. شما می‌توانید به کمک تایمرِ گوشی یا ساعت، زمان استراحت یا رسیدگی به کارهای دیگرتان را از دست ندهید. هنگام بستن کتاب، گذاشتن نشانه‌ی کتاب بین صفحات را فراموش نکنید.

بخش دوم: خواندن مجموعه‌ی اشعار و مقالات

۱. به فهرست مطالب و فهرست راهنما نگاهی اجمالی بیندازید

بیشتر کتاب‌هایی که حاوی بخش‌های کوتاه و بسیار زیاد هستند، فهرست مرتب و روشنی از مطالب را برای سهولتِ کار خواننده در صفحات نخستین کتاب قرار می‌دهند. فهرست راهنما نیز در صفحات پایانی کتاب قرار دارد که شامل واژگان کلیدی و دیگر واژگان و اصطلاحات مهم با ذکر صفحات آنها می‌شود.

خواندن مجموعه‌ی اشعار یا مقالات درصورتی‌که شامل فهرست مطالب باشد، آسان‌تر است. بدون‌ وجود فهرست مطالب باید کتاب را از آغاز بخوانید، درحالی‌که با وجود چنین فهرستی می‌توانید مطالب جالب را پیش از باقی مطالبِ کسل‌کننده یا نه‌چندان چشمگیر بخوانید.

۲. مطالب را بر حسب سلیقه بخوانید

اگر مجموعه اشعاری مانند شاهنامه‌ی فردوسی و منطق‌الطیر عطار را کنار بگذاریم باقی کتاب‌های شعر و مجموعه داستان‌های کوتاه را می‌توان به هر ترتیب دلخواه خواند.

این مزیتِ مجموعه‌ نوشته‌های کوتاه است که می‌توانید برحسب سلیقه‌ی شخصی‌ خودتان از آنها استفاده کنید، مثل پروانه از این شاخه به آن شاخه بپرید و از هرکجای کتاب که دلتان خواست، شروع به خواندن کنید و مجبور نباشید از ابتدا تا انتهای کتاب را بخوانید و منتظر رسیدن به بخش‌های جذاب آن باشید.

وقتی برحسب سلیقه‌ خودتان به بخش‌های جذاب‌تر کتاب خوگرفتید، رفته‌رفته نسبت به بخش‌هایی که قبلا ملال‌آور به‌نظر می‌رسیدند، کنجکاو می‌شوید و به آنها هم علاقه نشان می‌دهید.

۳. مطالب را با علاقه و اشتیاق بخوانید

با مطالبی که می‌خوانید زندگی کنید و با تأکید بر بخش‌های جذاب کتاب، آن را به بخشی از زندگی خود تبدیل کنید. اگر بخواهید با خونسردی و بی‌تفاوتی به صورت خطی، از ابتدا تا انتهای کتاب را بخوانید، لذت زیادی از آن نخواهید برد.

یادداشت‌برداری کنید و در یادداشت‌های خود شماره‌ی صفحه یا اسامی نویسندگانی را که از آنها یاد می‌شود بنویسید تا در آینده به‌راحتی به یک فهرست کامل از نکات مهم کتاب دسترسی داشته باشید.

برای خط کشیدن زیر مطالب مهم یا جالب‌توجه از مداد استفاده کنید.

تکرار می‌کنیم: کتاب را بادقت مطالعه کنید و درباره‌ی آنچه می‌خوانید بیندیشید تا از دریچه‌ی خواندنِ کتاب به آگاهی دست یابید.

بخش سوم: خواندن کتاب‌های آموزشی و درسی

۱. یادداشت‌برداری کنید

یادداشت‌برداری کنید - چگونه کتاب بخوانیم

خواندن تفریحیِ کتاب‌های آموزشی، شدنی، اما غیرمتداول است. بیشتر افراد برای کسب اطلاعات موردنیاز، کتاب آموزشی می‌خوانند. کتاب‌های آموزشی و درسی منبع عالیِ اطلاعات متمرکز و طبقه‌بندی‌شده در موضوعات گوناگون هستند. برای اینکه بیشترین بهره را از این کتاب‌ها ببرید، بهتر است هنگام خواندن، یک دفترچه‌ی یادداشت دَم دست داشته باشید.

  • تعیین الگویی برای خواندن: یک پاراگراف را بخوانید، سپس درنگ کنید و درصورت‌ نیاز، آنچه را پاراگراف برای گفتن داشت، به زبان خودتان در دفترچه‌ی یادداشت خلاصه‌نویسی کنید.
  • مرور خلاصه‌نویسی‌های شخصی: در پایان هر بخش، یک نسخه‌ی شخصی از تمام اطلاعات موردنیاز را در اختیار دارید که برای اطمینان از درک درست مطالب، می‌توانید آن را مرور کنید.

۲. فصل‌ها را کامل بخوانید

در بیشتر موارد، خواندن کتاب‌های آموزشی از آغاز تا پایان ضرورتی ندارد، از طرفی، از این فصل به آن فصل پریدن هم مفید نیست. بهتر است هربار که نیاز به خواندنِ حتی بخشی از یک فصل را داشتید، آن فصل را کامل بخوانید.

  • مطالب را با هدف درک درست آنها بخوانید. اگر فصل مورد‌نظرتان را یک‌بار کامل بخوانید، درک و یادآوری اطلاعات لازم برایتان آسان‌تر خواهد شد.
  • وقتی یک فصل را برای بار نخست، کامل بخوانید، دیگر نیازی به بازخوانی کل فصل ندارید و درصورت نیاز بعدا می‌توانید گلچین مطالب را مرور کنید.

۳. دست از تلاش برندارید

اگر یک کتاب آموزشی یا درسی می‌خوانید، احتمالا هدف‌تان قبول شدن در یک امتحان یا پشت‌سرگذاشتن یک دوره است. کتاب‌های آموزشی و درسی به‌راحتی قابل‌درک نیستند و نمی‌توان آنها را به‌سرعت خواند، بنابراین بهترین کار این است که زود دست‌به‌کار شوید و سعی کنید هربار که کتاب را باز می‌کنید، پیشرفت اندکی در درک مطالب داشته باشید.

روزهای معینی از هفته را به خواندن کتاب‌های آموزشی اختصاص بدهید تا فرایند یادگیری برای‌تان آسان‌ شود. اگر بخواهید قبل از امتحان، کتاب‌های درسی را باعجله بخوانید نه‌تنها به درک درستی از مطالب نمی‌رسید، بلکه دچار اضطراب نیز خواهید شد.

 

برگرفته از: Wikihow.com

[ad_2]

لینک منبع