آداب معاشرت در محیط کار؛ ۱۵ نکته‌ای که شما را مبادی آداب نشان می‌دهد

[ad_1]

رفتار غیرحرفه‌ای می‌تواند تهدیدی برای شغل شما باشد. بسیار مهم است که با آداب معاشرت در محیط کار آشنا باشید تا بتوانید حرفه‌ای رفتار کنید و در محل کار موفق باشید. البته با گذر زمان، هنجارهای مربوط به رفتارهای فردی و حرفه‌ای تغییر می‌کنند، اما اساس آداب معاشرت در محیط کار همچنان ثابت است. فراموش نکنید بیشترِ کسب‌وکارها ارتباط مستقیمی با مردم دارند و رفتارها و شیوه‌ی برخورد افراد در هر کسب‌وکار، می‌تواند باعث رشد و تفاوت آنها با سایرین شود. به نکات زیر توجه کنید تا با آداب معاشرت در محیط کار بیشتر آشنا شوید.

۱. افراد را به یکدیگر معرفی کنید

همیشه وقتی در نقش واسطه میان چند فرد قرار می‌گیرید، آنها را به‌هم معرفی کنید. حتی اگر افراد مذکور از قبل همدیگر را می‌شناسند، باز هم از معرفی آنها غافل نشوید. این کار باعث می‌شود افراد احساس کنند که فارغ از جایگاه و موقعیتی که دارند، برای‌شان ارزش قائل هستید.

۲. دست دادن را از یاد نبرید

دست دادن، حرکت ساده‌ای است که ادب، اعتماد‌ به نفس و حسن‌نیت شما را نشان می‌دهد و روند روابط احتمالی آتی را مشخص می‌کند. در محیط‌های کاری غیررسمی، یک سلام ساده و تکان دادن سر برای برقراری ارتباط با دیگران کافی است، اما اثرات دست دادن خیلی بیشتر است.

۳. از واژه‌های «سپاسگزارم» و «لطفا» استفاده کنید

اهمیت استفاده از این واژه‌ها (یا معادل‌های آنها) بر کسی پوشیده نیست. حتی در محیط‌های غیررسمی نیز از این واژه‌ها غافل نشوید. فرستادن پیام الکترونیکی تشکر یا ایمیل قدردانی، کاری متداول است اما یک پیغام تشکر کاغذی معجزه می‌کند!



۴. وسط حرف دیگران نپرید

یکی از آداب معاشرت در محیط کار این است که یاد بگیرید حرف دیگران را قطع نکنید. متأسفانه بیشتر ما طاقت نداریم صحبت دیگران را کامل بشنویم و عجله داریم نظرات خودمان را سریع‌تر ابراز کنیم. کنترل این میل به‌ویژه وقتی بحث داغ می‌شود، کمی دشوار است، اما باید بدانید پریدن وسط حرف دیگران اصلا درست نیست و باعث می‌شود بی‌ادب جلوه کنید.

یادتان باشد که قاطع اما باادب باشید و از قطع صحبت‌های دیگران و تحمیل نظرات‌تان بپرهیزید.



۵. مراقب ادبیات و واژگان خود باشید

مواظبت کلامی از آداب معاشرت در محیط کار

این روزها ادبیات کلامی و نوشتاری کمی خودمانی‌تر و غیررسمی‌تر شده است، اما باید مواظب باشید که کلمات و جملات‌تان را عاقلانه انتخاب کنید. ادبیات غیرمحترمانه و بی‌ادبانه در هر شرایطی مردود و غیرقابل‌قبول است.

یادتان باشد استفاده از ادبیات کوچه‌بازاری در موقعیت‌های رسمی اصلا درست نیست.

۶. در زمینه‌ی ارتباطات نوشتاری دقت زیادی به خرج بدهید

قبل از فرستادن هرگونه پیام متنی، آن را بازبینی کنید تا مطمئن شوید غلط املایی ندارد. با وجود امکاناتی که نرم‌افزارهای تصحیح نگارش و املا در اختیارمان می‌گذارند، وجود غلط املایی بسیار ناخوشایند است.

علاوه بر بررسی املای کلمات، سعی کنید لحن و محتوا را نیز به‌خوبی بررسی و ویرایش کنید.



۷. بدون اطلاع قبلی، وارد اتاق دیگران نشوید

ایجاد وقفه در کار دیگران، غیرمحترمانه است. شما حق ندارید بدون در زدن و تنها به‌دلیل باز بودن در، وارد اتاق دیگران بشوید! اگر احساس می‌کنید کاری که با طرف مقابل دارید بیش از چند دقیقه طول می‌کشد، باید از قبل برای صحبت کردن با او وقت بگیرید.

۸. غیبت نکنید

پرهیز از غیبت در محل کار - آداب معاشرت در محیط کار

گاهی‌اوقات شرکت نکردن در غیبت کمی سخت است! همه گاهی‌ تمایل به غیبت کردن دارند. اما یادتان باشد که حتی غیبتی ساده و جزئی نیز شخصیت‌تان را خدشه‌دار می‌کند. صحبت کردن پشت سر کسی که در جمع حاضر نیست، بی‌ادبانه و غیرمحترمانه است.

۹. به حریم خصوصی دیگران احترام بگذارید

هرکسی در محیط کار مکالمات خصوصی نیز دارد. شاید این مکالمه در قالب تلفن یا ایمیل و … باشد، درهرحال شما اجازه‌ی دید زدن پیام‌ها یا استراق‌سمع را ندارید.



۱۰. به دیگران کم‌محلی نکنید

وقتی شخصی به شما نزدیک می‌شود، به او توجه کنید. سلام‌وعلیکی ساده را فراموش نکنید و اگر فعلا سرتان شلوغ است، از او بخواهید چند دقیقه صبر کند.

وقتی در راهرو و … آشنایی را می‌بینید، به بهانه‌ی کمبود وقت به او بی‌محلی نکنید که اصلا بهانه و دلیل خوبی برای بی‌توجهی به دیگران نیست.

۱۱. دور بحث‌های مذهبی و سیاسی را خط بکشید

به‌هیچ‌وجه درباره‌ی این دو موضوع بحث نکنید. بهتر است عقاید و نظرات‌تان را پشت در اداره بگذارید و بعد به آنها رسیدگی کنید.



رعایت آداب معاشرت در محیط کار با وقت‌شناسی

همه‌ی ما گرفتار هستیم و سرمان شلوغ است، اما باید وقت‌شناس باشیم. وقت‌شناسی به دیگران نشان می‌دهد که برای زمان ارزش قائل هستیم. به موقع حاضر نبودن، نشانه‌ی این نیست که سرتان از دیگران شلوغ‌تر است بلکه نشانه‌ی بی‌ملاحظگی شماست.



۱۳. در جلسات تلفن را کنار بگذارید

وقتی در جلسه هستید، از تلفن‌تان استفاده نکنید. پیام ردوبدل نکنید، تماس نگیرید و … . این کار شما بسیار آزاردهنده و به‌منزله‌ی بی‌احترامی به سایرین است. علاوه بر اینها، باعث می‌شود که جلسه به‌خاطر از دست رفتن تمرکز افراد، طولانی‌تر بشود.



۱۴. بیهوده کارت ویزیت‌تان را بذل‌وبخشش نکنید

یکی دیگر از آداب معاشرت در محیط کار این است که به یاد داشته باشید به هرکس که می‌رسید، سریعا کارت ویزیت و اطلاعات تماس خود را بذل‌وبخشش نکنید. این کار کمی عجولانه به نظر می‌رسد. فقط در تماس‌های فروش این کار را بکنید و قبل از تقدیم آن، از طرف مقابل برای این کار اجازه بگیرید و در صورت امکان کارت او را نیز دریافت کنید.

۱۵. واقعا به صحبت‌های دیگران توجه کنید

ابراز علاقه و توجه به حرف دیگران از آداب معاشرت در محیط کار

ارتباط چشمی خود را با مخاطب حفظ کنید و تمام تلاش‌تان را برای گوش دادن به حرف دیگران به‌کار بگیرید. حواس و حافظه کوتاه مدت ما سریعا دچار فراموشی می‌شود و اغلب نمی‌توانیم تا تمام شدن صحبت دیگران صبور باشیم. دوست داریم سریع‌تر حرف طرف مقابل تمام شود و وارد بحث بعدی بشویم.

سعی کنید از عجله و کم‌تحملی بپرهیزید. در خلال صحبت‌های دیگران، از آنها سؤال بپرسید و نشان بدهید که به حرف‌هایشان علاقه دارید.

برگرفته از: americanexpress

[ad_2]

لینک منبع

رازهای موفقیت شغلی؛ ۱۱ رازی که دانستن‌شان ما را به هدف نزدیک‌تر می‌کند

[ad_1]

کتاب‌های رنگارنگ و آموزش‌های مختلف در مورد موفقیت‌های شغلی، طوری صحبت می‌کنند که انگار ما انسان‌ها ربات هستیم. آنها در آموزه‌های خود نقش احساسات را نادیده می‌گیرند. در حالی‌ که در شروع یک روز کاری، احساسات نقش مهم و پُررنگی دارند. وقتی روز خود را آرام و با آگاهی آغاز می‌کنیم، راحت‌تر به تمرکز می‌رسیم و کارهای مختلف را سر و سامان می‌بخشیم.

اما همان اول صبح که از خواب برمی‌خیزیم استرس به‌طور کامل ما را احاطه کرده است؛ تلفن‌ها مدام زنگ می‌خورند، انواع و اقسام پیام‌ها از راه می‌رسند و زنگ هشدار ساعت تحمل‌ناپذیر می‌شود، به‌همین دلیل در طول روز نیز رفتاری واکنشی خواهیم داشت. این یعنی به‌جای اینکه به‌سوی اولویت‌ها و کشف رازهای موفقیت گام برداریم، وقت و انرژی‌مان صرف پاسخ دادن به محیط و اتفاقات پیرامون آن می‌شود. پس باید بدانیم رازهای موفقیت شغلی چیست و برای دستیابی به آنها باید چه اقداماتی انجام شود؟

باید سعی کنید ساعات اولیه‌ی روز خود را تا آنجا که ممکن است با برنامه‌ای منظم آغاز کنید. برنامه‌ای روزمره برای ایجاد کنترل بر اوضاع، بسیار مفید است، زیرا اضطراب و تشویش را کم می‌کند. حرکت کردن مطابق نظم و برنامه، شما را آگاه‌تر و تواناتر به‌سوی موفقیت پیش می‌برد. در یک کلام همان‌طور که گفته‌اند «سالی که نکوست از بهارش پیداست.» شروع صبح هم نمایی از تمام روز شما را تعیین می‌کند. برای یافتن رازهای موفقیت شغلی در افراد سرشناس با ادامه‌ی مطلب همراه ما باشید.

پرهیز از امور بی‌اهمیت

رازهای موفقیت شغلی

همیشه برای‌مان سؤال است که چرا در طول روز به تمام برنامه‌های متعددی که برای آنها برنامه‌ریزی کرده‌ایم، نمی‌رسیم؟ علت چیست؟ خیلی ساده است، همه‌ی ما سخت در اشتباه هستیم به این دلیل که به‌صورت اشتباه کارها را انجام می‌دهیم. پژوهش‌های متعدد نشان می‌دهد که با کار کردن کورکورانه هیچ چیز به‌دست نمی‌آید و نمی‌توان این نوع کار کردن را معیاری برای موفقیت شغلی دانست.

در واقع نباید بی‌برنامه، به هر چه پیش آید، پرداخت. در مقابل با برنامه‌ریزی دقیق و پیروی از آن می‌توان به‌سوی موفقیت‌های بزرگی رهسپار شد. پس اگر می‌خواهید بیشتر موفق باشید و اضطراب کمتری را تجربه کنید قبل از اثربخشی هر چیز از خود بپرسید: آیا انجام آن ضرورتی دارد؟ اگر انجام کاری برای‌تان ساده است، به معنای درست بودن آن نیست. بیشتر اوقات افراد با انجام حجم وسیعی از کاری که برای‌شان ساده است، از موفقیت جا می‌مانند و علی‌رغم صرف وقت و انرژی هیچ دستاوردی نصیب‌شان نمی‌شود چون از ابتدا نباید اصلا دست به‌کار می‌شدند.

بیایید تأمل دقیق‌تری بر روی این قضیه داشته باشیم و به جنبه‌ی طنز آن بیشتر بپردازیم: ما مدام از کمبود وقت می‌نالیم ولی با وجود این، طوری برنامه‌ریزی می‌کنیم که انگار تا ابد زنده هستیم و وقت داریم. چه باید کرد؟ در این محدودیت زمانی پرداختن به آنچه که واقعا مهم است، مزیت محسوب خواهد شد.



کار امروز را به فردا نسپار

وقتی همه مشغول برنامه‌ریزی و صحبت درباره‌ی کاری هستند، افراد موفق در حال انجام دادن آن کار می‌باشند. مهم نیست که مدرک دکترای فیزیک کوانتوم دارید و ضریب هوشی‌تان به شکل قابل توجهی بالاست، اگر اقدام نکنید هیچ نقشی در پیشبرد این جهان نخواهید داشت.

اختلاف بارزی میان دانستن شیوه‌ی انجام کار با انجام دادن واقعی آن وجود دارد. علم و عمل در کنار هم معنا دارند. از قدیم گفته‌اند عالم بی‌عمل به چه ماند؟ پاسخ را احتمالا خودتان بهتر می‌دانید. از رازهای موفقیت شغلی این است که اجرای برنامه‌ای خوب در روز به انجام برنامه‌ای بی‌نقص در فردا می‌ارزد. نباید به دنبال روز، ساعت یا شرایط مناسب بگردیم. این حرف‌ها فقط و فقط مبتنی بر ترس هستند و مانع پیشرفت می‌شوند. از رازهای موفقیت شغلی، اقدام در زمان حال است، یعنی تنها زمانی که امکان پیشرفت بیشتر وجود دارد.



رد کردن تدریجی موانع

رد کردن تدریجی موانع از رازهای موفقیت شغلی

شاید دقت نکرده باشید اما بسیاری از شاهکارهای ادبی، اختراعات بشری و شعرها و آهنگ‌های بی‌نظیر، در نتیجه‌ی دردهای طاقت‌فرسا یا دل‌شکستگی‌ها ایجاد شده‌اند. در واقع چالش‌های مختلف است که پایان شب سیه را رقم می‌زنند و به سفیدی می‌رسند. در روان‌شناسی به توانایی افراد برای تبدیل سختی‌ها و زخم‌ها به خلاقیت و آگاهی فکری، رشد ضربه‌ای یا پساتروماتیک (Post-Traumatic) گفته می‌شود. پژوهش‌گران دریافته‌اند که این ضربات و ناراحتی‌ها می‌تواند به رشد افراد در روابط بین فردی، لیاقت و قدرت، کاردانی و حق‌شناسی کمک کنند. وقتی دیدگاه ما نسبت به جهان به عنوان مکانی امن خدشه‌دار می‌شود یا تصورات‌مان از این دنیا در هم می‌شکند، مجبور به تغییر نظرات و عقاید خود هستیم و ناخودآگاه در معرض فرصتی تازه قرار می‌گیریم که ما را وادار به تغییر می‌کند تا به شکلی تازه و جدید با چشم فردی تازه‌کار به همه چیز بنگریم. یعنی آغازی نو و شروعی تازه که ما را به رشد و موفقیت بلندمدت رهنمون می‌کند.



عبور از محدودیت‌ها

وقتی پیشرفت حاصل می‌شود که خود را با محدودیت‌ها روبه‌رو کنیم. خب طبیعی است که طی کردن مسیری معمولی و معین آسان است و بدون مانع در جریان بودن و جاری شدن هم عالی به‌نظر می‌رسد اما برای آموختن باید خود را به چالش بکشیم و با شرایط مختلف روبه‌رو شویم. البته کمی سخت و دشوار است اما منجر به رشد ذهنی و مغزی می‌شود. وقتی از منطقه‌ی امن خود خارج شویم، یادگیری آغاز می‌شود.

در خلال رویارویی با سختی‌ها، قوی‌تر می‌شویم. هر چه بیشتر در این پیچ‌وخم‌ها قرار بگیریم، سریع‌تر می‌آموزیم. باور کنید ده دقیقه‌ی پُرچالش از ساعت‌ها آسودگی در منطقه‌ی امن بهتر است. باید راه بیفتیم، اشتباه کنیم، زمین بخوریم و دوباره برخیزیم، عبرت بگیریم و ادامه بدهیم.

تصمیم‌گیری شهودی در مواقع دشوار

رازهای موفقیت شغلی عبور تدریجی موانع

شهود چیزی واقعی و غیرقابل انکار است زیرا از اعماق ناخودآگاه و تجارب قبلی زندگی سربرمی‌آورد. اگر پاسخ همه به درخواستی آری است، ولی حسی درونی به شما می‌گوید نه، شک نکنید که دلیلی خوب برای این احساس وجود دارد. در تصمیم‌گیری‌های سخت، تمام اطلاعات لازم را پیدا کنید تا آنجا که می‌توانید فکر کنید و سپس به درون خود گوش بسپارید. افراد موفق می‌دانند که اعتماد کردن به شهود، برابر با اعتماد کردن به حقیقت خود است و هر چه به حقیقت درونی خود اعتماد بیشتری داشته باشید، اهداف و رؤیاهایتان بهتر و بیشتر محقق می‌شوند.

تمرکز آگاهانه بر نقاط مثبت

همان‌طور که شاون اکر (shawn achor) در کتاب «فواید خوشحالی» گفته است، بر اساس پژوهشی علمی، پزشکانی که قبل از تشخیص بیماری، خلق‌وخویی خوش و حال‌وهوای مثبتی داشته‌اند نسبت به پزشکانی که در حالتی عادی به سر می‌بردند سریع‌تر به تشخیص می‌رسیدند و نسبت به سایر پزشکان ۲۰ درصد سریع‌تر عمل می‌کردند. این خوش‌بینی و خوشحالی در فروشندگان، موجب ۵۰ درصد فروش بیشتر می‌شود. در دانش‌آموزان هم به‌همین ترتیب است. هر چه حالت روحی شادتر و مثبت‌تری قبل از امتحان ریاضی داشته باشید، موفق‌تر از سایرین خواهید بود. پس این طور که پیداست مغز در حالت منفی تصمیمات خوبی نمی‌گیرد و حتی به حالت خنثی نیز راضی نیست و برای کسب بهترین نتایج باید مثبت باشد.

البته تمام این حرف‌ها به معنای این نیست که افراد موفق هرگز ناراحت نمی‌شوند، اما اثربخشی در تمام ابعاد زندگی در صورتی نمایان می‌شود که افکار و احساسات منفی را از خود دور کنیم. مثبت فکر کنید و کمتر روی مشکلات تمرکز کنید.



یادآوری بصری اهداف بلند‌مدت

یادآوری بصری از رازهای موفقیت شغلی

بیشتر ما تجربه‌ی تلاش برای کاهش وزن را داریم اما وقتی خسته می‌شویم خیلی ساده به نظرمان منطقی می‌رسد که ورزش و رژیم را به فردا موکول کنیم. برای رسیدن به کسب‌وکار سودآور هم، اوضاع به‌همین شکل است. اگر خواهان رشد هستیم، باید در رویارویی با مسائل و مشکلات جان سالم به‌در ببریم و سریع ناامید نشویم. چیزهای خوب اندکی، به‌سادگی و سرعت به‌دست می‌آیند و وقتی اوضاع دشوار می‌شود بیشتر مواقع کم می‌آوریم و مسیر ساده‌تر را پیش می‌گیریم و گاهی این مسیر ساده‌تر، جز بیراهه جایی نخواهد رفت. افراد موفق برای مقابله با این حالت، سعی می‌کنند با یادآوری، از تضعیف‌شدن‌های ناگهانی خود جلوگیری کنند. مثلا فردی که با تلاش بسیار وزن بالای خود را کم کرده است با نگه‌داشتن تصویری از دوران چاقی خود روی درب یخچال، مدام به خود یادآوری می‌کند که چاقی همیشه در کمین است و باید مواظب باشد. یا فرد دیگری که عکس خانواده‌اش را روی میز کارش می‌گذارد تا در سختی‌ها و فشار کاری به خود یادآوری کند که برای چه کسانی حاضر شده است این‌قدر زحمت بکشد. به لحظاتی فکر کنید که به‌طور ناگهانی تصمیم می‌گیرید از مسیر هدف خارج شوید و سعی کنید در این موقعیت‌ها استقامت را به خود یادآوری و گوش‌زد کنید.

نوشتن دفترچه خاطرات

اپرا وینفری، جی.‌کی.‌ رولینگ و بیشتر افراد معروف و موفق، دفترچه‌ی خاطرات دارند. افراد موفق پیشرفت خود را پیگیری می‌کنند، اهدافی تعیین و انعکاس این اهداف را بررسی می‌کنند. آنها از اشتباهات خود درس می‌گیرند. این افراد معمولا دفترچه‌ای دارند و در واقع برای رسیدن به مقصدی مشخص از این دفترچه به عنوان نقشه‌ی راه استفاده می‌کنند. در دفترچه‌ی خاطرات می‌توانید تلاش‌های صورت گرفته برای رسیدن به موفقیت در طول روز را یادداشت کنید. این دفترچه جایی برای بررسی انعکاس اعمال، مشخص کردن مسیر رو‌به‌رو و اهداف و یافتن افکار مختلف است. شاید دفترچه‌ی خاطرات آن‌قدر میان همه رایج نباشد اما در عین حال ابزاری به‌شدت مؤثر برای تمام افراد استفاده‌کننده از آن خواهد بود.



مشاهده و مشاوره با مربی و افراد الهام‌بخش

مهم نیست تصمیم به انجام چه کاری گرفته‌اید، شما باید بدانید که به‌تنهایی موفق نخواهید شد. یادگیری از روی کتاب‌های مختلف سخت است و گاهی محیط اینترنت، تشخیص واقعیت‌ها را با مشکل مواجه می‌کند. برای طی کردن هر مسیری باید از کسی که قبلا آن را طی کرده است، کمک بگیرید. انجام تمرین زیاد برای ساعت‌های متمادی، می‌تواند شما را خبره کند اما وجود مربی و الگویی مناسب، میل به این حجم از تلاش را بیدار خواهد کرد. اگر زندگی افراد موفق و خبره را بررسی کنید، همه‌ی آنها از حضور مربی یا الگویی عالی برای موفقیت بهره برده‌اند.

گاهی اوقات مشاهده‌ی غیرمستقیم یک الگو نیز مفید است. وقتی افراد موفق را مشاهده می‌کنیم موقعیت او را در ذهن خود بررسی و با این کار انگیزه‌ی بی‌نظیری به خود می‌دهیم. انسان ذاتا طوری است که با نیت رسیدن به هدفی بالا تنها با ایده‌پردازی درباره‌ی آن، انگیزه‌ی فوق‌العاده‌ای به خود می‌دهد. شاید ساده‌لوحانه به‌نظر برسد اما با گفتن جملاتی مانند: «ببین دیگران توانسته‌اند پس من هم می‌توانم» انرژی و انگیزه‌ی زیادی برای دستیابی به موفقیت به خود وارد می‌کنید.

استقبال از بازخوردها و نقد و نظرات مختلف

بررسی بازخورد از رازهای موفقیت شغلی

ارسطو معتقد است: «برای پرهیز از نقد شدن باید هیچ نگفت، هیچ نکرد و هیچ بود.» اگر برای کاری که می‌کنید یا آنچه می‌گویید و فکر می‌کنید نقد شوید، یعنی در مسیری مخالف روزمرگی قرار گرفته‌اید و این بخش بزرگی از موفقیت است. سعی کنید برای مدیریت نقدهایی که به شما وارد می‌شود پا در گام‌های افراد موفق بگذارید. شاید با نقدهایی تؤام با نفرت و منفی‌نگری روبه‌رو شوید؛ آنها را دریافت، ارزیابی و سپس فراموش کنید. اما به نقدهای مثبت و سازنده توجه زیادی داشته باشید، به‌ویژه توصیه‌ی افرادی که به رسیدن شما به هدف‌تان علاقه‌مند هستند. پس از آن در صورت دریافت بازخورد، از آن فرد سپاس‌گزاری کنید. این سپاس‌گزاری باعث می‌شود که تمام افرادی که مورد قدردانی واقع شده‌اند حمایت و انرژی مثبت‌شان را در آینده با شما همراه کنند.



مدیریت غرور

این قسمت در آخر مطرح شده است اما به هیچ عنوان از اهمیت کمتری برخوردار نیست. افراد موفق می‌دانند که برای پیروزی باید اشتباه کنند و بگویند ببخشید. باید بپذیرند که همه چیز را نمی‌دانند و دیگران نیز همیشه در موفقیت آنها سهمی دارند. باید قبول کنند که گاهی اشتباهات و لغزش‌های کوچکی پیش می‌آید که باید تنها به آنها خندید و رد شد. افراد موفق می‌پذیرند که شکست محتمل است و دوباره باید برخاست و تلاش کرد. هیچ چیز در این جهان قطعی نیست و ما فقط برای کشف و تجربه به این دنیا آمده‌ایم. باید از هرکس چیزی آموخت، فروتن ماند و در ضمن نباید فراموش کرد که در طی مسیر، اوقات خوشی داشته باشیم.

برگرفته از: fortune.com

[ad_2]

لینک منبع

۱۰ باور نادرست درباره کار که مانع موفقیت شما می‌شود

[ad_1]

کار در زندگی ما نقشی حیاتی دارد. هر انسان بالغ و مستقل، برای امرار معاش و کسب درآمد، باید کار کند. شما یا کار می‌کنید و پول درمی‌آورید یا پول‌تان برای شما کار می‌کند و با درآمد حاصل از سرمایه گذاری خود، زندگی می‌کنید. در غیر این صورت، احتمالا فرد دیگری (مثل پدر یا همسر) مسئول تأمین هزینه‌های زندگی شماست. اما کار صرفا برای امرار معاش و پول درآوردن نیست. کار باعث رشد و شکوفایی توانایی‌های شما نیز می‌شود. در این مقاله به بررسی ۱۰ باور نادرست درمورد کار می‌پردازیم که مانع پیشرفت و موفقیت ما می‌شوند.



برای شما کار چه مفهومی دارد؟ به نظر شما، کار وظیفه‌‌ای شاق و توان‌فرساست یا فعالیتی لذت‌بخش و شورانگیز؟ آیا کار را فعالیتی می‌دانید که خیلی کمتر از زحمتش سود دارد؟ آیا از نظر شما تفاوت میان تفریح و کار، تفاوت میان لذت و درد است؟ آیا شب‌وروز کار می‌کنید؟ یا کار می‌کنید تا زندگی کنید؟

هریک از ما با باورهایی درمورد کار بزرگ شده‌ایم. این باورها از طریق والدین، مدرسه و محیط زندگی به ما منتقل شده‌اند. کمتر پیش می‌آید که در بزرگ‌سالی به‌طور آگاهانه در‌مورد این باورها بیندیشیم، ارزیابی‌شان کنیم و در صورت نیاز آنها را تغییر بدهیم و اصلاح کنیم. در ادامه به بررسی باورهای نادرست ولی رایجی که درمورد کار وجود دارند، می‌پردازیم.

۱. هرچه بیشتر عرق بریزی، نتایج بیشتری به‌دست می‌آوری

براساس این باور، نتایجی که به‌دست می‌آورید، به میزانِ سخت کار کردن شما بستگی دارد. شاید ریشه‌ی این باور به دوره‌ای برگردد که اجداد ما کارهایشان را بیشتر با زور بازوی خود انجام می‌دادند و کمتر از هوش و خلاقیت خود استفاده می‌کردند. در آن دوران احتمالا هوش بشر هنوز رشد چندانی نداشته است و افراد همه‌چیز را براساس غریزه و احساسات خود انجام می‌دادند. هنوز هم پس از میلیون‌ها سال، ما همچنان معتقدیم که «هرچه بیشتر تلاش کنی، نتایج بیشتری به‌دست می‌آوری.» همچنان بر این باوریم که «اگر سخت‌تر کار کنم، موفق‌تر خواهم بود.» و این گفته‌ی ادیسون به ضرب‌المثل تبدیل شده است که «نبوغ، ۱٪ الهام و ۹۹٪ تلاش است»، اما حقیقت این است که تلاش و تقلای کورکورانه، هیچ ربطی به موفقیت و کسب نتایج عالی ندارد. آنچه مهم است، تأثیر و بازده‌ی کار ماست.

ما درمورد رابطه‌ی «تلاشِ زیاد و موفقیت» زیاد شنیده‌ایم، اما «تلاشِ زیاد و شکست» نیز زیاد اتفاق می‌افتد. چه بسیارند آدم‌های پرتلاشی که در بدترین وضعیت مالی به‌سر می‌برند. کارِ سختِ غیرمؤثر، هیچ ارزشی ندارد و نباید مورد ستایش و تمجید قرار بگیرد.

کار سخت به‌خودیِ‌خود تفاوتی میان موفقیت و شکست ایجاد نمی‌کند، آنچه مهم است، نتیجه‌ی کار است. شما می‌توانید یک شیء ۱۰۰ کیلویی را با تقلایی فراوان روی دوش‌تان بگذارید و به قیمت صدمه زدن به جسم‌تان آن را جابه‌جا کنید یا توسط یک چرخ‌دستی، جرثقیل، گاری، ماشین و … آن را حمل کنید. در کدام روش عرقِ بیشتری ریخته می‌شود؟ کدام روش از همه آسان‌تر است؟ کدام روش سریع‌تر است؟ مهم این است که به‌جای تقلای صِرف، با پرسیدن این سؤالات راهِ مؤثرتر و کارآمدترِ انجام کارها را پیدا کنیم. مهم نتیجه و بازدهی کار است نه مقدار انرژی و زحمتی که صَرف انجام کار می‌شود. مؤثر بودن همان نتیجه و بازدهی است و به سخت کار کردن ربطی ندارد، بلکه به هوشمندانه کار کردن مرتبط است.



۲. تلاش و فعالیت زیاد، مهم‌تر از نتیجه است

« مشغول بودن کافی نیست، مسئله این است که مشغول چه چیزی هستیم؟»

– هنری دیوید ثورو

بسیاری از مواقع، «فعالیت و کوشش صِرف» با «نتیجه و بازدهی» اشتباه گرفته می‌شود. براساس این باور که فعالیت و تلاشِ بیشتر، مهم و خوب است، معمولا در سازمان‌ها افراد پُرکار مورد تشویق قرار می‌گیرند و نه افرادی که نتایج بیشتری به ارمغان می‌آورند. کارمندان روزانه هشت ساعت کار می‌کنند، اما بررسی‌ها نشان می‌دهد کار مفید و مؤثر آنها فقط نیم‌ساعت است! اما چون کار به‌جای ارزیابی نتایج براساس زمانِ صَرف‌شده اندازه‌گیری می‌شود، انرژی و وقت زیادی به هدر می‌رود.

سیستم سنتی کار، بر مبنای فعالیت بیشتر (که عمدتا به‌معنای صرف وقتِ بیشتر در محیط کار است)، بنا شده است، نه نتیجه‌ای که حاصل می‌شود. چنین سیستمی، کارمندان را بر رفتار مبتنی بر اتلاف وقت و انرژی تشویق می‌‌کند. حتی بسیاری از کارآفرین ها و کسانی که کسب‌وکار خودشان را دارند، در چنین دامی می‌افتند. آنها همیشه حجم کارها و فعالیت‌هایشان را بیشتر می‌کنند و همواره پرمشغله‌اند، بدون اینکه نتایج بهتر یا بیشتری بگیرند. بهترین روشِ مبارزه با دامِ تلاش و فعالیت، تعیین هدف و حفظ تمرکز روی آن است. در روند دنبال کردن هدف، گم شدن در فعالیت‌های زیاد، آسان است و ممکن است به‌جای اینکه تلاش و فعالیت وسیله‌ای برای دست یافتن به هدف باشند، خود به هدف تبدیل شوند.



۳. کارایی یعنی مؤثر بودن

کارایی یعنی موثر بودن

حتما نمونه‌ای از مسابقات غذا خوردن را دیده‌اید. بعضی از افراد در این زمینه کارایی بالایی دارند و مثلا در عرض دو دقیقه، ۳۵ عدد ساندویچ می‌خورند! اما این کار چه تأثیری روی فرد دارد؟ آیا باعث افزایش سلامتی او می‌شود یا به سلامتی‌اش لطمه می‌زند؟

کارایی با مؤثر بودن تفاوت دارد. شما ممکن است در کاری کارایی بالایی داشته باشید اما آن کار تأثیری در موفقیت شما نداشته باشد. «کارایی یعنی انجام درستِ کار، اما مؤثر بودن یعنی انجام کارِ دُرست.» این مؤثر بودن است که باعث کسب نتیجه می‌شود. کارایی در صورتی ارزشمند است که مؤثر باشد، یعنی برای انجام کارِ درست استفاده شود.



۴. نتیجه‌ی کار، به زمان صرف‌شده برای انجام آن بستگی دارد

یکی از باورهای نادرست و شایع درمورد کار این است که «نتایج به‌دست آمده در پیگیری یک هدف، با زمان صرف‌شده برای آن کار متناسب است.» افرادِ معتاد‌به‌کار، معمولا از قربانیان رایج این طرز فکر اشتباه هستند. آنها شب‌ها و حتی روزهای تعطیل نیز در دفتر کار خود حضور دارند و تمام زمان‌شان را به شغل و کار خود اختصاص می‌دهند. آنها بسیاری از امور زندگی مثل خواب، استراحت، تفریح و خانواده را در اولویت‌های بعدی قرار می‌دهند با این تصور که اختصاص زمان بیشتر به کار، باعث موفقیت و کسب نتایج بیشتر می‌شود. در صورتی که براساس تحقیقات انجام‌شده، کار زیاد، با خطرات بزرگی مثل از دست دادن سلامتی، طلاق و مرگ زودهنگام همراه است.



۵. بهترین راه انجام کار این است که خودت آن را انجام بدهی

شاید گاهی‌اوقات به‌صرفه‌تر باشد که خودتان کاری را انجام بدهید، اما به دو دلیل همیشه چنین نیست:

  1. شاید فکر می‌کنید توانایی انجام کارهای بسیاری را دارید اما باید بدانید با محدودیت‌هایی مواجه هستید. شما ممکن است انجام بخشی از کار را برعهده بگیرید اما به‌مرور پی ببرید که وقت، انرژی، آموزش و حتی ابزارهای انجام و اتمام آن را در اختیار ندارید. به همین دلیل حتی ممکن است که مشکل را دشوارتر و پیچیده‌تر کنید. احتمالا برای‌تان پیش آمده است که بخواهید وسیله‌ای را که خراب شده است، شخصا تعمیر کنید ولی پس از صرف وقت بسیار، با درماندگی آن را به تعمیرکار سپرده‌اید!
  2. دلیل مهم‌تر این است که انجام تمام کارها توسط خودتان، کارآمدی شما را کاهش می‌دهد. در این صورت وقت و انرژیِ محدودِ شما، صرف انجام کارهای زیادی می‌شود که حاصل آن، کسب نتایج متوسط خواهد بود نه عالی.

برای کسب نتایج عالی، بهتر است به‌جای اینکه وقت و انرژی خود را با «رویکرد تفنگ ساچمه‌ای» پراکنده کنید، همه‌ی انرژی خود را در یک گلوله متمرکز کنید. آدم‌های باهوش‌تر و بااستعدادتر چون به‌طور بالقوه توانایی انجام کارهای بیشتری را دارند، معمولا بیش از سایرین در این دام می‌افتند که همه‌ی کارها را خودشان انجام بدهند، اما درنهایت، به چیزی بسیار کمتر از توانایی‌هایشان دست می‌یابند.



۶. آسان‌ترین راه، بهترین راه است

«زندگی سراسر حل مسئله است.»

– کارل پوپر، فیلسوف اتریشی

حقیقت این است که زندگی نه‌تنها سراسر حل مسئله، بلکه سراسر مشکل است و بسیاری از این مشکلات، خیلی هم دشوار هستند. اگر با رویکرد «آسان‌ترین راه، بهترین راه است» به زندگی و کار بنگریم، معمولا این حقایق را نادیده می‌گیریم. بسیاری از مواقع، انتخاب آسان‌ترین راه به‌معنای تحمیل دشواری‌های بیشتر بر خودمان در آینده است. راه آسان برای بیشتر افراد به معنای فرار از انضباط، آموزش و کسب تجربه و مهارت است. هر اندازه منضبط‌تر باشیم، توانایی ما برای حل مشکلات و مسائل بیشتر خواهد بود و هرقدر مشکلاتِ بیشتری حل کنیم، زندگی برای‌مان آسان‌تر می‌شود.



۷. کار نباید لذت‌بخش باشد

این هم باور نادرست ولی رایجی است. بیشتر افراد طوری درباره‌ی شغل‌شان صحبت می‌کنند که انگار هر روز سرِ کار شکنجه می‌شوند. این نشان می‌دهد که آنان کار نامناسبی را انتخاب کرده‌اند. باور به اینکه «کار نباید لذت‌بخش باشد» باعث می‌شود همیشه کاری را انتخاب کنیم که با رنج و دشواری همراه است و هرگز به این فکر نمی‌کنیم که با انجام کاری که برای‌مان لذت‌بخش و به‌منزله‌ی تفریح است، کسب درآمد کنیم. کاری که متناسب با علایق و استعدادهای ذاتی شما باشد، عمیق‌ترین لذت‌ها و بیشترین رضایت درونی را برای‌تان به ارمغان می‌آورد.

«در صورتی که کار لذت‌بخش باشد، زندگی به تفریح تبدیل می‌شود ولی اگر کار صرفا یک وظیفه باشد، زندگی همچون بردگی است.»

– ماکسیم گورکی، نویسنده‌ی معروف روسی



۸. هر کاری، تنها یک راه‌حل درست دارد

 

هرکاری تنها یک راه حل درست دارد

در مدرسه معمولا یاد می‌گیریم که هر مسئله‌ای فقط یک راه‌حل درست دارد. این باور در ذهن ما نهادینه می‌شود و در بزرگ‌سالی در کار و زندگی ما به این صورت نمود می‌یابد که فقط یک راه برای انجامِ درستِ کارها وجود دارد و بهترین راه همان است. به همین دلیل وقتی راه انجام کاری را فراگرفتیم، دیگر هرگز در آن تجدیدنظر نمی‌کنیم و حتی فکر نمی‌کنیم که ممکن است راه درست دیگری هم وجود داشته باشد. اما در کار و زندگی همه‌چیز نسبی است. جارو کردن کف اتاق با جارو دستی در مقایسه با جمع کردن آشغال‌ها با دست، راه‌حل بهتری است، اما جاروبرقی از هردوی اینها بهتر است! این طرز فکر یک بُعدی و انعطاف‌ناپذیر، یکی از موانع خلاقیت و ابتکار عمل است. پس بهتر است همیشه بر این باور باشیم که حداقل دو راه خوب برای انجام کارها وجود دارد.



۹. برنامه ریزی و انضباطِ بیشتر یعنی آزادی کمتر

معمولا قوانین سخت و خشکی که در دوران کودکی به ما تحمیل شده‌اند، دلیل شکل‌گیری این باورند. به دلیل همان تجارب ناخوشایند کودکی، انضباط در ذهن بیشتر افراد اغلب چیزی منفی را تداعی می‌کند و آن را با نداشتن آزادی و محدود شدن مترادف می‌گیریم. درنهایت به این نتیجه می‌رسیم که برای منضبط کردن خود، باید آزادی‌ها را محدود کنیم. وقتی که با غلبه بر این باور نادرست با در پیش گرفتن انضباط و برنامه‌ریزی، کار و اهداف خود را پیگیری می‌کنیم، درنهایت احساس آزادی و استقلال بیشتری خواهیم داشت.

۱۰. زمانی که تحت فشار باشیم، بهتر کار می‌کنیم

دقت در این باور نشان می‌دهد که این نوع تفکر معمولا توجیهی برای تنبلی و دلیلِ به تعویق انداختن کار است. ما با خود می‌گوییم: «وقتی تحت فشار هستم بهتر کار می‌کنم، پس تا آخرین لحظه کار را به تعویق می‌اندازم.» این باور جز فریب دادن خودمان، چیز دیگری نیست. شما ممکن است در چنین موقعیتی خوب کار کنید اما باید عواقب احتمالی آن را هم در نظر بگیرید. کاری که تحت فشار انجام می‌شود، معمولا با اشتباهات بیشتری همراه است. اگر اشتباه در مسئله‌ای حیاتی رخ بدهد، ممکن است غیرقابل جبران باشد. از طرف دیگر معمولا هر کاری بیشتر از زمانی که برایش پیش‌بینی کرده‌ایم، به طول می‌انجامد. در صورتی که کار را به لحظه‌ی آخر موکول کنید، ممکن است نتوانید آن را در موعد مقرر به پایان برسانید و احتمالا دچار ضرر و زیان می‌شوید.

به تعویق انداختن کارها برای تحت فشار قرار گرفتن، معمولا به استرس و اضطراب بیشتر می‌انجامد. مثلا شما نوشتن گزارشی را که قرار است فردا اول صبح ارائه بدهید، به آخر شب موکول می‌کنید اما وقتی که در نیمه‌شب موتورتان روشن می‌شود تا یک گزارش عالی تهیه کنید، ناگهان سقف منزل چکه می‌کند، یا کامپیوتر خراب می‌شود، یا همسرتان مریض می‌شود. درنتیجه وقت‌تان آن‌قدر کم است که کار را به بدترین نحو ممکن انجام می‌دهید. اما اگر کار را در فراغت و در فرصت بیشتر انجام می‌دادید دیگر نیاز نبود مواردی مثل استرس، دستپاچگی و شرمندگی نزد رئیس‌تان را تحمل کنید.

منابع:

هوشمندانه کار کنید سخت کار نکنید، جک کالیس و مایکل لوبایف، ترجمه‌ی شهروز فرهنگ، انتشارات کلید آموزش.

افزایش عملکرد در محیط کار، ژان بقوسیان و امیررضا ثابت، نشر زرین کلک آفتاب.

تهیه‌شده برای: chetor.com

[ad_2]

لینک منبع