چه کیکی برای جشن تولد کودکمان انتخاب کنیم؟

[ad_1]

به نظر شما جالب‌ترین قسمت یک جشن تولد کدام قسمت است؟ آیا کودک‌تان هم مثل شما فکر می‌کند؟ بگذارید جور دیگری بپرسیم: در دوران کودکی برای شما جالب‌ترین قسمت جشن تولد کدام قسمت بود؟ بیش‌ترِ مردم در پاسخ به این سؤال از تزیینات جشن تولد یا کیک تولد کودک به عنوان جالب‌ترین قسمت جشن تولد نام می‌برند.

اکنون سؤال این است: حالا که شما می‌خواهید برای کودک‌تان جشن تولد برگزار کنید، چه نوع کیکی باید سفارش دهید؟ چگونه سفارش دهید و از کجا سفارش دهید؟

یک جشن تولد، بدون یک کیک خوب چنگی به دل نخواهد زد! به همین دلیل انتخاب یا تهیه‌ی صحیح کیک تولد کودک اهمیت زیادی دارد و اگر بخواهید کیک تولد کودک را به‌درستی انتخاب کنید این انتخاب دقت بیش‌تری می‌طلبد.

مرحله‌ی اول: انتخاب سوژه یا موضوع کیک

نخستین قدم والدین در انتخاب درست کیک تولد، تعیین موضوع و سوژه برای جشن تولد است. لابد می‌پرسید سوژه‌ی کیک تولد را چطور باید پیدا یا انتخاب کنیم؟

برخی از نکاتی که می‌تواند برای شما در انتخاب سوژه‌ی جشن تولد و کیک تولد فرزندتان الهام‌بخش باشد شامل موارد زیر است:

روش های پیدا کردن سوژه‌ی مناسب کیک تولد

۱. از فرزندتان مشورت بگیرید

برای انتخاب سوژه‌ی کیک تولد، قبل از سفارش یا تهیه‌ی کیک، اجازه دهید که فرزند دلبندتان نیز در این تصمیم‌گیری سهم داشته باشد، این امر بهترین منبع الهام برای شما خواهد بود!

۲. از قهرمانان کارتون‌ها الهام بگیرید

می‌توانید از قهرمان یا کاراکتر تلویزیونیِ مورد علاقه‌ی کودکتان برای طراحی و سفارش کیک جشن تولد کودک الهام بگیرید.

۳. به بازی فرزندتان دقت کنید

این امکان هست که از طریق دقت در بازی‌هایی که یکی‌یک‌دانه‌ی شما آنها را بیش‌تر دوست دارد به موضوع مناسب برای کیک جشن تولد او دست پیدا کنید! شما می‌توانید از بازی‌های فیزیکی یا بازی‌های رایانه‌ای مور علاقه‌ی فرزندتان در این مورد الهام بگیرید.

معمولا کودکان خردسال‌تر از مواردی چون کاریکاتورهای اشخاص، کاراکتر پرنسس‌ها، حیوانات باغ‌وحش و موجوداتی نظیر دایناسورها و سایر علاقه‌مندی‌های خاص خودشان به هیجان می‌آیند. در مورد کودکان کمی بزرگ‌تر، سعی کنید موضوع را بر روی یکی از علاقه‌مندی‌های آنان پیاده‌سازی کنید. این موضوع هر چیزی می‌تواند باشد، مانند یک ورزش، فیلم، یک راز، یا نکته‌ای علمی و مواردی مانند اینها. موارد و بازی‌های کودکانه‌ی بسیاری وجود دارند که می‌توان آنها را به سادگی وارد جشن تولد کودک کرد.

مرحله‌ی دوم: انتخاب طعم و مزه

طعمی را انتخاب کنید که بچه‌ها بیشتر دوست دارند. عموما بچه‌ها عاشق شکلات و خامه هستند. کیک‌های فوندانت زیبا و جذاب هستند ولی خود فوندانت مزه‌ی دلچسبی ندارد و در بسیاری از موارد کنار زده می‌شود.

حواس‌تان به حساسیت باشد! ممکن است یکی از مهمان‌های شما به برخی مواد کیک حساسیت داشته باشد. مثلا حساسیت به خشکبار و آجیل یا گلوتن از دسته حساسیت‌های رایج هستند. همچنین ممکن است بعضی‌ها رژیم‌های غذایی خاصی داشته باشند که نتوانند مثلا از شکر یا چربی معمولی استفاده کنند. اگر می‌خواهید این مهمانان هم از خوردن کیک لذت ببرند، به سراغ کیک‌های رژیمی بروید.

مرحله‌ی سوم: چگونه سفارش دهیم؟

نتیجه‌ی دو مرحله قبل، در این مرحله خود را نشان می‌دهد. به‌طور خلاصه، از روش‌های زیر می‌توانید کیک تولد فرزندتان را تهیه کنید. البته هرکدام شرایط و محسنات خود را دارد و شما بسته به شرایط خود می‌توانید یکی را انتخاب کنید:

از قنادی نزدیک منزل سفارش بدهید

خب این اولین راهی هست که به ذهن شما خواهد رسید. یکی از مزیت‌های خوب این روش در سفارشات دقیقه نودی است. مثلا یهو یادتان میفتد که امروز تولد فرزند عزیزم است و من کیک نخریدم. خب می‌روید و از یخچال قنادی یک کیک خوشگل انتخاب می‌کنید و اگر خوش اقبال باشید و کیک‌ساز قنادی منزل نرفته باشد می‌گویید یک نوشته بر رویش بنویسد. البته قنادی‌ها از قبل هم سفارش می‌گیرند و می‌توانید از آلبوم‌های آنها انتخاب کنید. برای این کار معمولا دو تا سه روز زودتر باید اقدام کنید.

از یک قنادی معروف که درمورد آن شنیده‌اید خرید کنید

در این روش باید کمی زودتر مثلا از ۲-۳ روز قبل به قنادی بروید و طرح خود را انتخاب کنید و بسته به موقعیت منزل هم باید کمی در ترافیک شهر بچرخید. همین‌طور روز تولد، قبل از مراسم باید بروید و کیک خود را تحویل بگیرید. این یکی ممکن است باعث دیر رسیدن شما به منزل بشود. برخی از قنادی‌ها با دریافت هزینه‌ی جداگانه کیک را به محل جشن شما ارسال می‌کنند.

خرید از کانال‌های اینستاگرام و تلگرام

خرید کیک آنلاین

این روش یکی دو سالی است که خیلی باب شده. پروفایل‌های اینستاگرامی پرزرق و برق و قشنگ هستند ولی هنگام خرید از این فروشنده‌ها حتما به موارد زیر دقت کنید:

  • آیا این فروشندگان دارای موقعیت مشخص و مطمئن هستند؟ شماره تلفن ثابت هرچند شاخص محکمی نیست، با این حال از یک موبایل اعتباری معتبرتر است. اگر آدرس کارگاه در پروفایل درج شده باشد که چه بهتر.
  • آیا آنچه به شما تحویل می‌دهند، همانی چیزی است که سفارش می‌دهید؟ برای این موضوع باید مشتریان قبلی آنها را پیدا کنید.
  • آیا تعداد فالور یک شاخص ارزیابی است؟ البته اگر هواداران واقعی باشند این یک شاخص خوب است ولی این روزها بازار خرید و فروش فالور بسیار داغ است. مراقب فالورهای تقلبی باشید.
  • از فروشنده بخواهید مجوزهای قانونی و بهداشتی خود را به شما نشان بدهد.
  • از فروشندگانی بخرید که فروش زیادی دارند. این باعث کاهش احتمال استفاده از مواد مانده و تاریخ گذشته می‌شود.
  • قیمت نشانه‌ی کیفیت نیست! بر عکس آن ضرب‌المثل انگلیسی معروف، در بازار کیک، قیمت الزاما نشان‌دهنده کیفیت نیست. البته از قیمت خیلی پایین‌هم پرهیز کنید. بالاخره هرکاری یک حداقل قیمتی برای تولید دارد و قیمت پایین‌تر از عرف حتما دلیلی دارد.

کیک را آنلاین خرید کنید

شاید خیلی‌ها تعجب کنند که می‌شود کیک را هم آنلاین خرید. خرید آنلاین کیک می‌تواند مزایایی در تهیه‌ی کیک تولد برای شما ایجاد کند. مثلا فرض کنید با موبایل خود مدل‌های کیک را ببینید یا کیک خود را طراحی کنید و مثلا عکس شیرین‌کاری فرزندتان را روی آن بیندازید و کنارش تولدش را با یک جمله تبریک بگویید. یا اگر عکسی در اینترنت دیده‌اید و مشابه آن می‌خواهید کیک بخرید، تصویر آن را ارسال می‌کنید تا بر اساس تصویر کیک شما ساخته شود. خیلی رؤیایی به‌نظر می رسد نه؟ با ورود اینترنت و فضای مجازی به کسب‌وکارهای سنتی، خیلی از آنها تحت تأثیر قرار گرفته‌اند، ولی بهتر است قبل از تصمیم به انتخاب این گزینه به موارد زیر دقت کنید:

  • برخی از فروشگاه‌های اینترنتی کیک، ویترین الکترونیکی یک قنادی مشخص هستند. به عبارت دیگر، یک کانال فروش همان قنادی در فضای اینترنتی محسوب می‌شوند. در مقابل، فروشگاه‌های دیگر، نقش واسطه در فضای مجازی بین شما و قنادی‌ها را ایجاد می‌کنند. هرکدام از این نوع فروشگاه‌ها دارای ویژگی‌های خاص خود هستند.
  • در مورد فروشگاه‌هایی که به‌عنوان واسطه عمل می‌کنند، باید مطمئن شوید که با قنادی‌های خوبی کار می‌کنند یا برنامه‌ی مشخصی برای کنترل کیفی و بهداشتی قنادی‌ها دارند. ارائه‌ی لیست قنادی‌هایی که با این‌گونه سایت‌ها کار می‌کنند از طرف سایت، کمک خوبی می‌تواند به شما بکند.
  • ازطرف دیگر در نماینده‌های اینترنتی یک قنادی خاص، باید مطمئن شوید فرآیند سفارش اینترنتی آنها به‌اندازه‌ی عملیات روزانه‌ی آنها جاری و عملیاتی است. ممکن است در پاره‌ای موارد، قنادی با مشورت یک شرکت طراحی سایت، اقدام به ایجاد یک فروشگاه اینترنتی بکند ولی سازوکار اجرایی آن را درنظر نگرفته باشد. این را از نحوه‌ی روند سفارش در سایت یا پشتیبانی آن می‌توانید متوجه شوید.
  • پشتیبانی خوب را جدی بگیرید. سفارش‌ها در بسیاری از موارد ممکن است با مشکلاتی در تولید یا تحویل همراه باشند. به همین دلیل مطمئن شوید که سایتی که انتخاب می‌کنید تا زمان تحویل سفارش از پشتیبانی مناسبی برخوردار است.
  • به سایت‌های معتبر اعتماد کنید. داشتن نشان اعتماد (e-namad)، شماره تلفن ثابت و آدرس مشخص در اطلاعات تماس و نظرات و سوابق سایر مشتریان در مورد این سایت از مواردی هستند که می‌توانند به شما کمک کنند تا از خریدتان مطمئن باشید.

در هرصورت خرید خوردن کیک لذت خاص خود را دارد و به راحتی نمی‌توان آن را با خوراکی‌های دیگر جایگزین کرد. همچنین به یاد داشته باشید، مهم‌ترین مسئله‌ای که در خرید کبک باید از آن اطمینان داشته باشید، کیفیت مواد اولیه و تازگی آنهاست؛ چیزی که با شکل و ظاهر و حتی با طعم و مزه قابل معامله نیست. آرزو داریم جشن تولدی به یادماندنی پیش رو داشته باشید.

[ad_2]

لینک منبع

واقعیت های زندگی که هر فردی باید آنها را قبول کند

[ad_1]

همه‌ی ما کم‌‌وبیش با مشکلات زندگی دست‌وپنجه نرم می‌کنیم. دردهایی در سینه داریم که تصور می‌کنیم درمانی برای‌شان نیست. هر روز احساسات ناخوشایندی به سراغ‌مان می‌آیند. نگران می‌شویم، امروزوفردا می‌کنیم، در مقابل شکست‌های عاطفی به‌راحتی از پا درمی‌آییم، برآشفته می‌شویم، احساس تنهایی و نیاز می‌کنیم، «ای‌کاش»‌های زیادی داریم و مدام فکر می‌کنیم با زندگی ایده‌آل فاصله‌ی زیادی داریم. برای یک‌بار هم که شده، بدون فیلترهای ایده‌آل‌گرایانه‌ی ذهن‌تان به واقعیت های زندگی نگاه کنید. در این مقاله، بیست مورد از واقعیت های زندگی را به شما یادآوری می‌کنیم که طرز تفکرتان اجازه نمی‌دهد آنها را قبول کنید.

تک‌تک احساسات منفی ما ساخته‌و‌پرداخته‌ی ذهن خودمان هستند. واقعی بودن آنها را انکار نمی‌کنیم، اما این خودِ ما هستیم که به آنها جان می‌دهیم و بی‌سبب ذهن‌مان را درگیرِ خیالات و تصورات خاصی از زندگی ایده‌آل می‌کنیم.

زندگـــی زیبـاســـت چشمـی بـاز کـن، گردشـــی در کوچــه‌باغِ راز کن؛ هرکه عشقش در تماشا نقش بست، عینک بدبینی خود را شکسـت

به‌راستی چرا نگران می‌شویم؟ چون می‌ترسیم مبادا به چیزی که انتظارش را داریم نرسیم. چرا امروزوفردا می‌کنیم؟ چون از تلاش کردن و به نتیجه نرسیدن می‌ترسیم. چرا در مقابل شکست‌های عاطفی از پا درمی‌آییم؟ چون مدام می‌اندیشیم لیاقت ما این نبود که شد. چرا برآشفته می‌شویم؟ چون تصور می‌کنیم در زندگی هنوز به جایی که لیاقتش را داریم نرسیده‌ایم و به این ترتیب، تمام احساسات منفی‌ را نزد خودمان توجیه می‌کنیم.

نفس عمیقی بکشید و سعی کنید افکار منفی را از مغزتان بیرون کنید. برای این کار روی چیزهایی تمرکز کنید که می‌توانید وجودشان را در لحظه احساس ‌کنید، به هوایی که استنشاق می‌کنید، به روشنایی روز، به صداها، به سلامتی بدن‌تان، به زمین زیر پایتان، به اشیای پیرامون‌تان و به انسان‌هایی که در اطراف شما در رفت‌وآمد هستند، توجه کنید. سعی کنید آنها را با ملاک‌های ایده‌آل‌گرایانه‌ی خودتان قضاوت نکنید. اگر واقعیت های زندگی خود را آن‌گونه که هستند بپذیرید، آن‌گاه می‌توانید برای بهبود آنها قدمی بردارید.



واقعیت های زندگی

۱. در زندگی مسائل زیادی وجود دارند که ما توانایی کنترل کردن آنها را نداریم. شما نمی‌توانید تمام اتفاقات زندگی‌تان را کنترل کنید، تنها کنترلِ «واکنش به این اتفاقات» در دست شماست. نوعِ واکنشی که به اتفاقات زندگی نشان می‌دهید، نشا‌ن‌دهنده‌ی میزان قدرت شماست.

۲. دل‌شکستگی‌های عمیق ما، معمولا ریشه در انتظارات بالای ما دارند. ‌‌‌‌شادی یعنی زندگی کنونی را آن‌گونه که هست بپذیریم و قلباً قدردان آن باشیم.

۳. هیچ‌کس کامل نیست و نخواهد بود. اگر قصد دارید صبر کنید تا «کامل» شوید و آن‌گاه داستان‌ها، ایده‌ها، استعدادها و موهبت‌هایتان را با دیگران به اشتراک بگذارید، هرگز به این هدف غیرممکن نمی‌رسید.

۴. لحظه‌ای را که با نگرانی گذرانده‌اید، هدررفته بدانید. نگران بودنِ شما، راه‌حل مشکل‌تان نیست. بهترین کار این است که در مواجهه با واقعیت های زندگی و موقعیت‌های دشوار، به‌جای نگرانی، به فکر درس‌هایی باشید که هریک از تجربیات زندگی به شما می‌آموزند. هدف‌ شما باید این باشد که از درس‌هایی که خودتان بهای آموختن‌شان را پرداخته‌اید، بهترین استفاده را بکنید.



بهترین درسها را از سخت ترین تجربه ها می آموزیم - واقعیت های زندگی

۵. بهترین درس‌ها را از سخت‌ترین تجربه‌ها می‌آموزید. گاهی‌اوقات باید روزهای سختی را پشت‌سر بگذاریم تا درس‌های ارزشمندی بیاموزیم. پس برای رویارویی با درس‌هایی که بهایشان رنج و سختی است، محکم و استوار باقی بمانید.

۶. از پیروزی‌ها مغرور و از شکست‌ها ناامید نشوید. شخصیت انسان‌ها در دو برهه‌ی پیروزی و شکست آشکار می‌شود. در اوج موفقیت‌هایتان فروتنی پیشه کنید، در اوج سختی‌‌هایتان استوار و با اراده باقی بمانید و در این بین، ایمان‌تان را از دست ندهید تا نه عمر شادی‌هایتان را کوتاه کنید و نه عمر غم‌هایتان را طولانی.

۷. مشغله داشتن نشانه‌ی کارایی و بهره‌وری نیست. کاری که با تمرکز و دقت انجام شود، ثمربخش خواهد بود. بنابراین انرژی و تمرکز خود را برای انجام کارهای بیهوده و بی‌ارزش هدر ندهید. فقط به فکر تمام کردن یک کار نباشید و سعی کنید در کاری که انجام می‌دهید، بدرخشید.

۸. با مدیریت نادرست، پولِ بیشتر، مشکلات بیشتری را به‌وجود می‌آورد. شکی نیست که همه‌ی ما برای گذراندن زندگی به پول احتیاج داریم. باید کار کنیم، پول به‌دست بیاوریم، پس انداز کنیم، سرمایه گذاری کنیم، اما دورِ خرج کردنِ بدون برنامه ریزی و هدف را خط بکشیم. نحوه‌ی خرج کردن پول مهم‌تر از کسب درآمد است.

۹. ما با دارایی‌های مالی بیشتر، لزوما شادتر نمی‌شویم. اگر با وجود تمامِ ‌امکانات رفاهی باز هم احساس کمبود می‌کنید، باید شادی را در سادگی جست‌وجو کنید. وقتی آشفتگی‌های ذهنی و فیزیکی‌تان را سروسامان بدهید، از زندگی لذت بسیار بیشتری خواهید برد.



اعتیاد به فناوری - واقعیت های زندگی

۱۰. وسایل تجملی و ابزار فناوری دست‌و‌پای ما را بسته‌اند و ما را برده‌ی خود کرده‌اند. ما باید بیاموزیم لبخند، نگاه، اعتماد و وقت‌مان را از هم دریغ نکنیم، باید بیاموزیم به‌جایِ دنیای مجازی، در دنیای واقعی برای هم وقت بگذاریم و طنینِ صدا و گرمای نگاه یکدیگر را از نزدیک احساس کنیم و از حال هم جویا شویم.

۱۱. جامعه‌‌ی امروز دلباخته‌ی زیبایی ظاهر شده است. خودتان را آن‌گونه که هستید دوست بدارید و سعی کنید در رفتار و منش انسان‌ها به‌دنبال زیبایی بگردید.

اگر از زشتی ظاهرم نمی‌گفتند، هرگز زیبایی‌های درونم را جست‌وجو نمی‌کردم و اگر تلاش نمی‌کردند مرا از پا دربیاورند، هرگز نمی‌فهمیدم که شکست‌ناپذیرم.

– گابورِی سیدیبِی

۱۲. بیشترِ جرو‌بحث‌های ما با هم بی‌مورد است. با دیگران آگاهانه وارد بحث‌ و گفت‌وگو بشوید. بیشترِ مواقع آرامش داشتن، بهتر از پیروز شدن در گفت‌وگوست. شما مجبور نیستید در تمام بحث‌هایی که پیش می‌آیند، مشارکت کنید.

۱۳. ما دیگران را براساس رفتارهایشان و خودمان را با ایده‌آل‌هایمان قضاوت می‌کنیم. با دیگران چنان رفتار کنید که دوست دارید با شما رفتار کنند. فردی باشید که گفتار، رفتار و ارزش‌هایش یکی هستند.



واقعیت های زندگی

۱۴. همیشه از هر دست بدهیم، از همان دست نمی‌گیریم. اگر انتظار داشته باشید آن‌گونه که با دیگران رفتار می‌کنید، با شما رفتار کنند، ناامید خواهید شد. همه‌ی افراد به‌اندازه‌ی شما بخشنده و مهربان نیستند.

۱۵. هیچ‌کس لایق تحقیر ابدی نیست. قدرتی را که با دستان خودتان به دیگران داده‌اید، از آنها پس بگیرید. خودتان را از قید سرزنش‌ها و عیب‌جویی‌های دیگران رها کنید. بهترین اتفاقات زندگی‌تان از روزی آغاز می‌شوند که تصمیم بگیرید اختیار زندگی خودتان را برای همیشه به‌دست بگیرید و به هیچ‌کس جز خودتان متکی نباشید.

۱۶. پذیرفتن شکست‌، آسان‌تر از شروع دوباره زندگی است. شروع دوباره، پذیرفتن این حقیقت است که شکست‌ تنها بخشی از گذشته‌ی ماست، نه سرنوشت ما.

۱۷. برای موفقیت در هر کاری باید بهایش را بپردازیم. جزو آن دسته از افراد نباشید که انتظار دارند بدون‌ اینکه بهایی بپردازند، به آرزوهایشان برسند. زندگی فرازونشیب‌های بسیاری دارد. وقتی برای رسیدن به هدفی تلاش می‌کنید، از خودتان بپرسید: برای رسیدن به این هدف حاضرم از چه چیزهایی دست بکشم؟



گام های کوچک قاعده موفقیت هستند - واقعیت های زندگی

۱۸. باوجود همه‌ی پیشرفت‌های بشر، «گام‌های کوچک» هم‌چنان قاعده‌ی رسیدن به موفقیت هستند. در دنیایی که پیشرفت‌های فناوری، سرعت رسیدنِ به نتایج را بالا برده‌اند، نباید شیرینیِ تلاش، صبر و استقامت را که میراث گذشتگان‌ است، به دست فراموشی بسپاریم. برای رسیدن به برخی از اهداف، باید گام‌های کوچک اما همیشگی برداشت.

۱۹. وقتی شانس به سراغ‌مان می‌آید، همیشه آماده‌ی بهره بردن از آن نیستیم. بسیاری از عالی‌ترین فرصت‌های زندگی، ما را به لحاظ احساسی و عقلی، وادار به رشد و ترقی می‌کنند. این فرصت‌ها کاری می‌کنند حریم آسایش‌مان را به‌خطر بیندازیم. به همین دلیل، در مواجهه‌ با فرصت‌های کم‌نظیر زندگی، آمادگیِ استفاده از آنها را نداریم.

۲۰. ما طول عمرمان را به دست خودمان کوتاه می‌کنیم. همه‌ی ما روزی مرگ را تجربه خواهیم کرد. با وجود این، بالا بردن کیفیت زندگی و درنتیجه داشتن عمر طولانی، غیرممکن نیست. همین امروز کیفیت زندگی شما چگونه بود؟ این سؤالی است که می‌توانید هر روز از خودتان بپرسید. نحوه‌ی سپری کردن روزها، گویای نحوه‌ی سپری کردن عمرمان است.



نکته‌ی پایانی

واقعیت های زندگی را بپذیرید. مسائل بسیاری وجود دارند که شما توان تغییر یا کنترل آنها را ندارید. تنها راه این است که صبور باشید و سعی کنید از آنها درس بگیرید. اجازه ندهید تجربیات گذشته، توانایی شما را در مواجهه با تجربیات امروز تضعیف کنند. روی گام‌های کوچکی تمرکز کنید که همین «امروز» می‌توانید بردارید و یک قدم به اهداف‌تان نزدیک‌تر شوید. آینده بر هیچ‌یک از ما روشن نیست، اما همین ابهام و بی‌خبری، هر لحظه از زندگی را به یک تجربه‌ی جالب و هیجان‌انگیز تبدیل می‌کند. گذشته بخشی از زندگی ماست، آن را فراموش نکنید تا اشتباهات گذشته را تکرار نکنید، اما هرگز افسوس گذشته‌ را نخورید و در آن غرق نشوید.

شما تاکنون با کدام‌یک از واقعیت های زندگی مواجه شده‌اید؟ به کدام‌یک از آنها به‌تجربه ایمان پیدا کرده‌اید؟ دیگر واقعیت های زندگی را از دیدگاه خودتان با ما به اشتراک بگذارید.

برگرفته از: Marcandangel

[ad_2]

لینک منبع

ویتامین b3 یا نیاسین چیست و در چه غذاهایی یافت می‌شود؟

[ad_1]

ویتامین B۳ با نام‌های نیاسین و نیاسین‌آمید شناخته می‌شود و یکی از ویتامین‌های گروه B است. این ویتامین محلول در آب است و در بسیاری از غذاها از جمله گوشت، ماهی تُن، دانه‌ها و قارچ‌ وجود دارد. نیاسین به‌صورت اسید نیکوتینیک، نیاسین‌آمید و اینوزیتول هگزاسیانات وجود دارد. وجود ویتامین B۳ برای بدن ضروری است و کمبود آن می‌تواند مشکلاتی را برای سلامتی به‌وجود بیاورد. همراه ما باشید، در این مقاله به بررسی منابع نیاسین، علائم کمبود و عوارض جانبی مصرف زیاد آن می‌پردازیم.

نیاسین در سلامت قلب و عروق، تنظیم کلسترول خون، تقویت مغز، داشتن پوستی سالم، پیشگیری و درمان دیابت مؤثر است. مطالعات جدید نشان می‌دهند مصرف بیش‌ازحد داروها و مکمل‌های نیاسین، عوارضی همچون سردرد، سرگیجه و فشار خون پایین به‌دنبال دارد.

فواید ویتامین B۳ یا نیاسین برای سلامتی

۱. بهبود سطح کلسترول خون

ویتامین B۳ انتخاب خوبی برای کاهش کلسترول خون است و در کاهش خطر ابتلا به بیماری‌های قلبی-عروقی در بیماران مبتلا به دیس‌لیپیدمی (چربی‌پریشی) نیز مؤثر است. در این بیماری، کلسترول پلاسما و تری‌گلیسرید یا هردوی آنها بالا می‌روند.

مکمل‌های نیاسین در کاهش حمله قلبی، سکته مغزی، افزایش تری‌گلیسرید خون و سایر بیماری‌های قلبی ناشی از کلسترول خون بالا تأثیرات مثبتی نشان داده‌اند.

براساس نتایج چندین مطالعه، ویتامین B۳ در افزایش کلسترول خوب خون (HDL) و کاهش تری‌گلیسرید تأثیری همچون مصرف دوز بالای داروهای تجویزی رایج را دارد.

این ویتامین در کاهش کلسترول بد خون (LDL) نیز مؤثر است، از این رو برخی از پزشکان برای کاهش کلسترول خون آن را همراه با داروهای استاتین تجویز می‌کنند.

۲. کاهش خطر ابتلا به بیماری‌های قلبی-عروقی

نیاسین از طریق کمک به گردش خون به سلامت قلب کمک می کند.

ویتامین B۳ علاوه بر کاهش کلسترول خون و تری‌گلیسرید، خطر بروز تصلب شرایین را نیز کاهش می‌دهد. تصلب شرایین حالتی است که در آن سرخرگ‌ها سخت و موجب بروز مشکلات قلبی می‌شوند. نیاسین در کاهش و درمان التهاب و تولید هیستامین نقش مهمی بازی می‌کند. هیستامین‌ها ترکیباتی شیمیایی هستند که توانایی گشاد کردن رگ‌ها و کمک به گردش خون را دارند. این ترکیبات همچنین می‌توانند باعث بروز واکنش‌های آلرژیک در فرد شوند.

کسانی که سابقه‌ی ایست قلبی و حملات قلبی دارند، با مصرف ویتامین B۳ می‌توانند خطر بروز مجدد این اتفاقات را کاهش بدهند.



۳. کمک به درمان دیابت

نیاسین با توجه به تأثیری که در تنظیم قند خون دارد، می‌تواند در درمان دیابت مؤثر باشد. مصرف نیاسین‌آمید می‌تواند اثربخشیِ داروهای خوراکی دیابت را افزایش بدهد. افراد دیابتی به کمک نیاسین بهتر می‌توانند قند خون‌شان را کنترل کنند. با مصرف نیاسین، خطر بیماری‌های قلبی و کلسترول بالا که در افراد دیابتی شایع است، کاهش می‌یابد.

نیاسین با کاهش کلسترول بد خون، در درمان دیابت مؤثر است. ممکن است این ویتامین در افرادی که قند خون بالا دارند، عوارضی به‌وجود بیاورد. بنابراین در صورت بالا بودن گلوکز خون‌تان، قبل از مصرف نیاسین با پزشک مشورت کنید.



۴. سلامت پوست

برخی افراد، از نیاسین و نیاسین‌آمید برای درمان جوش‌های شدید و دردناک مانند آکنه استفاده می‌کنند. نیاسین‌آمید موضعی برای درمان جوش و مشکلات پوستی تجویز می‌شود. این در حالی است که عده‌ای دیگر برای درمان مشکلات پوستی‌‌شان از مکمل‌های ویتامین B۳ یا ب‌کمپلکس استفاده می‌کنند.

از آنجا که ویتامین B۳ در کاهش التهابات، خارش و قرمزی پوست مؤثر است، برخی از آن برای درمان بیماری‌هایی مانند بولوز پمفیگویید و گرانولوما آنولار استفاده می‌کنند. اینها دو بیماری پوستی ناشی از التهابات هستند که با تاول‌های دردناک پوستی همراه‌اند و می‌توانند موجب بروز عفونت‌هایی بشوند.



۵. بهبود عملکرد مغز

نیاسین می تواند از اختلالات مغزی ناشی از افزایش سن پیشگیری کند.

مطالعات نشان می‌دهند نیاسین می‌تواند از آلزایمر و سایر بیماری‌های مغزی مرتبط با افزایش سن جلوگیری کند. نیاسین می‌تواند خطر بسیاری از مشکلات مغزی ناشی از افزایش سن مانند کاهش توانایی تفکر، از دست دادن حافظه، سردردهای میگرنی، افسردگی، بیماری حرکت (یا بیماری سفر، عارضه‌ای است که برخی افراد در هنگام سفر به آن دچار می‌شوند)، بی خوابی و … را کاهش بدهد.

نیاسین و نیاسین‌آمید برای درمان و پیشگیری از اسکیزوفرنی و توهم نیز مؤثرند. همچنین مطالعات نشان می‌دهند که مصرف نیاسین خطر بروز اختلال بیش‌فعالی-کم‌توجهی را کاهش می‌دهد.



۶. کمک به تحرک مفاصل و درمان التهاب مفصل

برخی مطالعات نشان می‌دهند که نیاسین‌آمید می‌تواند حرکت‌پذیری مفاصل را افزایش بدهد. افزایش مصرف نیاسین باعث کاهش دردهای مفاصل، افزایش استحکام عضلات و کاهش علائم خستگی مفاصل و عضلات می‌شود. براساس برخی مطالعات، تجویز مقادیر بالای نیاسین‌آمید باعث افزایش انعطاف پذیری بدن و کاهش تورم مفاصل در بیماران مبتلا به التهاب مفصل می‌شود. همچنین این افراد با مصرف نیاسین می‌توانند مُسکن‌ها و سایر داروهای مصرفی‌شان را کم یا قطع کنند.

نیاسین را به‌خاطر خاصیت ضدالتهابی‌اش در مقادیر بالا به‌عنوان درمانی برای پوکی استخوان و درد مفاصل تجویز می‌کنند. با کاهش التهابات، علائم التهاب مفصل کاهش می‌یابند و غضروف‌های مفاصل بازسازی می‌شوند. نتیجه‌ی این امر افزایش تحرک‌پذیری و استحکام مفاصل است.



۷. درمان بیماری پلاگر

بیماری پلاگر در اثر کمبود ویتامین B به‌وجود می‌آید. کمبود نیاسین می‌تواند موجب ابتلا به بیماری پلاگر شود. این بیماری معمولا در افراد الکلی یا کسانی که سوء‌تغذیه دارند، مشاهده می‌شود. جوش، استوماتیت (التهاب فراگیر دهان)، اسهال و مشکلات ذهنی، از جمله علائم پلاگر هستند.

افرادی که به بیماری پلاگر مبتلا هستند، معمولا از کمبود نیاسین و ویتامین B رنج می‌برند، اما عدم توانایی در شکستن پروتئین و تبدیل آن به چند اسیدآمینه‌ی خاص نیز می‌تواند از دلایل بروز پلاگر باشد. عدم دریافت نیاسین موردنیاز به‌مدت چند سال، ممکن است موجب مرگ فرد مبتلا به پلاگر شود.

کمبود اسید نیکوتینیک معمولا نتیجه‌ی سوءتغذیه و مصرف زیاد نوشیدنی‌های الکلی است. در کشورهای جهان سوم به کسانی که از فقر و سوء‌تغذیه رنج می‌برند، نیاسین داده می‌شود. همچنین نیاسین برای درمان بی خوابی، عصبانیت، کج‌خلقی و کاهش هوشیاری نیز مفید است.

درمان رایج بیماری پلاگر تجویز نوعی ویتامین B۳ به نام نیکوتین‌آمید است. نیکوتین‌آمید از لحاظ عملکرد مشابه نیاسین است، ولی در میزان جذب و عوارض جانبی، کمی با نیاسین متفاوت است.

۸. جلوگیری از اختلالات جنسی

عواملی همچون استرس، خستگی، بیماری و گردش خون ضعیف، منجر به اختلالات نعوظ می‌شوند. مکمل‌های ویتامین B۳ با افزایش جریان خون، از این مشکل جلوگیری می‌کنند.

۱۱ غذای سرشار از ویتامین B۳

گوشت و جگر گاو و سینه مرغ سرشار از نیاسین هستند.

مواد غذایی زیر، بهترین منابع تأمین ویتامین B۳ هستند.

  1. جگر سیاه گاو: ۸۵ گرم جگر سیاه گاو، محتوی ۱۴٫۲ میلی‌گرم نیاسین است.
  2. سینه‌ی مرغ: ۸۵ گرم سینه‌ی مرغ، محتوی ۱۲٫۳ میلی‌گرم نیاسین است.
  3. ماهی تُن: ۸۵ گرم ماهی تُن، محتوی ۱۱٫۳ میلی‌گرم نیاسین است.
  4. تخمه‌ی آفتابگردان: یک فنجان تخمه‌ی آفتابگردان، محتوی ۹ میلی‌گرم نیاسین است.
  5. گوشت گاو: ۸۵ گرم گوشت گاو، محتوی ۹ میلی‌گرم نیاسین است.
  6. گوشت برّه: ۸۵ گرم گوشت برّه، محتوی ۶٫۹ میلی‌گرم نیاسین است.
  7. ماهی سالمون: ۸۵ گرم ماهی سالمون، محتوی ۶٫۷ میلی‌گرم نیاسین است.
  8. لپّه: یک فنجان لپّه، محتوی ۵٫۷ میلی‌گرم نیاسین است.
  9. بوقلمون: ۸۵ گرم بوقلمون، محتوی ۴ میلی‌گرم نیاسین است.
  10. قارچ: یک فنجان قارچ دکمه‌ای سفید، محتوی ۲٫۵ میلی‌گرم نیاسین است.
  11. ارده: ۲ قاشق غذاخوری ارده، محتوی ۲٫۲ میلی‌گرم نیاسین است.


عوارض جانبی و تداخلات دارویی ویتامین B۳

مصرف بیش از حد مکملهای نیاسین می تواند عوارض جانبی بدی به دنبال داشته باشد.

تاکنون مطالعات زیادی درمورد خواص، مضرات و تأثیرات دارویی نیاسین انجام شده است. با این‌حال برای نتیجه‌گیری قطعی، مطالعات رسمی بیشتری موردنیاز است. مطالعات اولیه نشان می‌دهند تحمل نیاسین برای برخی افراد دشوار است و مصرف این ویتامین، منجر به بروز عوارض جانبی در آن افراد می‌شود.

با توجه به فواید و عوارض جانبی احتمالی نیاسین، محققان معتقدند مصرف نیاسین به‌تنهایی یا همراه با سایر مکمل‌ها می‌تواند اثرات مطلوبی برای سلامتی به‌خصوص درمان بیماری‌های قلبی-عروقی داشته باشد. با این حال به‌دلیل عوارض جانبی احتمالی، مکمل‌های نیاسین باید طبق نسخه‌ی پزشک مصرف شوند و از مصرف بیش از اندازه‌ی آنها خودداری شود.



شایع‌ترین عوارض جانبی ویتامین B۳

معمولا مصرف غذاهای سرشار از نیاسین، عوارض جانبی به همراه ندارد، این عوارض بیشتر در کسانی مشاهده می‌شود که مکمل‌های آن را بیش از حد مصرف می‌کنند. عوارض جانبی مصرف بیش‌ازحد این ویتامین عبارتند از:

  • تهوع یا استفراغ؛
  • حساسیت‌ پوستی و جوش؛
  • سردرد؛
  • سرگیجه؛
  • واکنش‌های آلرژیک؛
  • بیماری‌های قلبی (مصرف زیاد نیاسین می‌تواند خطر ابتلا به ضربان نامنظم قلب را افزایش بدهد)؛
  • دیابت (نیاسین و نیاسین‌آمید می‌توانند قند خون را افزایش بدهند. افراد دیابتی که نیاسین یا نیاسین‌آمید مصرف می‌کنند، باید قند خون‌شان را به‌دقت کنترل کنند)؛
  • بدتر شدن بیماری‌های کیسه‌ی صفرا یا کبد؛
  • تشدید علائم نقرس؛
  • فشار خون پایین؛
  • زخم معده و روده؛
  • ایجاد اختلال در کنترل قند خون پس از عمل‌های جراحی.

داروهایی که محتوی مقدار زیادی ویتامین B۳ هستند، می‌توانند عوارض جانبی آزاردهنده‌ای مانند درد عضلات، اختلالات گوارشی و التهابات پوستی داشته باشند. در مطالعه‌ای که به‌تازگی در این زمینه صورت گرفت، عوارض جانبی در برخی بیماران به شکل مشکلات گوارشی مانند اسهال و زخم‌های معده و روده مشاهده شد. برخی مطالعات دیگر علائمی مانند آسیب‌های عضلانی، نقرس، جوش، زخم و سایر مشکلات جدی پوستی را در اثر مصرف زیاد ویتامین B۳ به ثبت رساندند.

برخی محققین بر این باورند که مصرف زیاد نیاسین می‌تواند احتمال بروز دیابت را افزایش بدهد. اگر از مکمل‌ها یا داروهای محتوی نیاسین استفاده می‌کنید و از عوارض جانبی آنها رنج می‌برید، درمورد مشکل‌تان با یک پزشک مشورت کنید و در صورت امکان، داروهای مصرفی‌تان را تغییر بدهید.

سوزش دهان ، مری و معده از علائم کمبود نیاسین هستند.

کمبود ویتامین B۳ در کشورهایی که سوء‌تغذیه به‌ندرت دیده می‌شود، شایع نیست. علائم بالینی کمبود این ویتامین شامل درماتیت (اگزما)، اسهال و زوال عقل هستند. تشخیص کمبود این ویتامین برعهده‌ی پزشک است و معمولا با تجویز مکمل‌های نیاسین قابل درمان است. علائم زیر در اثر کمبود نیاسین ظاهر می‌شوند:

  • پلاگر؛
  • تورم غشای مخاطی. معمولا علائم آن بر دهان، زبان، واژن و مجاری ادراری تأثیر می‌گذارد. نتیجه‌ی آن درد دهان، افزایش بزاق، خیز یا ورم زبان و انواع زخم‌هاست؛
  • مشکلات پوستی مانند زخم‌ها (اولسِر)؛
  • مشکلات گوارشی که علائمی مانند سوزش دهان، مری، معده، ناراحتی‌های شکمی، یبوست، حالت تهوع، استفراغ و اسهال را ایجاد می‌کنند؛
  • اختلالات مغزی، جنون، کاهش هشیاری، زوال عقل، موقعیت‌نا‌آگاهی، کنفوزیون، افسردگی، شیدایی و پارانویا از عوارض دیگر کمبود نیاسین هستند.


میزان ویتامین B۳ موردنیاز هر فرد چقدر است؟

براساس اعلام وزارت کشاورزی ایالات متحده، مقدار مناسب مصرف روزانه‌ی ویتامین B۳ به شرح زیر است:

کودکان: با توجه به سن، روزانه ۲ تا ۱۶ میلی‌گرم؛

مردان: روزانه ۱۶ میلی‌گرم؛

زنان: روزانه ۱۴ میلی‌گرم؛

زنان باردار و شیرده: روزانه ۱۷ تا ۱۸ میلی‌گرم.

البته مقدار موردنیاز ویتامین B۳ برای افراد مختلف متفاوت است و به عواملی مانند سن، وزن، جنسیت و نیازهای خاص فرد بستگی دارد. به‌عنوان مثال مقدار ۲ تا ۳ گرم نیاسین در روز برای درمان کلسترول بالا تجویز می‌شود.

امکان دارد مصرف ویتامین B۳ باعث ناراحتی معده شود، بنابراین بهتر است به همراه وعده‌‌های غذایی مصرف شود تا سرعت جذب آن کاهش یابد و از عوارض جانبی‌اش پیشگیری شود.

با توجه به نیاز و دلیل‌تان برای مصرف نیاسین، ممکن است پزشک‌تان توصیه کند تا چند هفته به همراه نیاسین، آسپرین یا داروهای آنتی‌هیستامین مصرف کنید تا آستانه‌ی تحمل‌ بدن‌تان نسبت به نیاسین افزایش یابد.

نیاسین جزو ویتامین‌های محلول در آب است و پس از مصرف وارد جریان خون می‌شود و کلیه‌ها مقدار اضافی آن را از طریق ادرار از بدن دفع می‌کنند. ویتامین B۳ و سایر ویتامین‌های گروه B، باید هر روز مصرف شوند، زیرا مقدار اضافی آنها از طریق ادرار دفع می‌شود.

ویتامین‌های گروه B را با هم مصرف کنید

معمولا مقدار موردنیاز ویتامین B۳ از طریق رژیم غذایی سالم و مناسب دریافت می‌شود، اما اگر برای تأمین آن مجبور به استفاده از مکمل های غذایی هستید، از مکمل‌های باکیفیت و تهیه‌شده از غذاهای کامل استفاده کنید. با این روش بدن‌تان بهتر ویتامین را جذب می‌کند و عوارض جانبی احتمالی به حداقل می‌رسند.

ویتامین‌های گروه B بر یکدیگر اثر هم‌افزایی دارند و درصورتی‌که با هم مصرف شوند، قابلیت جذب‌شان افزایش می‌یابد. بنابراین درصورتی‌که قصد دارید از مکمل استفاده کنید، مصرف مکمل‌های ب‌کمپلکس باکیفیت، گزینه‌‌ی مناسبی است. ویتامین‌های گروه B در افزایش سوخت‌وساز، سلامت قلب و مغز، سلامت استخوان‌ها و مفاصل مفیدند. اما فراموش نکنید بهترین کار این است تا حد امکان ویتامین‌ها و مواد معدنی موردنیازتان را از طریق غذاها و به‌طور طبیعی به‌دست بیاورید.

ویتامین‌ها چه محلول در آب باشند و چه محلول در چربی، نباید بیش‌ازحد مصرف شوند، زیرا مصرف زیاد آنها می‌تواند عوارض جانبی بدی به‌دنبال داشته باشد. این امر درمورد ویتامین B۳ نیز صادق است. مصرف زیاد این ویتامین می‌تواند مشکلاتی برای سلامتی افراد ایجاد کند.

برگرفته از: draxe

[ad_2]

لینک منبع

طرح مالی چیست و چه کاربردی برای سازمان دارد؟

[ad_1]

بخش مالی یک طرح کسب‌وکار شامل گزاره‌های مالی مختلفی است که نشان می‌دهد سازمان شما اکنون در کجا قرار گرفته و انتظار می‌رود در آینده‌ی نزدیک در کجا قرار بگیرد. این اطلاعات به شما کمک می‌کند مشخص کنید شرکت‌تان به چه مقدار سرمایه نیاز دارد و به افرادی که بیرون از شرکت قرار دارند نیز کمک می‌کند مشخص کنند که آیا با وام دادن به شما یا سرمایه‌گذاری کردن در کسب‌وکارتان، از سرمایه‌شان به شکلی عاقلانه استفاده کرده‌اند یا خیر. در همین راستا می‌خواهیم شما را در این نوشته با آماده‌سازی یک طرح مالی آشنا کنیم.

قرض‌دهنده‌ها و سرمایه‌گذاران انتظار دارند شما نیز پول‌تان را در شرکت سرمایه‌گذاری کنید تا نشان بدهید که به ایده‌ی خودتان متعهد هستید و اطمینان دارید که کسب‌وکارتان موفق خواهد بود. مقدار پولی که لازم است خودتان در کسب‌وکار سرمایه‌گذاری کنید با توجه به میزانی که می‌خواهید تأمین مالی را انجام بدهید متغیر است، اما معمولا بین ۲۰ تا ۵۰ درصد را شامل می‌شود.

طرح مالی

همچنین باید مشخص کنید که چه نوع تأمین‌ مالی‌ای برای کسب‌وکار شما مناسب‌تر است. بانک‌ها انواع مختلف وام را به کسب‌وکار‌هایی پیشنهاد می‌دهند که ریسک زیادی نداشته باشند. آیا شما به یک وام کوتاه‌مدت نیاز دارید که موجودی‌تان را افزایش بدهید؟ آیا به یک وام معاملاتی نیازی دارید که تمام پول را یک‌جا دریافت کنید یا یک خط اعتباری که هر وقت به پول نیاز داشتید بتوانید پول دریافت کنید؟ آیا به یک وام میان‌مدت نیاز دارید تا دارایی‌های بزرگ‌تر مانند ملک یا تجهیزات خریداری کنید؟ آیا به اعتبار قابل تجدیدی نیاز دارید که در مقایسه با خط اعتباری چارچوب زمانی طولانی‌تری دارد و به شما اجازه می‌دهد وام‌هایی را که قبلا پس داده‌اید دوباره قرض بگیرید؟ یا آیا شما یک کسب‌وکار با ریسک بالا هستید که لازم است تمام تلاش‌تان را بکنید تا به وام‌های دولتی برای کسب‌وکار‌های کوچک دست پیدا کنید؟

ساختاردهی به طرح مالی

طرح مالی‌تان را با اطلاعات مربوط به جایگاه مالی شرکت‌ در آخرین فصل و بررسی تاریخی وضعیت مالی شرکت آغاز کنید. سپس با توجه به خواسته‌های قرض‌دهنده‌ها یا سرمایه‌گذار‌ها با برون‌یابی مالی، اهداف مربوط به سه تا پنج سال آینده را مشخص کنید. این موارد بیانیه‌های شکل پیشنهادی نامیده می‌شوند و بر اساس فرضیات شما درباره‌ی چگونگی عملکرد کسب‌وکار ایجاد شده‌اند. برون‌یابی‌های یک‌ساله‌ی شما باید به‌صورت ماهانه تقسیم شوند، اما برون‌یابی‌های طولانی‌تر می‌توانند به‌صورت سالانه نیز تقسیم شوند.

ساختاردهی به طرح مالی

اگر طرح شما برای توسعه‌ی یک کسب‌وکار موجود باشد، بیانیه‌ی شما باید بر اساس داده‌ی مالی مربوط به این کسب‌وکار ایجاد شده باشد. اگر کسب‌وکار شما نوپاست بیانیه‌ی شما نظری خواهد بود، اما می‌توانید با مبتنی کردن آن بر بیانیه‌های مالی منتشرشده که به کسب‌وکارهای مشابه شما مربوط هستند، آن را واقع‌بینانه‌تر کنید.

اگر خودتان نمی‌توانید چنین داده‌هایی را پیدا کنید یا به‌خاطر منحصربه‌فرد بودن مفهوم کسب‌وکار شما چنین داده‌هایی وجود ندارند یا همه‌ی کسب‌وکارهای مشابه به‌ شکل خصوصی اداره می‌شوند، به دنبال حسابداری باشید که تجربه‌ی کار کردن با کسب‌وکارهای مشابه را داشته باشد و بتواند در ایجاد بررون‌یابی‌های مالیِ واقع‌بینانه‌ به شما کمک کند.



سه بیانیه‌ی مالی کلیدی

طرح مالی شما باید شامل سه بیانیه‌ی مالی کلیدی باشد: بیانیه‌ی درآمد، بیاینه‌ی ترازنامه‌ و جریان نقدی. در ادامه چیستی هر یک از این بیانیه‌ها و دلایل نیاز شما به‌ آنها را بررسی می‌کنیم.

بیاینه‌ی درآمد/بیانیه‌ی سود و زیان

بیانیه‌ی درآمد که بیانیه‌ی سود و زیان نیز نامیده می‌شود، مخارج و عایدی‌ شرکت شما را خلاصه می‌کند. عایدی‌ها فروش و/یا دیگر منابع درآمد شرکت شما هستند. برای مثال، یک کسب‌وکار نظافت از ساعت کار یا هزینه‌ای که برای هر اتاق یا خانه دریافت می‌کند عایدی کسب می‌کند؛ یک فروشگاه خواربار فروشی از غذا و دیگر محصولات و خدماتی که ارائه می‌دهد عایدی به‌دست می‌آورد. مخارج شامل مواردی چون هزینه‌ی کالاهایی که فروخته می‌شود (برای مثال پولی که برای خرید محصولاتی مانند گوشت و لبنیات از کشاورزان صرف می‌شود)، حقوق کارمندان، مالیات فروش و درآمد، بیمه‌ی کسب‌وکار و سود وام‌ است. قرض‌دهنده‌ها و سرمایه‌گذارها می‌خواهند بدانند شما با چه ارقامی کار می‌کنید و آیا کسب‌وکار شما سودده است یا به‌زودی سودده می‌شود.



ترازنامه

طرح مالی - ترازنامه

ترازنامه دارایی‌ها و بدهی‌های شرکت شما را نشان می‌دهد. این اسناد ترازنامه نامیده می‌شوند چراکه بدهی‌ها باید به‌ شکل مناسبی با دارایی‌ها در تعادل باشند. درون هر دسته‌ زیر‌دسته‌های متعددی وجود دارد. برای مثال دارایی‌‌های شما شامل پول نقد، حساب‌های دریافتی، موجودی کالا و تجهیزات است و بدهی‌های شما شامل حساب‌های پرداختی، دست‌مزدها و حقوق‌ها، مالیات، اجاره ‌و تسهیلات و سپرده برای وام می‌شوند. ترازنامه از این جهت مهم است که وضعیت مالی شرکت را در هر لحظه از زمان نشان می‌دهد و دارایی‌ها را با قرض‌ها مقایسه می‌کند.

بیانیه‌ی جریان نقدی/بودجه‌ی نقدی

بیانیه‌ی جریان نقدی نشان‌دهنده‌ی مقادیری است که انتظار دارید در یک چارچوب زمانی به کسب‌وکار شما وارد و از آن خارج شود. موضوعاتی که لازم است برای پیش‌بینی جریان نقدی بررسی کنید عبارتند از پیش‌بینی‌های فروش و دریافت‌های نقدی در برابر اعتبارات دریافتی و چارچوب زمانی برای جمع‌آوری حساب‌های دریافتی. این مخارج چقدر خواهند بود و هر چند وقت یک‌بار باید آنها را پرداخت کنید؟ آیا شما اعتبار تجارت خواهید داشت و برای چه مدت باید به تأمین‌کننده‌ها پرداخت انجام بدهید؟ بیانیه‌ی جریان نقدی نه‌تنها به سرمایه‌گذار‌ها نشان می‌دهد که شما می‌دانید چه کاری انجام می‌دهید، بلکه به شما هم کمک می‌کنند مطمئن شوید که مدل کسب‌وکارتان از نظر مالی قابل اعتماد است و اهدافی را که می‌خواهید به‌دست بیاورید تثبیت می‌کند.

بیانیه‌های مالی باید برای کسب‌وکارتان چشم‌اندازهای مالی کوتاه‌مدت و بلندمدت ارائه کنند. در طرح‌های کسب‌وکار، برون‌یابی‌های سه‌ساله و پنج‌ساله بلندمدت در نظر گرفته می‌شوند و انتظار می‌رود که طرح شما دست‌کم سه سال را پوشش بدهد. برون‌یابی‌های شما نباید سناریو‌های خوش‌بینانه و در بهترین حالت یا سناریو‌های بدبینانه و در بدترین حالت باشند، بلکه باید واقع‌بینانه باشند. اشتباه رایج برون‌یابی، یعنی چوب هاکی را مرتکب نشوید که رشد سریع و ناگهانی را پیش‌بینی می‌کند. این اشتباهی است که افراد تازه‌کار به‌راحتی مرتکب آن می‌شوند.

ممکن است قرض‌دهنده‌ها بخواهند بیانیه‌ی شما به شکل خاصی بیان بشود، در نتیجه پیش از نوشتن آنها در این مورد سؤال بپرسید. برای مثال ممکن است یک بانک برای سال اول خواستار برون‌یابی‌های ماهانه، برای سال دوم برون‌یابی‌های فصلی و برای سال سوم برون‌یابی سالانه باشد. اگر شما یک کسب‌وکار جدید هستید، علاوه بر بیاینه‌ی مالی برای شرکت‌تان، ممکن است نیازمند بیانیه‌‌های مالی برای اشخاص نیز باشید. این بیانیه‌ها باید دارایی‌های هر مالک ازجمله حساب‌های مالی و پس‌انداز‌ها، سهام‌‌‌ و اوراق بهادار، حساب‌های بازنشستگی و ارزش املاک و همچنین بدهی‌ها ازجمله رهن‌ها، وام‌های دانشجویی، مالیات‌ها و … را فهرست کنند.

زمانی که بیانیه‌های مالی‌تان را جمع‌آوری می‌کنید مطمئن شوید که هیچ خطا یا اشتباهی در محاسبات‌تان وجود ندارد. اگر برای تهیه‌ی این بیانیه‌ها تجربه‌ی کافی ندارید، حسابداری استخدام کنید تا به شما کمک کند. حتی اگر شما و همه‌ی شرکای کسب‌وکارتان دقیقا می‌دانید که چه کاری انجام می‌دهید، همچنان ممکن است بخواهید یک فرد حرفه‌ای بی‌طرف را از بیرون شرکت استخدام کنید تا کار شما را بررسی کند و درباره‌ی اینکه آیا پروژ‌ه‌ی شما واقع‌بینانه است یا خیر نظر بدهد. شما نمی‌خواهید زمانی که قرض‌دهنده یا سرمایه‌گذار بالقوه پیشنهاد شما را مطالعه می‌کند، از اشتباهات یا خطاهایی که در بیانیه‌ی مالی‌تان وجود دارد بی‌خبر باشید.



آنچه می‌توانید از بیانیه‌های مالی‌تان بیاموزید

درحالی‌که بیانیه‌های مالی خودشان سودمند هستند، از داده‌هایی که در آنها وجود دارد نیز می‌توان برای محاسبه‌ی نسبت‌های مالی مانند حاشیه‌ی سود ناخالص، بازگشت سرمایه و بازگشت حقوق مالکان استفاده کرد. این نسبت‌ها اطلاعات ارزشمندی درباره‌ی نقدینگی، سوددهی، قرض‌ها، عملکرد اجرایی، جریان نقدی و ارزش سرمایه‌گذاری فراهم می‌کند.

اطلاعات مالی بیشتر

قرض‌دهنده‌ها و سرمایه‌گذارهای بالقوه علاوه بر بیانیه‌ی مالی ممکن است بخواهند پیش‌بینی فروش و در صورت وجود طرح کارمندان و کارکنان را نیز ببینند.

پیش‌بینی فروش

پیش‌بینی فروش جدولی است که فروش محصولات مختلف شما را در یک سال آینده‌ به‌صورت ماهانه و برای چند سال آینده به‌صورت سالانه تقسیم می‌کند. برای یک کسب‌وکار خدمات نظافت، پیش‌بینی فروش ممکن است قرادادهای تمیز‌کاری برای یک‌بار، قردادهای ماهانه و سالانه را فهرست کند، سپس دوباره آنها را بر اساس خانه‌ها، مجتمع‌های مسکونی، واحدهای آپارتمانی، کل ساختمان یک آپارتمان و دفتر‌های کاری تقسیم‌بندی کند. برای یک فروشگاه خواربار فروشی پیش‌بینی فروش ممکن است فروش میوه‌ها، سبزیجات، لبنیات، گوشت، غذاهای دریایی، کالاهای بسته‌بندی و غذاهای گرم را برون‌یابی کند. اگر کسب‌وکار شما یک محصول را می‌فروشد، پیش‌بینی فروش شما باید شامل هزینه‌ی کالاهایی که می‌فروشید نیز باشد.

طرح کارکنان

اگر کسب‌وکار شما کارمندانی نیز دارد و تنها شامل مدیران نیست، لازم است یک طرح کارکنان داشته باشید که نشان بدهد چه نوع کارمندانی خواهید داشت (برای مثال صندوق‌دارها، قصاب‌ها، راننده‌ها و آشپز‌ها) و نیز هزینه‌های آنها برای حقوق، دست‌مزد، بیمه‌ی سلامتی، کمک‌های بازنشستگی، بیمه‌ی از کار‌افتادگی کارکنان، بیمه‌ی بیکاری، امنیت اجتماعی و مالیات‌های مراقبت پزشکی چقدر است.

استفاده از وام یا سرمایه‌گذاری

شما شرایط خوبی برای کسب‌وکارتان ایجاد کرده‌اید، قابل دست‌یابی است و می‌توانید آن را اجرایی کنید. برای استفاده از پولی که قرض‌دهنده‌ها یا سرمایه‌گذارها به شما می‌دهند دقیقا چه طرحی دارید؟ آنها می‌خواهند طرح شما را بدانند. برای مثال اگر درخواست ۱۰۰ هزار دلار وام داده‌اید، ممکن است آن را به پولی که صرف تجهیزات مانند دستگاه‌های ثبت اسکناس، یخچال‌های قفسه‌ای برای مواد غذایی و … می‌شود، خرید موجودی و برگزاری کمپین بازاریابی تقسیم کنید. اگر به دنبال سرمایه برای توسعه‌ی کسب‌وکارتان هستید، ممکن است نشان بدهید که می‌خواهید چقدر پول صرف مدل‌سازی مجدد یا اضافه‌ کردن فروشگاه بکنید.



پیشنهاد دادن برنامه‌ی زمانی بازپرداخت یا استراتژی خروج

طرح مالی - یشنهاد دادن برنامه‌ی زمانی بازپرداخت یا استراتژی خروج

قرض‌دهنده‌های بالقوه می‌خواهند بدانند که شما چه زمانی وام یا خط اعتباری را باز می‌گردانید. در نتیجه شما باید برنامه‌ی زمانی و شرایط بازپرداخت را نیز بیان کنید. ممکن است آنها با پیشنهاد شما موافقت نکنند اما بیان این شرایط نشان می‌دهد که شما وام را از نقطه نظر قرض‌دهنده‌ها نیز مورد توجه قرار داده‌اید. همچنین توضیح بدهید که چه وثیقه‌هایی برای تضمین وام وجود دارد. این وثیقه‌ها می‌توانند موجودی، حساب‌های دریافتی، املاک، وسایل نقلیه یا تجهیزات باشند. توجه داشته باشید که قرض‌دهنده‌ها ارزش واقعی وثیقه‌های شما را در نظر نمی‌گیرند و هر قرض‌دهنده ممکن است درصد متفاوتی را حساب کند.

سرمایه‌گذارهای بالقوه می‌خواهند بدانند سرمایه‌‌شان چه زمانی باز می‌گردد و چقدر بازگشت سرمایه را باید انتظار داشته باشند. آنها همچنین می‌خواهند ببینند شما برای خروج از بازار نیز استراتژی‌ای دارید تا سرمایه‌ی آنها و خودتان را به پول نقد تبدیل کنید. آیا قصد دارید شرکت را به‌صورت یک‌جا به فرد یا شرکت دیگری بفروشید؟ آیا اوراق بهادار عمومی منتشر و کسب‌وکار را عمومی می‌کنید؟ اگر کسب وکار در حال شکست خوردن باشد استراتژی شما برای خروج چه خواهد بود؟ در چه نقطه‌ای به این نتیجه می‌رسید که باید جلوی ضرر را گرفت و کسب‌وکار را بست و اگر چنین اتفاقی بیفتد چگونه پول سرمایه‌گذارها را به آنها باز می‌گردانید؟‌

به‌یاد داشته باشید که هیچ‌کس مجبور نیست به شما پول قرض بدهد یا در شرکت شما سرمایه‌گذاری کند و زمانی که افراد در نظر دارند چنین کاری انجام بدهند، ریسک و بازگشت سرمایه‌ی کار کردن با شما را با ریسک و بازگشت سرمایه‌ای که می‌توانند با سرمایه‌گذاری در شرکت‌های دیگر به‌دست بیاورند مقایسه می‌کنند. شما باید آنها را متقاعد کنید که کسب‌وکارتان امیدوارکننده‌ترین گزینه است.

برگرفته از: investopedia

[ad_2]

لینک منبع

خصوصیات افراد موفق چیست و چرا از بقیه متفاوت هستند؟

[ad_1]

آدم‌های موفق آن طور که اکثر مردم انتظار دارند نیستند. شیوه سخن گفتن، تفکر و برخورد آنان با موقعیت‌ها، چالش‌ها و مشکلات متفاوت است. تنها راه ما برای رسیدن به موفقیت، الگو گرفتن از آنهاست، چون موفقیت هم مثل مهارت‌های دیگر اکتسابی است. پس برای رسیدن به موفقیت کافی‌ است از کارها و ذهنیت افراد موفق تقلید کنید.

در ادامه خصوصیات افراد بسیار موفق آورده شده است. هنگام مطالعه‌ی این فهرست، به این فکر کنید که کدام یک از این خصوصیات در شما وجود دارد؟ یا باید روی کدام یک بیشتر کار کنید؟

۱. نگرش «من می‌توانم»

افرادی با این نگرش، هر کاری را، هرقدر هم که سخت باشد، «انجام‌پذیر» می‌بینند. آن‌ها دائماً از عباراتی مثل «از پسش برمی‌آییم»، «بیایید انجامش دهیم»، «بیایید این مشکل را حل کنیم» استفاده می‌کنند و اعتقاد دارند همیشه برای هر مشکلی راه‌حلی وجود دارد. این‌ افراد همیشه به‌دنبال دلیل مشکلات و راه‌حل آنها هستند و به همه چیز با دید مثبت می‌نگرند.

من می‌توانم - خصوصیات افراد موفق

۲. باور به اینکه «می‌توانم راه‌حلی پیدا کنم»

حتی اگر مطمئن نیستید چطور یک کار خاص را انجام دهید، باز هم باید به خود اعتماد داشته باشید و بگویید «حلش می‌کنم،» نه این‌که بگویید «نمی‌دانم چطور این کار را انجام دهم» و خلاص! هیچ ایرادی ندارد که کاری را بلد نباشید به شرط آنکه به خودتان قول بدهید از آن سر در آورید یا کسی را پیدا کنید تا کمکتان کند.

۳. روی فرصت‌ها تمرکز کنید

افراد موفق هر وضعیتی، حتی مشکلات و کمبودها را به چشم «موقعیت» می‌بینند. مردم عادی در مواجهه با مشکلات فقط سختی‌ها را می‌بینند، ولی افراذ موفق می‌دانند که حل مشکلات یعنی محصولات، خدمات، مشتریان و احتمالا موفقیت‌های مالی جدید. یادتان باشد موفقیت با غلبه بر مشکل و چالش به دست‌ می‌آید. بنابراین نمی‌توان بدون مواجهه با مشکلات و سختی‌ها موفق شد.

۴. چالش‌ها را دوست داشته باشید

بسیاری از چالش متنفرند و به همین خاطر می‌کوشند از آن دوری کنند، ولی افراد موفق از آن استقبال می‌کنند. چالش‌ها تجربیاتی هستند که توانایی‌های افراد را تقویت می‌کند. برای رسیدن به اهدافتان، باید به جایی برسید که هر چالشی برایتان حکم یک موتور محرکه را داشته باشد.

۵. راه حل مشکلات را بیابید

یک مشکل به آنها بدهید، هر مشکلی که شد، راه‌حلش را پیدا می‌کنند و به خاطرش پاداش می‌گیرند، حتی شاید تبدیل به قهرمان شوند. هر قدر مسئله بزرگ‌تر باشد و افراد بیشتری درگیر آن باشند، با حل آن، موفقیت بیشتری به‌دست می‌آورید. بنابراین یکی از بهترین و سریع‌ترین راه‌ها برای این‌که خودتان را از بقیه متمایز کنید بهبود بخشیدن به وضعیت است، نه بدتر کردن آن.

۶. تا رسیدن به موفقیت ثابت قدم باشید

دست از تلاش نکشید - خصوصیات افراد موفق

برای اینکه بتوانید هر رویایی را به واقعیت تبدیل کنید باید حتی با وجود شکست، اتفاقات غیرمنتظره و خبرهای بد، در راه‌تان ثابت قدم باشید و از اهداف‌تان دست نکشید. این خصوصیت تمام افراد موفق است.

۷. ریسک را بپذیرید

بیشتر مردم هیچ وقت دنبال جلب توجه، شناخته شدن و کولاک کردن نیستند، آنها تنها می‌کوشند از داشته‌های خود مثل اعتبار، موقعیت کاری، یا هر آنچه تا به حال به‌دست آورده‌اند حفاظت کنند؛ ولی مردم موفق صرف نظر از این که نتیجه چه خواهد شد، ریسک را دوست دارند و برای رسیدن به نتیجه حاضرند بارها و بارها برگردند و دوباره شروع کنند. این ضرب‌المثل قدیمی یادتان باشد «نابرده رنج، گنج میسر نمی‌شود».

۸. غیرمنطقی باشید

غیرمنطقی بودن به معنی دمدمی مزاج و بی‌ثبات بودن نیست – تازه در این دنیا هیچکس نیست که کمی دیوانه نباشد- به عبارت دیگر، وقتی می‌دانید اقداماتی خاص شما را به نتیجه نمی‌رسانند، حتی اگر این اقدامات به دلایل منطقی صورت می‌گیرند، باز هم قبول نکنید انجامشان دهید. به این فکر کنید که اگر کسی پیدا نمی‌شد و کاری را که دیگران به آن برچسب «غیرمنطقی» زده‌اند انجام نمی‌داد، شاید الان ماشین، هواپیما، سفر فضایی، تلفن و اینترنت هم وجود نداشت.

۹. خطرناک باشید

اگر بخواهید بیش از حد مواظب همه چیز باشید یعنی باید زیاد احتیاط کنید اما با احتیاط نمی‌توانید کارهای بزرگ انجام دهید. برای رسیدن به اهداف بزرگ باید دست از احتیاط بکشید و خطر کنید.

۱۰. آماده‌ی عملیات باشید

افراد موفق به اندازه‌ای فعالیت دارند که شاید باورش برایتان دشوار باشد. به ندرت پیش می‌آید این افراد مشغول کاری نباشند، مهم نیست چه کاری باشد حتی مهم نیست اگر در تعطیلات باشند (برای این‌که مطمئن شوید کافی‌ است از همسر یا خانواده‌شان بپرسید!). افراد ناموفق درباره‌ی نقشه‌هایشان حرف می‌زنند ولی هرگز برای رسیدن به هدف، کاری انجام نمی‌دهند، یا حداقل آنقدر که نیاز است، انجام نمی‌دهند. افراد موفق اعتقاد دارند شاید کارهای امروزشان خیلی زود به نتیجه نرسد ولی اگر فعالیت مداوم داشته باشند بالاخره دیر یا زود نتیجه‌ی آن را می‌بینند.

۱۱. همیشه بگویید «بله»

وقتی مردد هستید کاری را انجام بدهید یا نه، همیشه بگویید بله! باید زندگی را زندگی کرد، وقتی مرتب به همه چیز نه بگویید این اتفاق نخواهد افتاد. پس سعی کنید به همه چیز «بله» بگویید، تا وقتی آنقدر موفق شوید که مجبور شوید برای مدیریت زمان و انرژی‌تان «نه» گفتن را هم به برنامه‌ اضافه کنید. تا آن زمان، «بله» گفتن را به عادت خود تبدیل کنید، عادتی که شما را به موفقیت می‌رساند.

۱۲. به تعهد و مسئولیت‌پذیری خو کنید

متعهد باشید - خصوصیات افراد موفق

تعهد از خصوصیاتی است که کمبود آن بسیار احساس می‌شود. سازمان‌ها و افراد زیادی هستند که نمی‌توانند نسبت به فعالیت‌ها، وظایف، کارها و مسئولیت‌های خود متعهد بمانند. ولی برای رسیدن به موفقیت لازم است که متعهد و مسئولیت‌پذیر باشید. باید دست از ملاحظه‌کاری بردارید و به آب بزنید.

۱۳. تا رسیدن به مقصد ادامه بدهید

تا وقتی کاری به موفقیت نرسیده، تمام نشده است. تا زمانی که به طور رسمی با مشتری یا سرمایه‌گذار قرارداد نبستید یعنی کار هنوز تمام نشده است. احتمالا اگر ۵۰ بار با مشتری تماس بگیرید ولی معامله‌ای نکنید، دیگر با او تماس نمی‌گیرید. اینجاست که مردم منطقی می‌شوند و کار را ناتمام رها می‌کنند. برای دستیابی به موفقیت باید عهد ببندید که کاملا غیرمنطقی باشید و کار را تا رسیدن به نتیجه ادامه دهید.

۱۴. بر زمان حال تمرکز کنید

افراد موفق با توجه به شرایط فورا اقدام می‌کنند تا بتوانند آینده‌ی مطلوب خود را ترسیم کنند. آنها می‌دانند به تعویق انداختن کارها نقطه ضعفی بزرگ است. هرکس کار امروز را به فردا بیاندازد، هیچوقت به اعتمادبه‌نفس و انگیز‌ه‌ی ناشی از اقدام فوری و در لحظه دست نمی‌یابد.

۱۵. شجاع باشید

احتمالا متوجه شده‌اید افراد موفق به خود اعتماد و اطمینان دارند، آرام و راحتند و حتی شاید گاهی مغرور به نظر برسند. نباید فکر کنید ذاتا «متفاوت» هستند، بلکه باید بدانید خصلت‌های آنان نتیجه‌ی فعالیت‌ها و کارهایی است که انجام داده‌اند. هرچه بیشتر کارهایی انجام دهید که انجام دادنش برایتان کمی ترسناک است، دیگران بیشتر شما را شجاع‌ می‌دانند و جذب‌تان می‌شوند.

۱۶. از تغییر استقبال کنید

غیرممکن است بخواهید به موفقیت برسید و در عین حال بخواهید چیزی هم تغییر نکند. افراد موفق به جهان در حال تغییر نگاه می‌کنند و از این تغییر به نفع خود استفاده می‌کنند. آنها می‌دانند باید با تغییرات هماهنگ شوند. استقبال از تغییر از ویژگی‌های خوب افراد موفق است.

۱۷. رویکرد درست را تعیین و انتخاب کنید

افراد موفق می‌توانند تشخیص دهند چه کاری به نتیجه می‌رسد و چه کاری فایده‌ای ندارد، اما افراد ناموفق فقط روی سخت کار کردن تمرکز می‌کنند. افراد موفق به کار سخت فکر نمی‌کنند (هرچند خود نیز سخت‌کوش هستند)، به این فکر می‌کنند چطور هوشمندانه کار کنند و دنبال رویکردی درست و مناسبی می‌گردند که آنها را به موفقیت برساند.

۱۸. سنت شکن باشید

سنت شکنی کنید - خصوصیات افراد موفق

بیشتر افراد موفق دنبال این هستند که خود روش‌ها و سنت‌های جدید ایجاد کنند، نه این‌که از روش‌های معمول و قدیمی پیروی کنند. زندانی «همرنگ جماعت بودن و موافق بودن با بقیه» نشوید. به این فکر کنید که چطور می‌توانید از تفکر سنتی که مانع پیشرفت دیگران است، به نفع خود و برای رسیدن به موفقیت استفاده کنید.

۱۹. هدف داشته باشید

افراد موفق به شدت هدفمند هستند و همیشه بیشتر به هدف فکر می‌کنند تا به مشکلات. به نظر می‌رسد آنان با تعهد و تمرکز بر هدف قادرند ناممکن‌ها را ممکن سازند. افراد موفق تلاش می‌کنند هم بر لحظه‌ی حال متمرکز باشند، هم به آن تصویر بزرگتر که در سر دارند توجه داشته باشند،‌ نه فقط به کاری که در آن لحظه در دست دارند.

۲۰. همیشه در مأموریت باشید

باید به کاری که می‌کنید به چشم یک «مأموریت» نگاه کنید، نه فقط به چشم شغلی ساده. نگرش‌تان باید این باشد که هر فعالیت شما می‌تواند برای همیشه دنیا را تغییر دهد. به هر تلفن، ایمیل، فروش، قرار ملاقات، ارائه و هر روزی که در دفتر کار خود می‌گذرانید فقط به چشم وظیفه‌ی شغلی نگاه نکنید، بلکه به چشم کاری نگاه کنید که قرار است شما را برای همیشه موفق و مشهور کند.

۲۱. انگیزه‌ی بالا داشته باشید

انگیزه یعنی هر آنچه برای کار به شما انرژی می‌دهد. برای دستیابی به موفقیت لازم است انگیزه داشته باشید تا برای رسیدن به هدفتان کار کنید. اشتیاق‌تان به انجام یک کار نباید فقط برای چند ساعت یا چند روز یا چند هفته طول بکشد، بلکه باید آنقدر قوی باشد که باعث شود هر روز با انرژی به مسیرتان ادامه دهید. افراد موفق همیشه دلایلی می‌یابند تا به آنها برای رسیدن به موفقیت‌های جدید انگیزه دهد.

۲۲. به نتایج علاقمند باشید

برای افراد موفق، «تلاش» یا «کار» یا «زمانی» که روی یک فعالیت صرف می‌کنند اهمیت ندارد، بلکه مهم نتیجه است. باید با این واقعیت روبه‌رو شوید، چه خوش‌تان بیاید چه خوش‌تان نیاید، این نتایج هستند که اهمیت دارند. برای رسیدن به موفقیت باید به خود سخت بگیرید و تا زمانی که به نتیجه نرسیدید دست از تلاش نکشید.

۲۳. اهداف و رویاهای بزرگ داشته باشید

گاهی بزرگترین حسرت زندگی این است که اهداف خود را واقع‌بینانه انتخاب کردیم در حالی که می‌شد رویایی بزرگ و به ظاهر دست‌نیافتنی در سر بپروریم. «بلندپروازی» دنیا را تغییر می‌دهد. پس رویای بزرگ داشته باشید، قدم‌های بلند بردارید و بعد ببینید چطور می‌توان از این هم بلندپروازتر بود.

۲۴. واقعیت خود را بسازید

واقعیت خودتان را بسازید - خصوصیات افراد موفق

افراد موفق مثل جادوگران هستند؛ آنها با واقعیت‌های زندگی مابقی مردم کاری ندارند. در عوض، می‌خواهند خود واقعیت‌های زندگی‌شان را بسازند که با واقعیت‌های معمول زندگی دیگران تفاوت دارند. آنها به آنچه بقیه آن را ممکن یا غیرممکن می‌دانند علاقه‌ای ندارند، تنها به تحقق رویایی که خود آن را واقعی می‌دانند اهمیت می‌دهند.

۲۵. اول مسئولیت به عهده بگیرید و بعد آن را بسنجید

بیشتر مردم فکر می‌کنند باید اول تمام جوانب را بسنجند و بعد مسئولیتی را بپذیرند. این افراد معمولا به این نتیجه می‌رسند که برای مسئولیت جدید وقت ندارند. البته ممکن است این رویکرد خطرناک به نظر برسد ولی خلاقیت و توانایی حل مسئله تنها بعد از این‌که فرد مسئولیتی را پذیرفت به‌وجود می‌آید.

۲۶. به شدت اخلاق‌گرا باشید

رعایت اخلاق تنها به این معنا نیست که مطابق با معیارهای جامعه رفتار کنید. اخلاق‌گرایی افراد را ملزم می‌سازد آنچه به دیگران گفته‌اند، انجام دهند- و آن قدر پیش روند تا به نتایج مطلوب برسند. رعایت اخلاق تنها به مسائل مالی مربوط نمی‌شود بلکه در مورد مفاهیم بزرگتر مثل تحقق توانایی‌ها و استعدادهایتان و نیز تعهدات پنهان و آشکارتان نیز صدق می‌کند.

۲۷. در کارهای گروهی شرکت کنید

در کارهای گروهی رشد و سلامت کل اعضای گروه برای همه مهم است، و این نکته‌ای است که هر فرد موفقی از آن آگاه است. می‌خواهید تمام افرد تیمتان ببرند و پیشرفت کنند، چون موفقیت آنان روی کار شما هم تأثیر می‌گذارد. به همین خاطر همیشه می‌خواهید هر کاری که می‌توانید انجام دهید تا سطح اعضای تیم را بالاتر ببرید.

۲۸. مدام یاد بگیرید

طبق گزارش‌ها، موفق‌ترین مدیرعاملان سالانه ۶۰ کتاب می‌خوانند و در بیشتر از شش کنفرانس شرکت می‌کنند. موفق‌ترین افراد هر آنچه برای‌ آنها مفید باشد می‌خوانند.

۲۹. راحت نباشید

یکی دیگر از ویژگی‌های افراد موفق انجام کارهایی است که با انجام دادنش راحت نیستند؛ در واقع، انجام هر کدام از آن کارها برایشان بسیار دشوار است. البته بسیار وسوسه‌انگیز است که همیشه با محیط و مسیرهای اطرافتان، کارها و عادات روزانه‌ و آشنای خود سروکار داشته باشید اما هیچ کدام از آنها شما را پیش نمی‌برند. بودن در شرایط آشنا حس خوبی دارد ولی افراد موفق دوست دارند خود را در وضعیت‌های ناآشنا و جدید قرار دهند. دوست دارند راحت نباشند. بنابراین شما هم سعی کنید آسوده و راحت نباشید چرا که این موضوع نشان می‌دهد در راه رسیدن به موفقیت هستید.

۳۰. سطح روابط خود را ارتقا دهید

با افراد برتر از خود ارتباط برقرار کنید - خصوصیات افراد موفق

عادت کنید دایره‌ی روابط خود را گسترش دهید. با افرادی رابطه برقرار کنید که روابطی بهتر از شما، تحصیلات بالاتر از شما دارند، یا حتی از شما موفق‌تر هستند. با کسانی که از شما بهترند رابطه برقرار کنید. افراد دور و برتان تأثیر زیادی روی شما و اهدافتان دارند. شما نمی‌خواهید در جا بزنید، می‌خواهید بالا بروید و برای پیشرفت باید سعی کنید با کسانی که بلندپروازتر از شما هستند، آرزوهای بزرگ‌تری دارند و موفق‌ترند ارتباط برقرار کنید.

۳۱. نظم و ترتیب داشته باشید

برای دستیابی به موفقیت و حفظ آن باید تعیین کنید کدام عادات برای شما سازنده هستند و بعد خودتان و گروه‌تان به صورت منظم آن‌ عادات را انجام دهید (مورد ۲۸ را بخوانید).

هیچ کدام از این خصوصیات، فراانسانی نیستند. تک تک آنها دست‌یافتنی هستند. سعی نکنید فقط از یک یا دو تکنیک استفاده کنید. هنگام تفکر و عمل تمام آنها را در نظر بگیرید تا خیلی زود به بخشی از شما تبدیل شوند. تمام آنها را به کار ببرید.

hubspot.com

[ad_2]

لینک منبع

اختیار معامله چیست و چه کاربردی در سرمایه‌گذاری دارد؟

[ad_1]

امروزه پرونده‌ی خیلی از سرمایه‌گذاران شامل سرمایه‌گذاری‌هایی مانند سرمایه‌ی مشترک،‌ سهام و اوراق بهادار است؛ با وجود این، تنوع اوراق بهاداری که در دسترس دارید همین‌ها نیستند. یکی دیگر از انواع اوراق بهادار «اختیار معامله» نام دارد. این اختیار فرصت‌های بی‌شماری را در اختیار سرمایه‌گذاران حرفه‌ای که کاربرد‌های عملی و ریسک این گروه از دارایی‌ها را درک می‌کنند، قرار می‌دهد.

یکی از فایده‌های مهم اختیار معامله، تطبیق‌پذیری و توانایی آن برای ارتباط برقرار کردن با دارایی‌های سنتی‌ مانند سهام شخصی است. این ویژگی به شما امکان می‌دهد که موقعیت خود را طبق شرایطی که ممکن است در بازار اتفاق بیفتد، تطبیق بدهید یا تنظیم کنید. برای مثال می‌توانیم از اختیار معامله به‌عنوان سپر دفاعی در برابر بازار بورسِ در حال سقوط استفاده کنیم تا ضررات سقوط سهام را کاهش بدهیم یا می‌توانیم از آن برای پیش‌بینی استفاده کنیم یا اگر بخواهیم می‌توانیم با استفاده از آنها خیلی محافظه‌کار باشیم. بنابراین استفاده از اختیار معامله را می‌توان به‌عنوان بخشی از استراتژی وسیع‌تر سرمایه‌گذاری توصیف کرد.

اختیار معامله

اما این تطبیق‌پذیری عملی هم مشکلات خود را دارد. اختیار معامله، اوراق بهادار خیلی پیچیده‌ای هستند و اگر درست از آنها استفاده نکنیم ممکن است ریسک بالایی داشته باشند. به همین دلیل است که وقتی با یک کارگزار بورس اختیار معامله، معامله را خرید و فروش می‌کنیم معمولا با جمله‌ای مثل این مواجه می‌شویم:

«اختیارات شامل ریسک‌ها هم می‌شوند و برای هرکسی مناسب نیستند. معامله‌ی اختیارات اساسا اختیاری هستند و ریسک بالایی برای ضرر دادن دارند. فقط با سرمایه‌گذاری خطرپذیر سرمایه‌گذاری کنید».

اختیار معامله به گروه بزرگ‌تری از اوراق بهادار به‌نام اوراق بهادار مشتقه تعلق دارد. این نوع از اوراق بهادار معمولا ریسک بالایی دارند و همچنین این توانایی را دارند که اقتصاد را به‌هم بریزند، اما این تفکر کمی اغراق‌‌شده‌ است. معنای «مشتقه» بودن این است که قیمت آن به قیمت چیز دیگری وابسته است یا از آن مشتق شده است. مثل آب‌میوه که از میوه مشتق است و سس کچاپ که مشتق از گوجه فرنگی است. اختیار معامله از اوراق بهادار مالی مشتق است یعنی ارزش آنها به ارزش دارایی‌های دیگر بستگی دارد. مشتق بودن به این معنی است و انواع مختلفی از اوراق بهادار وجود دارند که تحت عنوان مشتق قرار می‌گیرند مثلا پیمان‌های آتی، قرارداد سلف و قراردادهای معاوضه (که خود انواع زیادی دارد).

داشتن آگاهی کافی در مورد عملکرد اختیار معامله و اینکه چطور از آنها استفاده‌ی مناسب داشته باشیم، به شما کمک می‌کند سود زیادی در بازار به‌دست بیاورید. اگر پایه و اساس قضاوتیِ اختیار معامله برای شما مناسب نیست، اشکالی ندارد. می‌توانید بدون قضاوت کردن از این سهام استفاده کنید. حتی اگر تصمیم بگیرید هرگز از اختیار معامله استفاده نکنید، باید بدانید شرکت‌هایی که شما در آنها سرمایه‌گذاری می‌کنید چگونه از آن استفاده می‌کنند. حالا چه این استفاده محافظت در برابر ریسک معاملات ارزی باشد چه مالکیت را به‌صورت اختیار معامله به کارکنان بدهند، خیلی از شرکت‌های چند ملیتیِ امروزی به نوعی از اختیار معامله استفاده می‌کنند.

اختیار معامله چیست؟

تعریف اختیار معامله

اختیار معامله یکی از انواع اوراق بهادار مشتقه است. آنها مشتقه هستند چون قیمت یک اختیار معامله ارتباط مستقیمی با قیمت چیز دیگری دارد. به‌عبارت دیگر اختیار معامله یک قرارداد است که حق خرید و فروش دارایی مربوطه را با قیمتی تعیین‌شده و در زمانی معین به طرف معامله می‌دهد، ولی او را مجبور نمی‌کند. حق خرید «قرارداد حق خرید» و حق فروش «قرارداد حق فروش» نام دارد. افرادی که کمتر با مشتقات آشنا هستند ممکن است تفاوت‌های واضح این تعریف را با تعریف پیمان آتی و قرارداد سلف نبینند. پاسخ این است که پیمان آتی و قرارداد سلف، هم حق و هم اجبار خرید و فروش را در مقطعی در آینده اعطا می‌کنند. برای مثال اگر کسی در قرارداد آینده‌ی خود برای یک گله گاو کوتاهی کند مجبور می‌شود گاو‌ها را به خریدار تحویل بدهد مگر اینکه موقعیت خود را قبل از منقضی شدن زمان ببندد. معامله‌ی اختیار معامله چنین اجباری را در بر ندارد و دقیقا به همین خاطر است که «اختیار» نام دارد.

قرارداد حق خرید و قراردادهای حق فروش

قرارداد حق خرید ممکن است به‌عنوان ودیعه برای هدفی در آینده در نظر گرفته شود. برای مثال توسعه‌دهنده‌ی زمین ممکن است حق خرید یک پارکینگ عمومی خالی را در آینده داشته باشد، ولی فقط می‌خواهد در صورتی از این حق استفاده کند که قوانین منطقه‌بندی خاصی تصویب شوند. توسعه‌دهنده می‌تواند حق خرید پارکینگ را به قیمت ۲۵۰ هزار دلار از زمین‌دار در هر مقطعی در سه سال آینده خریداری کند. البته زمین‌دار چنین اختیاری را به رایگان نمی‌دهد و توسعه‌دهنده باید مبلغی بپردازد تا آن حق را به‌دست بیاورد. در مورد اختیار معامله این هزینه اجرت نام دارد و مقدار آن قرارداد اختیار معامله است. در این مثال، اجرت ممکن است ۶ هزار دلار باشد که توسعه‌دهنده به زمین‌دار می‌پردازد. بعد از دو سال قوانین منطقه‌بندی تصویب شده‌اند. توسعه‌دهنده از اختیار خود استفاده می‌کند و زمین را به قیمت ۲۵۰ هزار دلار می‌خرد حتی اگر ارزش آن در بازار دو برابر شده باشد. در شرایطی دیگر قانون منطقه‌بندی تا چهار سال بعد تصویب نشده است، یک سال بعد از انقضای قرارداد اختیار معامله. حالا توسعه‌دهنده باید قیمت بازار را بپردازد. در هر صورت زمین‌دار ۶ هزار دلار را نگه می‌دارد.

اما قراردادهای حق فروش را می‌توان به‌عنوان بیمه در نظر گرفت. توسعه‌دهنده‌ی زمین مقدار زیادی سهام مرغوب دارد و نگران است که در دو سال آینده رکود اقتصادی اتفاق بیفتد. او می‌خواهد اطمینان داشته باشد که اگر سهام بازار سقوط کند سهام او بیشتر از ۱۰ درصد ارزش خود را از دست نمی‌دهد. اگر سهام S&P ۵۰۰ در حال حاضر با ارزش ۲۵۰۰ دلار خرید و فروش می‌شود، او می‌تواند قرارداد حق فروش را خریداری کند که به او این حق را می‌دهد که شاخص را در هر زمانی در دو سال آینده به قیمت ۲۲۵۰ دلار بفروشد. اگر ظرف ۶ ماه بازار ۲۰ درصد سقوط کند، این فرد با ۵۰۰ سهم توانسته است ۲۵۰ امتیاز به‌دست بیاورد چون شاخصی که ۲۰۰۰ دلار قیمت داشته را با قیمت ۲۲۵۰ دلار فروخته است. ضرر کلی آن با توجه به قرارداد حق خرید ۱۰ درصد بوده است. در واقع حتی اگر بازار به صفر برسد، او فقط همان ۱۰ درصد را ضرر می‌کند. خلاصه اینکه خریدن اختیار معامله هزینه‌هایی را در بر دارد (اجرت آن) و اگر بازار در طول این دوره سقوط نکند اجرت آن از بین می‌رود.

این مثال‌ها چندین نکته‌ی مهم را نشان می‌دهند. اول اینکه وقتی اختیار معامله را خریداری می‌کنید، این حق را دارید که با آن کاری انجام دهید ولی اجباری در کار نیست. همیشه این امکان را دارید که اجازه بدهید تاریخ انقضا رد شود، در این‌صورت اختیار معامله بی‌ارزش می‌شود اما اگر این اتفاق بیفتد شما ۱۰۰ درصد سرمایه‌گذاری را از دست می‌دهید؛ این در واقع همان مبلغی است که برای اجرت اختیار معامله پرداخت کرده‌اید. دوم اینکه اختیار معامله فقط یک قرارداد است که به دارایی مربوطه مربوط می‌شود. به همین دلیل این اختیار از نوع مشتقات است. در این آموزش، دارایی‌های مربوطه معمولا سهام یا شاخص سهام هستند ولی اختیار معامله همیشه در مورد همه‌ی انواع اوراق بهادار مالی مانند اوراق بهادار، ارز، کالاهای مصرفی یا حتی مشتقات دیگر معامله می‌شوند.

معامله‌ی قرارداد حق خرید و قرارداد حق فروش

قرارداد حق خرید و حق فروش - اختیار معامله

داشتن قرارداد حق خرید به شما موضع معاملاتی خرید در بازار می‌دهد؛ بنابراین فروشنده‌ی قرارداد حق خرید، موضع معاملاتی فروش را دارد. قرارداد حق فروش به شما موضع معاملاتی فروش را در بازار می‌دهد و فروش قرارداد حق فروش، شما را در موضع معاملاتی خرید قرار می‌دهد. فهمیدن این چهار نکته خیلی اهمیت دارد چون به چهار چیزی مربوط می‌شود که می‌توانید با اختیار معامله انجام بدهید: خریدن حق خرید، فروختن حق خرید، خریدن حق فروش، فروختن حق فروش.

افرادی که اختیار معامله را می‌خرند خریدار (Holder) و کسانی که آن را می‌فروشند فروشنده (Writer) نام دارند. تفاوت اصلی بین خریداران و فروشندگان این است:

خریداران حق خرید و خریداران حق فروش (خریداران) اجباری ندارند که خرید یا فروش انجام بدهند. آنها می‌توانند اگر بخواهند از حقوق خود استفاده کنند. این ریسکِ خریداران اختیار معامله را محدود می‌کند، به این‌صورت که بیشترین ضرری که ممکن است متوجه‌ آنها باشد از دست دادن حق اجرت اختیار معامله است.

اما فروشندگان حق خرید و فروشندگان حق فروش (فروشندگان) مجبور هستند بخرند یا بفروشند. به این معنا که فروشنده ممکن است به قول خود برای خرید یا فروش عمل کند. این یعنی فروشنده‌ی اختیار معامله ریسک نامحدود دارد، یعنی ممکن است خیلی بیشتر از قیمت اجرتِ اختیار معامله را از دست بدهد.

برگرفته از: www.investopedia.com

[ad_2]

لینک منبع

تصمیم‌ گیری احساسی و کاربرد آن در زندگی

[ad_1]

احساسات شما، محرک تصمیم‌هایتان هستند، بنابراین موفقیت‌تان به توانایی شما در درک و تفسیر این احساسات بستگی دارد. وقتی احساسی در مغز شکل می‌گیرد، سیستم عصبی با ایجاد وضعیتی خاص در بدن‌ (وضعیتی که خیلی‌ها به آن «دلشوره» می‌گویند) و ایجاد افکار خاصی در ذهن‌ به آن پاسخ می‌دهد. خیلی از تصمیم‌های شما به واسطه‌ی پاسخ‌های احساسی‌تان گرفته می‌شوند؛ چراکه احساسات دقیقا به همین منظور، یعنی برای ارزیابی تجربه و برانگیختن کنش در شما طراحی شده‌اند. اما پس از بروز احساسات در ما، تا چه اندازه باید به واکنش‌های احساسی و افکاری که در ذهنمان ایجاد می‌کند، توجه کنیم؟ در این نوشته می‌خواهیم با مفهوم تصمیم‌ گیری احساسی و فواید آن آشنا شویم.

احساسات به خودی خود پیچیده یا دقیق نیستند، به همین دلیل سرعت و کاربردی بودن آنها پیچیدگی و دقت کم‌شان را جبران می‌کند. احساسات، اگر مختل نشده باشند، اطلاعاتی در مورد شرایطی که در آن هستید به شما می‌دهند، آن هم به شیوه‌ای ساده و سریع که نیاز به ادراک شناختی زیاد (فکر کردن در مورد آن شرایط) نباشد. بنابراین احساسات سعی می‌کنند به شما بگویند وضعیتی که در آن هستید مطلوب است یا نه، با اهداف شما هماهنگ است یا خیر و واکنشتان نسبت به آنچه باید باشد. مثلا تصور کنید در حال مذاکره بر سر امضای قراردادی هستید و کم کم مضطرب می‌شوید. اگر اشکالی وجود داشته باشد، سیستم احساسی‌تان شما را مطلع می‌کند تا وضعیت را بیشتر ارزیابی کنید. می‌توانید اجازه دهید اضطراب‌تان در کار شما اختلال ایجاد کند یا به آن نگاه کنید و ببینید آیا طرف قرارداد شما را یاد شخصی می‌اندازد که در گذشته سر شما کلاه گذاشته است؟ آیا این شخص دارد همان کارهایی را می‌کند که آن طرف انجام می‌داد یا فقط رفتار خاصی مشابه با آن فرد دارد که در شما اضطراب به وجود آورده است؟ اضطراب شما پاسخی به آن شخص است یا به خودتان، یعنی مثلا به خاطر ترس از شکست یا حتی ترس از رسیدن به موفقیت مضطرب شده‌اید؟ و یا شاید اصلا به همه‌ی فروشندگان «سمج» واکنش نشان می‌‌دهید – عصبانی، ناراحت یا مضطرب می‌شوید – چون احساس‌تان به شما می‌گوید باید از خود محافظت کنید.

احتمالا فکر می‌کنید بهترین روش این است که به جای توجه به احساس‌تان، آن را سرکوب کنید یا نادیده بگیرید. اما چرا باید احساسی را که طی هزاران سال به وجود آمده نادیده گرفت؟ هدف اصلی احساسات اطلاع‌رسانی به شما و به بدن است که باید چه کاری انجام دهد. دائما با اطلاعات فراوانی مواجه هستیم که باید پردازش کنیم (و همچنین تحریک‌های زیادی که باید به آنها واکنش نشان دهیم). آنقدر وقت ندارید که تمام اطلاعات را به سرعت پردازش کنید، اما مغز شما به صورت منفعل و ناخودآگاه این کار را انجام می‌دهد. اگر مغزتان با چیزی مواجه شود و آن را به عنوان «چراغ قرمز» ارزیابی کند، با ایجاد احساسات و افکار به شما هشدار می‌دهد. این پیام‌های مبهم به شما هشدار می‌دهند تا توجه‌تان را جلب کنند. به این ترتیب، احساسات شما به عنوان سیستمی هدایتی عمل می‌کند؛ سیستمی که با تغییرات فیزیولوژیکی همراه است و می‌تواند شما را به عمل وا دارد. با این حال، این سیستم چندان هم هوشمند نیست چون گاهی اوقات نادرست هشدار می‌دهد. گاهی احساسات و عواطف ما هم اشتباه می‌کنند. به همین دلیل باید واکنش‌هایتان را ارزیابی کنید تا از صحت آنها مطمئن شوید.

تصمیم‌ گیری احساسی

در پشت پرده‌ی بسیاری از پویایی‌های پیچیده‌ در روابط تجاری و شخصی می‌توان ردپای احساسات را پیدا کرد. به عنوان مثال، داشتن رابطه‌ی شخصی یا حرفه‌ای با کسی که ویژگی‌های شخصیتی نارسیسیم یا خودشیفتگی دارد، می‌تواند در شما واکنش‌های احساسی ایجاد کند که شما را از پا درآورد. افرادی که دارای شخصیت نارسیستیک هستند، توانایی منحصر به فردی در انکار جنبه‌های نامطلوب خود و تلقین واکنش‌های احساسی در شریک یا زیردست خود دارند به طوری که باعث می‌شوند دیگران جنبه‌های ناخواسته‌ و نامطلوب آنان مثل شرم، گناه، ناامنی، ترس از رها کردن، حسادت و خشم را در خود احساس کنند. مثلا مدیر فروشی خودشیفته و نارسیست که می‌خواهد شک و ناامیدی را در خود انکار کند، ممکن است باعث ایجاد وحشت در کارکنان شود. یا فردی که می‌ترسد شریک عاطفیاش او را رها کند و می‌خواهد روابطش را با او حفظ کند، ممکن است حسادت او را برانگیزاند. احساس کسی که با یک فرد نارسیست در رابطه است مانند مداری سینوسی دائما بالا و پایین می‌شود به حدی که به سختی می‌توان متوجه شد احساس برانگیخته شده در این رابطه در واقع به کدام یک از طرفین تعلق دارد و حتی ممکن است باعث بروز بیماری و یا استرس شود. گرچه ممکن است فرد فکر کند این احساسات به خاطر حفظ رابطه یا مسائل مربوطه به کار به وجود آمده، اما طوفان احساسات و افکاری که طرف مقابل را در برمی‌گیرد، خود یک «چراغ قرمز» احساسی است.

احتمال عمل بر اساس احساسات بسیار زیاد است. با این حال آنچه احساسات در ما برمی‌انگیزد، به ویژه در محل کار، خود را به صورت استرس مربوط به تکمیل کار، مدیریت زمان و یا بهره‌وری نشان می‌دهد. برای مثال در نظر بگیرید که افراد چطور به رویکردشان نسبت به تکمیل پروژه واکنش‌های متفاوت نشان می‌دهند. برای بعضی‌، پروژه تا مرحله‌ی پایانی استرس ایجاد می‌کند. اما برای برخی دیگر، همان پروژه تا زمانی که به مهلت مقرر ارائه‌اش نزدیک نشده باشد، استرس‌زا نیست. یعنی رسیدن به مهلت مقرر استرس ایجاد می‌کند و این استرس باعث عمل می‌شود. برای گروه دوم، رسیدن پایان مهلت برای ایجاد استرس و در نهایت عمل ضروری است. مدیری که از نظر عاطفی هوشمند باشد می‌داند که تعین مهلت می‌تواند زیردست‌هایش را به روش های مختلف تحریک کند. بنابراین اهمیتی ندارد که کارمندی وظیفه‌اش را زودتر از موعد (چون خلاص شدن از استرس انجام کار به او انگیزه می‌دهد) یا درست سر مهلت مقرر (چون استرس سرآمدن موعد به او انگیزه می‌دهد) انجام دهد، این خود نتیجه‌ی نهایی است که اهمیت دارد. تشخیص اینکه احساسات چطور بر انگیزه‌ی شما تأثیر می‌گذارند، می‌تواند به شما کمک کند آگاهانه تصمیم‌ بگیرید و اهداف خود را دنبال کنید.

سیستم احساسی، در صورتی که از آن درست استفاده شود، می‌تواند به شما در تصمیم‌گیری کمک کند. بیشتر مردم فکر می‌کنند باید احساسات خود را مدیریت یا کنترل کنند و نمی دانند می‌توانند از احساسات‌ بهره ببرند. تکامل، شما را به سیستم اطلاعاتی ویژه‌ای مجهز کرده است که می‌توانید از آن استفاده کنید و در مورد محیط اطراف و موقعیت‌هایی که در آن قرار می‌گیرید اطلاعات زیادی به‌دست آورید. احساسات چیزهایی در مورد جهان به شما می‌گویند که شاید به هیچ روش دیگری نتوانید درک‌شان کنید. به جای نادیده گرفتن یا کنترل احساسات‌، آنها را تفسیر کنید و آگاهی حاصل از آن را در زندگی خود به کار ببرید. احساسات هم مانند هر عضو دیگری از بدن‌ تکامل یافته‌‌اند تا به شما کمک کنند، هرچند گاهی اوقات این طور به نظر می‌رسد که دست و پایتان را بسته‌اند.

برگرفته از : psychologytoday

[ad_2]

لینک منبع

علت تلخی دهان و توصیه‌هایی برای درمان آن

[ad_1]

خیلی از ما گاهی صبح‌ها درحالی از خواب بیدار می‌شویم که احساس می‌کنیم دهان‌مان تلخ‌مزه یا ترش‌مزه (اسیدی) است. این حالت بیشتر وقت‌هایی پیش می‌آید که هَله‌هوله یا خوراکی‌های اسیدی می‌خوریم. مزه‌ی تلخِ دهان نشانه‌‌ی افزایش باکتری‌ها در دهان است که شاید ناشی از رژیم غذایی نامناسب باشد. البته تلخ دهانی علت‌های گوناگونی دارد. در این مطلب با برخی از این علت‌ها آشنا می‌شویم و روش‌هایی را برای درمان این مشکل معرفی می‌کنیم.

علت تلخی دهان چیست؟

برخی از رایج‌ترین عواملی که باعث تلخی دهان می‌شوند را در ادامه معرفی می‌کنیم.

۱. رعایت نکردن بهداشت دهان‌ودندان

یکی از مهم‌ترین دلایل تلخی دهان است. رعایت نکردن بهداشت دهان باعث افزایش احتمال عفونت و بروز بیماری‌های لثه و مشکلاتی مانند عفونت دندان و ورم لثه می‌شود که همگی موجب تلخی دهان هستند.

۲. مصرف دارو

مصرف برخی داروها ممکن است باعث تلخی دهان شود. این داروها اغلب شامل داروهایی هستند که برای درمان بیماری‌های قلبی‌عروقی و بیماری‌های با ریشه‌ی روان‌شناختی تجویز می‌شوند. برخی از آنتی‌بیوتیک‌ها مانند آلوپورینول و بعضی داروهای ضدافسردگی هم ممکن است تلخی دهان به همراه داشته باشند.

علت تلخ دهانی چیست

مولتی‌ویتامین‌ها و مکمل‌ها: انواع خاصی از مولتی‌ویتامین‌ها و مکمل‌ها هم ممکن است باعث تلخی دهان شوند. این مکمل‌ها اغلب دارای مقدار زیادی روی و مس هستند. مکمل‌های آهن هم منجربه تلخی دهان می‌شوند. خوشبختانه با پایان مصرف مکمل‌ یا مولتی‌ویتامین مشکل تلخی مزه‌ی دهان هم از بین می‌رود. ‌



۴. سیگار کشیدن

سیگار کشیدن بر غده‌های چشایی تأثیر می‌گذارد که نتیجه‌ی آن تلخی دهان است. تنفس برخی مواد شیمیایی مانند مواد نفتی و بنزین احتمال بروز تلخی دهان را افزایش می‌دهد.



۵. رفلاکس معده (واشاریدگی معده‌ای-مروی)

بازگشت اسید معده به مری و ورود آن به دهان، مزه‌ای تلخ در دهان به‌جا می‌گذارد.

۶. بارداری

دروان بارداری با تغییرات هورمونی همراه است. برخی از این تغییرات هورمونی باعث تلخی دهان می‌شوند. این مشکل که در زنان باردار رایج است، با خوردن آب‌نبات یا تکه‌ای لیمو به‌سادگی از بین می‌رود.

برخی دیگر از دلایل بروز تلخی دهان عبارتند از:

  • کم‌آبی ‌بدن؛
  • خشکی دهان؛
  • حساسیت؛
  • پولیپ بینی؛
  • ترومای دهان یا بینی؛
  • براکت‌های ارتودنسی.


توصیه‌هایی برای درمان تلخی دهان

۱. مسواک زدن با جوش شیرین

جوش شیرین یک درمان رایج برای تلخی دهان است. مقداری جوش شیرین روی مسواک بریزید و دندان‌ها و زبان‌تان را به مدت ۳ دقیقه مسواک بزنید. روزانه ۲ بار این کار را انجام بدهید تا نتیجه‌ی خوبی بگیرید.



۲. مسواک زبان‌شور

استفاده از مسواک‌ زبان‌شور می‌تواند در رفع تلخی دهان مؤثر باشد. این مسواک را به‌آرامی روی زبان از جلو به عقب بکشید. این کار را ۲ تا ۳ بار تکرار کنید.

توصیه هایی برای درمان علت تلخی دهان

۳. شست‌وشوی دهان

شست‌وشوی دهان یکی از راه‌های مؤثر برای مقابله با تلخی دهان است. دهان را با یک قاشق غذا‌خوری دهانشویه به مدت ۱ دقیقه بشویید. این کار را ۲ بار در روز تکرار کنید.

۴. داروی کاهنده‌ی اسید

برای رفع تلخی دهان ناشی از رفلاکس معده بهتر است از داروهای ضد اسید که نیازی به تجویز پزشک ندارند استفاده کنید. مصرف دارو با رفع مشکل رفلاکس معده، عارضه‌ی جانبی آن را هم که همان تلخ دهانی است، از بین می‌برد. اگر تلخ دهانی با مصرف دارو از بین نرفت بهتر است به پزشک مراجعه کنید.



۵. مرکبات ترش‌مزه

خوردن مرکبات تأثیر چشمگیری در رفع تلخی دهان دارد. این میوه‌ها موجب افزایش تولید بزاق می‌شوند که دهان را پاک می‌کند و مزه‌ی تلخ آن را از بین می‌برد. آب‌لیمو یا آب‌پرتقال هم به همان اندازه در از بین بردن تلخی دهان مؤثر است.

۶. بهداشت دهان و دندان

رعایت بهداشت دهان و دندان نه‌تنها برای رفع تلخی دهان بلکه برای جلوگیری از بروز آن در آینده هم ضروری است. هنگام مسواک زدن و پاک کردن دهان باید زبان و لثه‌ها را هم به‌خوبی تمیز کنید تا امکان بروز عفونت و به دنبال آن تلخی دهان به‌کلی از بین برود.



۷. برخی توصیه‌های سودمند دیگر

  • نوشیدن آب (با کاهش سطح اسید معده از بروز رفلاکس جلوگیری می‌کند)؛
  • استفاده از نعناع یا خوش‌بوکننده‌ی دهان پس از میل کردن غذا‌های پرادویه؛
  • جویدن دارچین (دست‌کم ۱ قاشق چای‌خوری)؛
  • کاهش مصرف غذاهای چرب و تند (از بروز رفلاکس معده جلوگیری می‌کند).

برگرفته از: epainassist

[ad_2]

لینک منبع

خواص روغن زیتون برای پوست چیست؟

[ad_1]

ما اغلب از روغن زیتون برای پخت‌وپز یا به‌عنوان چاشنی سالادها استفاده می‌کنیم اما ممکن است به بقیه‌ی خواص آن آشنا نباشیم. با وجود تمام مضراتی که از روغن‌ها می‌شناسیم و برخلاف اینکه همیشه فکر می‌کنیم برای قلب‌مان ضرر دارند، روغن زیتون درواقع ضرری برای قلب‌مان ندارد بلکه چربی‌های منحصر به فردی هم دارد که برای تقویت قلب و عروق مفید هستند. استفاده از روغن زیتون در رژیم غذایی روزانه، منجر به کاهش خطر ابتلا به بیماری‌های قلبی می‌شود و چربی بد و فشارخون را پایین می‌آورد. همچنین، فواید دیگری نیز برای زیبایی شما خواهد داشت. در این مقاله، خواص روغن زیتون برای پوست را معرفی می‌کنیم. بیایید ابتدا درباره‌ی وجوه مشترک روغن زیتون و داروهای ضدالتهابی غیراستروئیدی صحبت کنیم.

۵. وجه اشتراک روغن زیتون و ایبوپروفن

ایبوپروفن داروی مسکنی است که در دسترس عموم قرار دارد. اگر می‌پرسید که وجه اشتراک این دارو با روغن زیتون چیست؟ باید بگوییم تأثیرات ضدالتهابی. برخی التهابات پوستی که به کمک روغن زیتون درمان می‌شوند شامل پسوریازیس و شکل‌هایی از التهاب همراه با آتوپی (نوعی اگزمای مزمن)، حساسیت تماسی (یک واکنش آلرژی) و درماتیت سبوره‌ای (که اغلب به عنوان شوره‌ سر می‌شناسید) هستند. روغن زیتون دارای ترکیبی است که با نام اولوکانتال شناخته می‌شود و برای توقف فعالیت دو آنزیمِ ویژه با نام‌های (Cox-1 و Cox-2) در بطن قسمتی که بدن دچار التهاب شده عملکردی مشابه ایبوپروفن و دیگر داروهای ضدالتهابی دارد. حدود ۵۰ گرم روغن زیتون در رژیم غذایی روزانه‌ی شما، تقریبا برابر با ۱۰٪ دُز توصیه شده‌ی ایبوپروفن برای بزرگسالان است.

خواص روغن زیتون برای پوست

۴. محافظت از پوست شما در برابر اشعه‌ی فرابنفش

روغن زیتون تنها برای قلب شما مفید نیست و نیز فقط استفاده‌ی خوراکی مثلا در پاستا ندارد! بلکه در پیشگیری از پیشرفت سرطان پوست، به‌ویژه نوع مرگبار آن که ملانوما نامیده می‌شود، بسیار سودمند است.

زیتون و روغن زیتون سرشار از آنتی‌اکسیدان‌ها هستند. آنتی‌اکسیدان، سیستم دفاعی داخلی بدن علیه رادیکال‌های آزاد یا همان مولکول‌هایی است که بر اثر نور خورشید و دیگر خطرات زیست‌محیطی آسیب می‌بینند. رادیکال‌های آزاد به سلول‌های سالم آسیب می‌زنند و منجر به شکل‌گیری تومورهای سرطانی می‌شوند. آنها همچنین باعث از دست رفتن کلاژن و الاستین -دو ماده‌ای که باعث جوان ماندن پوست هستند- می‌شوند. بنابراین، روغن زیتون گزینه‌ی مناسبی در مبارزه با سرطان و تأثیرات بالا رفتن سن است.



در پژوهش‌های آزمایشگاهی، موش‌هایی که پس از قرار گرفتن در معرض اشعه‌ی فرابنفش، درمان موضعی با روغن زیتون دریافت کرده‌ بودند در مقایسه با موش‌هایی که پیش از قرار گرفتن در معرض اشعه، درمان روغن زیتون دریافت کرده بودند، کمتر به تومورهای مرتبط با سرطان پوست دچار شدند.

۳. مرهمی برای لب‌های ترک‌خورده

خواص روغن زیتون برای پوست

لب‌ها دارای پوست نازکی هستند و همیشه مستعد خشکی یا ترک خوردن هستند؛ به‌ویژه در هوای سرد، شرایط آب و هوایی خشک، باد و حتی اعمالی که ممکن است به آنها بی‌توجه باشید مانند تنفس از دهان. زمانی که نرم‌کننده‌ی لب محبوب‌تان تمام می‌شود یک راه حل ساده و سریع این است که چند نوبت در روز، کمی از روغن زیتون را بر لب‌های خود بمالید تا آسیب‌ها را بهبود ببخشد و لب‌هایی نرم داشته باشید. روغن زیتون را همچنین می‌توان در ترکیب با کمی شکر به عنوان یک لایه‌بردار ملایم برای پوست صورت استفاده کرد.



نکته‌ی حایز اهمیت برای کسانی که پوست خشکی دارند این است که اگرچه روغن زیتون مرطوب کننده‌ی خوبی است اما از آنجا که از خانواده‌ی روغن‌های محسوب می‌شود ممکن است موجب ایجاد حساسیت و تحریک پوست اطراف دهان شود.

۲. خواص ضدمیکروبی

اگر در استفاده از آنتی‌بیوتیک‌ها به دلیل احتمال افزایش ریسک مقاومت باکتری‌های نسبت به درمان، محتاط هستید روغن زیتون بکر می‌تواند به عنوان یک داروی خانگی ضدمیکروب و ضدباکتری عمل کند. این روغن می‌تواند در درمان عفونت‌های پوستی میکروبی مفید باشد. در واقع، ترکیبی از روغن زیتون، عسل و موم عسل درمان موفقی برای بیماری‌های مختلف پوستی از جمله اگزما، پسوریازیس و عرق‌سوز شدن کودکان است. این ترکیب همچنین در مبارزه با باکتری استافیلوکوک اورئوس و احتمالا کاندیدا آلبیکن که باعث عفونت مخمری می‌شوند، نیز مؤثر است. روغن زیتون به‌تنهایی نشان داده است که در مقابل باکتری‌هایی ازجمله استافیلوکوک گرفته تا اشریشیا کلی، لیستریا و دیگر باکتریهای مولد بیماری که در مواد غذایی موجودند خواص ضدباکتریایی دارد.



آیا روغن زیتون زخم‌ها را التیام می‌دهد؟

روغن زیتون فوق بکر سرشار از پلی‌فنول‌هاست، گونه‌ای از آنتی‌اکسیدان که در درمان زخم معده و سرطان دستگاه گوارش مؤثر هستند. محققان در اسپانیا دریافتند که روغن زیتون به عنوان یک آنتی‌باکتری علیه هشت گونه‌ی هلیکوباکتر پیلوری (شامل سه گونه‌ی مقاوم به درمان با آنتی‌بیوتیک‌ها) عمل می‌کند.

خواص روغن زیتون برای پوست

اگر برای پوست‌ خشک و ترک‌خورده‌ی خود در زمستان از یک لایه‌ی ضخیم کرم نرم‌کننده استفاده می‌کنید مصرف خوراکی یا موضعی روغن زیتون فوق بکر هم می‌تواند تأثیر مشابهی داشته باشد.

روغن فراوری نشده، غنی از آنتی‌اکسیدان‌های کنترل التهاب است. بدین معنا که می‌تواند پوست را از شرایطی مانند اگزما نجات دهد. در میان این آنتی‌اکسیدان‌ها، یک آنتی‌اکسیدان به نام اسکوآلن وجود دارد که به خاطر فوایدش برای پوست و نیز ترکیبات ضدسرطانی‌اش شناخته می‌شود. آنتی‌اکسیدان‌های موجود در روغن زیتون آسیب‌های پوستی را درمان می‌کنند، ترک‌های پوستی، خشکی و خارش آن را التیام می‌بخشند و رطوبت را به پوست برمی‌گردانند و پوست را مرطوب نگه می‌دارند. همچنین به عنوان یک امتیاز دیگر، این آنتی‌اکسیدان‌ها آسیب‌هایی را که منجر به چروک و تغییر رنگ پوست می‌شوند کاهش می‌دهند.

برگرفته از: howstuffworks.com

[ad_2]

لینک منبع

چطور تشخیص دهیم که طرف مقابل‌‌مان را درست انتخاب کرده‌ایم- قسمت اول

[ad_1]

هریک از ما در عین داشتن جاذبه برای برخی از افراد، برای برخی دیگر دافعه داریم. ممکن نیست کسی را بیابید که همه او را دوست داشته باشند؛ مگر کسی که با خود و دیگران روراست و یکرنگ نباشد. میزان این دافعه و جاذبه در روابط ما تأثیرگذار است؛ به‌عبارتی نقش تعیین‌کننده‌ای در ایجاد، حفظ، تشدید، تضعیف و در نهایت قطع ارتباطات ما خواهد داشت. از این اصل می‌توان نتیجه گرفت که زندگی هریک از ما مثل یک مثنوی هفتاد مَن است که در جای‌جای آن می‌توان روابط گسسته و پیوسته را در طی زمان مشاهده کرد.

با این اوصاف پرسش اساسی این است که اصلا چه چیز دو نفر را به‌هم پیوند می‌دهد؟ و چه چیز این پیوند را سست یا گسستنی می‌کند؟ چه چیز رشته‌ی ارتباطات ما را پاره می‌کند؟ اصلا این ارتباطات چقدر برای ما اعتبار دارد؟ پس از گسسته شدن این رشته‌های ارتباطی، هریک از ما چه برداشتی داریم؟ چه احساسی را تجربه می‌کنیم؟ در نهایت پس از این جدایی چه تغییری در طرز فکرمان به‌وجود خواهد آمد؟ و چه آموزه‌ای را از آن استخراج می‌کنیم و در کوله‌بار تجربیات خود می‌اندوزیم؟ این تجربه در شرایط مشابه چه تغییری در رفتار ما ایجاد خواهد کرد؟ و مهم‌تر از همه این‌که پس از این چطور تشخیص دهیم که ابراز علاقه‌ی دیگران و انگیزه‌ آنها برای ایجاد ارتباط صادقانه و معتبر است؟ برای رسیدن به پاسخ این پرسش‌ها ادامه‌ی متن را دنبال کنید.

مرا دوست داری یا خدماتم را؟

تو پسر همسایه‌ی ما هستی. من پادرد دارم. به‌سختی می‌توانم بروم نان بخرم. لذا هروقت برایم نان می‌آوری از تو تشکر می‌کنم، یک شکلات به تو می‌دهم و از مادربزرگ مرحومت به‌نیکی یاد می‌کنم؛ اما نمی‌دانم تو این کار را با اشتیاق انجام می‌دهی یا از سر اکراه؟ من به این فکر نمی‌کنم وقتی تو را صدا می‌زنم برایم نان بگیری آیا پدر و مادرت به کمک تو نیاز دارند یا نه؟

من هیچ‌کدام از اینها را نمی‌دانم. فقط خوشحالم که برایم نان می‌خری. فکر می‌کنم تو هم خوشحالی که هر بار همراه یک شکلات قربان‌صدقه‌های من را می‌شنوی. تو به اعتبار خدمتی که به من می‌کنی نزد من محبوب هستی، اما اگر روزی برسد که دیگر نخواهی یا نتوانی برایم نان بیاوری …

اگر نمی‌خواهید در دام افراد منفعت‌طلب گرفتار شوید، پیش از تلاش برای عمیق شدن روابط میان خود و ایشان، به رفتارشان با بقیه دقت کنید. مشاهده کنید وقتی کسی مخالف درخواست‌شان عمل کند، مقابل آن شخص و پشت سرش چه واکنشی نشان می‌‌دهند و چه می‌گویند؟

نشانه‌ی دیگری که می‌تواند به شناخت این افراد کمک کند، این است که کمتر از خدمات دریافتی از شما، جبران می‌کنند. با وجود این، به خاطر کمک‌های کوچک هم بی‌اندازه از شما تشکر می‌کنند. در حضور دیگران از شما و خوبی‌هایتان می‌گویند. سعی می‌کنند به این طریق شما را از خدمت‌ کردن به خودشان خشنود سازند.

برای تشخیص چنین انگیزه‌ای از دوست داشتن، کافی است یک یا چند بار کمک همیشگی خود را از چنین فردی دریغ کنید و هرگز دلیل نیاورید. بعد که او را دیدید، به جای معذرت خواهی و توجیه، این بار شما از او یک درخواست به نسبت دشوار داشته باشید. کاری به این نداشته باشید که درخواست شما معقول یا عملی هست یا نه؟ هدف این است که واکنش او نمایان شود.

ببینید آیا اصلا درخواست شما را قبول می‌کند؟ یا این‌که شما را به دیگری حواله می‌دهد؟ یا این‌ که راه میان‌بر نشان می‌دهد؟ دقت کنید آیا در تلاش است که رأی شما تغییر دهد؟ اگر قبول کرد منتظر باشید همان وقت و همان شکل که شما خواسته‌اید درخواست‌تان را پاسخ دهد. اگر امروز و فردا کرد و با بهانه‌تراشی شما را سر دواند، نسبت به ارتباطات خود با او می‌توانید بسیار بدبین یا دست کم هشیار و محتاط باشید.

مرا دوست داری یا تأیید و تحسین‌هایم را؟

شعرهای خوبی می‌سرایی، البته خوب از نظر خودت. بیش از سایر رفقای شاعرت با من نشست‌ و برخاست داری. در جلسه‌ی شعر وقتی شعرت را می‌خوانی منتظری تا حاضرین نظر بدهند. من یکی‌ دو بار از اشعارت تعریف می‌کنم. برداشت تو این است که برخلاف دیگران من آدم باسواد و منتقدی حرفه‌ای هستم. بعد از آن طبق قراردادی نانوشته و البته یک‌طرفه من را وکیل مدافع خود می‌پنداری و هر لحظه منتظری تا از تو حمایت کنم. تو اصلا به انتقادها و پیشنهادهای دیگران توجه نمی‌کنی؛ و اشعارت هم‌چنان همان کاستی‌های روزهای نخست را دارد.

بعد از چندی به ستوه می‌آیم. پا پیش می‌گذارم و با قاطعیت و البته احترام اشتباهاتت را گوشزد می‌کنم. ناباورانه عصبانی می‌شوی. می‌گویی فکر نمی‌کردم که تو هم بی‌انصاف باشی. یک نفر آدم باسواد و کاربلد در جمع بود که آن هم تو بودی. دیگر به عکس گذشته، با من گرم نمی‌گیری. گویی تا وقتی با من دوست بودی که از من بَه‌بَه و چَه‌چَه دریافت می‌کردی.

فرد تأییدطلب حتی به شما اجازه نمی‌دهد به کاستی‌هایش اشاره کنید. هزار و یک توجیه در آستین دارد. محاسن خود را با معایب دیگران قیاس می‌کند. اگر مهرطلب باشد اول اوست که از شما تعریف می‌کند تا به این طریق شما را به تحسین متقابل وا دارد. وقتی حسن او را بیان می‌کنید اظهار ناباوری یا مقاومت می‌کند تا شما را به واکنش غلیظ‌تر وا دارد.

اگر واقعا معتقدید که خودتان یکی مثل او نیستید، و همچنین از ارتباطات پوشالی با چنین افرادی اکراه دارید، وقتی با او هستید ببینید زمانی که با کاستی‌های خود روبه‌رو می‌شود آیا دنبال مقصر می‌گردد؟ یا به خطای خود اقرار می‌کند؟ اگر شما را هم به چنین رفتاری (مسئولیت‌گریزی) تشویق کرد، مشکوک شوید. اگر در موقعیت مشابه، از قول شما و به جای شما بی‌دلیل طرف مقابل‌تان را تخطئه و شما را تبرئه کرد، زنگ خطر به صدا در آمده است.



تو را دوست دارم یا فرمان‌پذیری‌ات را؟

تو فرزند من هستی. از ابتدای زندگی‌ات تا کنون با من بوده‌ای. همواره تو را حمایت کرده‌ام. تو هم در مقابل من را به‌عنوان بزرگ‌تر محترم شمرده‌ای. من متعلق به نسل قبل از تو هستم بنابراین ایده‌ها و آرمان‌های خودم را دارم؛ با وجود این نمی‌توانم آزادی تو را به رسمیت بشناسم. اگر تو مسیر دیگری را انتخاب کنی، این در نظر من دقیقا به معنای آن است که الگوی پیشنهادی مرا رد کرده‌ای. در این صورت خواسته یا ناخواسته لحظه‌ای به الگوی خودم شک می‌کنم. من تاکنون فکر می‌کردم که الگوی زندگی من بی‌نقص است و اگر یک راه برای رسیدن به خوشبختی وجود داشته باشد، بی‌گمان همین راهی است که من در آن پا گذاشته‌ام.

تو اولین کسی هستی که خلاف انتظار من رفتار می‌کنی. من خود را به اشتباه مالک تو می‌پندارم. معتقدم باید من و اوامرم را تأیید و اجرا کنی.

فکر کردن به اینکه آیا واقعا الگوی پیشنهادی‌ام برای زندگی ایراد دارد یا نه برای من خیلی گران تمام می‌شود. اگر این‌طور باشد یعنی من یک عمر این راه را اشتباه آمده‌ام؟ چطور می‌توانم برگردم؟ به کجا بروم؟ اصلا انتظار نداشتم که بعد از سال‌ها کسی به من بگوید که راه را عوضی آمده‌ای، اما تو از این واقعیت تلخ پرده برداشتی.

یکی از راه‌های تشخیص چنین علاقه‌مندی‌هایی ساز مخالف زدن است. مشاهده کنید آیا اصلا در این نوع علاقه‌مندی، تمایلات و سلایق شما لحاظ می‌شود یا نه؟ آیا الگوی پیشنهادی دیگری، مطابق خواست یا احتیاجات‌ شماست یا مهر تأییدی است بر عقیده‌ی خودش؟ آیا حاضر به تجربه‌ یا دست‌ِکم ارزیابی دیگر گزینه‌ها هست یا این که مرغش یک پا دارد؟ اگر جمله‌ی «من از تو بهتر می‌فهمم…» را از زبان او به وفور می‌شنوید، در نوع ارتباطات خود با او تجدید نظر کنید.



تو را دوست دارم یا وابستگی‌ات را؟

از دیگر محبت‌های جعلی، محبت کسی است که دوست دارد برای حل مشکلات به او مراجعه شود. او شاید مایل نباشد ماهی‌گیری را به شما بیاموزد، چون دوست دارد برای ماهی خواستن محتاج او باشید تا به این طریق بتواند در موضع قدرت باقی بماند و با کنترل شما بر اوضاع مسلط باشد.

مخالفت شما و پاره کردن قید و زنجیر وابستگی هیچ به مذاق او خوش نمی‌آید. در این حال به احتمال زیاد ابتدا خدمات پیشین خود را به شما یادآوری و ضمن آن از خود تعریف می‌کند. آنگاه با بدگویی از سایرین خود را برتر از ایشان می‌پندارد.

اگر همچنان به نتیجه‌ی دلخواهش نرسد، ناتوانی‌های شما را برجسته و اغراق‌آمیز و عاقبت این سرکشی‌تان را شوم و ناخوشایند ترسیم می‌کند.

در قدم بعد با شما مخالفت می‌کند. اگر نتواند شما از قصد خود منصرف سازد، حتی منتظر می‌شود تا به بن‌بست بخورید. در این‌صورت از شکست شما خوشحال می‌شود. تجربه‌ی ناموفق‌تان به‌وضوح ثابت کرد که شما به او نیاز دارید. او در این مبارزه و کشمکش خود را پیروز می‌بیند. منتظر است به سمت او بازگردید تا با شماتت‌تان، مجددا شما را در چنگ خود نگه دارد.

این پدیده توجیه علمی دارد. یکی از شواهد آن نیاز به قدرت است. مطابق «نظریه‌ی انتخاب» ویلیام گلاسر، یکی از نیازهای ما آدم‌ها داشتن قدرت است. هرچه این نیاز در وجود کسی قوی‌تر باشد، بیشتر دوست دارد دیگران به او وابسته باشند. انسان قدرت‌طلب مایل است بر همه مسلط باشد و دیگران زیر یوغ او بروند. او برای تحقق رؤیای حکمرانی خود به ناچار به کسانی نیازمند است تا بتواند حاکمیت خود را بر ایشان اعمال کند. این الگو به شکلی نامحسوس در مادران پیرو کهن‌الگوی «دیمیتر» نیز وجود دارد. واقعا تشخیص آن برای افراد غیرمتخصص چندان ساده نیست. نشانه‌ی چنین نوع محبت ناسالمی، آن است که در حقیقت امر، شخص مقابل بیشتر از اینکه نگران سرنوشت و حال شما باشد، ناخواسته در تلاش است تا تصویری که از خود در ذهن دارد شکسته نشود. شخص قدرت‌طلب زورگویی می‌کند؛ مادر دیمیتری دلسوزی افراطی.

ببینید وقتی از بند ایشان رها هستید واقعا شما احساس نگرانی و ناخوش‌احوالی می‌کنید یا ایشان؟ اگر در شرایط معمول، با مسائل پیرامون خود سازگار هستید، به سلامتی محبتی که تاکنون دریافت کرده‌اید، شک کنید. اگر نشانه‌های پرخاشگری و تحکم را نمی‌بینید، هیچ بعید نیست که طرف مقابل‌تان مبتلا به عشق نیاز باشد. اگر نمی‌توانید یا نمی‌خواهید از او دور باشید، لازم است که با واگذاری و خدمت‌پذیری در برخی از زمینه‌ها، به نیاز او پاسخ دهید. در ضمن صادقانه با خود بیندیشید و ببینید تا کی و به چه قیمتی حاضر به دریافت محبتی از این نوع هستید؟

برای مطالعه‌ی بیشتر رجوع کنید به: ویلیام گلاسر. نظریه‌ی انتخاب. ترجمه‌ی مهرداد فیروزبخت. مؤسسه‌ی خدمات فرهنگی رسا.

تهیه شده برای: chetor.com

[ad_2]

لینک منبع