چطور با همسر منفی نگر برخورد کنیم؟

[ad_1]

پس فکر می‌کنید طرف‌تان از آن آدم‌هایی نیست که نیمه‌ی پر لیوان را ببیند، بله؟ حتی شاید کمی بهانه‌گیر هم باشد (گرچه خودش ترجیح می‌دهد دیگران او را واقع‌بین بدانند). اگر خودتان آدم خوش‌بینی هستید، احتمالا اغلب این شمایید که شادی‌آفرینی می‌کنید. شاید دوست داشته باشید شب‌ها با همسرتان بیرون بروید و دست در دست هم در خیابان قدم بزنید و در فلان کافی‌شاپ رمانتیک کافه‌گلاسه هم بزنید، اما همسر منفی نگر مدام غر می‌زند و از شلوغی خیابان و گرانی نوشیدنی‌های کافی‌شاپ شکایت می‌کند. در مقابل، شما می‌خواهید آرامش رابطه را حفظ کنید و از شر غرولندهای او خلاص شوید، بنابراین تصمیم می‌گیرید در خانه بمانید. بعد از مدتی که از این اصرارها و انکارها می‌گذرد، شما هم بی‌خیال بیرون رفتن با او می‌شوید. کم‌کم شور و اشتیاق اولیه جای خودش را به احساس بی‌میلی می‌دهد و در نهایت این فکر به ذهن‌تان خطور می‌کند که اگر او نمی‌خواهد شام بیرون برویم، اصلا چرا آدم دیگری را برای این کار پیدا نکنم!

«آنچه موجب شکست در ازدواج می‌شود این است که انتظار داشته باشیم طرف مقابل هم درست مثل ما باشد».

جمله‌ی بالا به نظرتان آشنا نمی‌آید؟ دکتر کالین مولن (Colleen Mullen)، متخصص روان‌شناسی ازدواج و خانواده می‌گوید افراد با خصوصیات متضاد ممکن است یکدیگر را جذب کنند، اما این بدین معنی نیست که رابطه‌‌ی آنها همیشه آسان است. او معتقد است اگر این پویایی ناسالم به چالش کشیده نشود، احتمال بسیار زیادی وجود دارد که رابطه دوام چندانی نیاورد. اما با کمی امید و کوشش، این دو سوی روشن و تیره می‌توانند به‌خوبی در کنار هم قرار بگیرند.

اگر طرف مقابل‌تان منفی نگر است با رعایت ۷ نکته‌ای که در ادامه‌ی این مقاله می‌خوانید می‌توانید تا آخر عمر با خوبی و خوشی در کنار هم زندگی کنید.

۱. مکمل یکدیگر باشید

دومینیک برتولوچی (Dominique Bertolucci)، نویسنده‌ی معروف کتاب‌های «قانون شادی» و «پیمان مهربانی» می‌گوید: «بین بیشتر زوج‌ها یک نفر ولخرج است و دیگری اهل پس‌انداز؛ یکی اهل خانه‌نشینی است و دیگری اهل مهمانی و این امر به همه‌ی جنبه‌های دیگر نیز تعمیم می‌یابد. معمولا یکی از طرفین دنیا را تیره‌تر از دیگری می‌بیند، با این حال آنها می‌توانند زوج فوق‌العاده‌ای باشند!» گرچه گاهی اوقات منفی نگری‌های همسرتان ممکن است شما را آزرده کند، اما حتما می‌توانید حداقل سه موقعیت را به خاطر بیاورید که این منفی نگری‌ها به کمک‌تان آمده‌اند. برای مثال، فلان موقع در مورد اعتماد نکردن به آن شریک تجاری که بالاخره معلوم شد آدم درستی نیست، به شما هشدار داد یا اینکه او بهتر از شما می‌تواند با رویدادهای ناخوشایندی (که خواه و ناخواه اتفاق می‌افتند) روبه‌رو شود. برتولوچی می‌گوید: «به‌جای تلاش برای عوض کردن دیدگاه همسرتان، انرژی خود را صرف درک این موضوع کنید که رفتار همسرتان چگونه می‌تواند به شما کمک کند و چه چیزهایی می‌توانید از آن یاد بگیرید». گرچه مسلما مثبت‌‌اندیش بودن بیشتر به چشم می‌آید، اما حقیقت این است که وجود هر دو جنبه در زندگی لازم است.

۲. ریشه‌های منفی نگری همسرتان را پیدا کنید

social friendly!

آنچه شما ‌آن را مثلا «مهمانی به‌هم‌زن» می‌بینید، شاید صرفا احتیاط و ریسک‌گریزی باشد. به این معنا که همسرتان نمی‌خواهد مانع شادی شما بشود یا شما را ناراحت کند، شاید او صرفا می‌خواهد مطمئن شود که شما در امنیت کامل هستید. در این‌ مواقع خوب است به سابقه‌ی او هم توجه کنید. لیندا کارول (Linda Carrrol) نویسنده‌ی کتاب «دایره‌های عشقی» می‌‌گوید: «منفی نگری گاهی از نسلی به نسل دیگر منتقل شود. بعضی خانواده‌ها وقتی دور هم جمع می‌شوند، مدام در مورد اینکه چه اشکالی در کارشان وجود دارد صحبت می‌کنند و در حقیقت به این شیوه با یکدیگر ارتباط برقرار می‌کنند و به‌هم نزدیک می‌شوند». می‌توانید با پیدا کردن راه‌های ارتباطی از طریق خبرهای خوب کم‌کم این عادت را تغییر بدهید.

۳. بازی «وضع من بدتر است» را تمام کنید

همسرتان از سر کار به خانه برمی‌گردد و حسابی شاکی است که چقدر کارش زیاد است و چقدر استرس دارد. شما هم برای اینکه کم نیاورید یادآوری می‌کنید استرسی که سر کار تجربه می‌کنید خیلی زیادتر است؛ به‌علاوه بیشتر مسئولیت بچه‌ها هم برعهده‌ی شماست. طبق گفته‌ی یک مشاور خانواده، رقابت بر سر اینکه چه کسی بیشتر شایسته‌ی دلسوزی و حمایت است در میان زوج‌ها رایج است. اما این سبقت معکوس چرخه‌ی منفی زیان‌آوری را به‌وجود می‌‌آورد. دفعه‌ی بعدی که همسرتان غرولندکنان به خانه آمد، به گلایه و شکایت‌های او توجه کنید. با دقت به حرف‌های او گوش کنید، سؤال‌ بپرسید و پیشنهاد کمک بدهید حتی اگر فکر می‌کنید سر شما شلوغ‌تر است. هرچه بیشتر به همسرتان توجه کنید، او استرس کمتری احساس خواهد کرد. استرس کمتر همسرتان باعث می‌شود از نظر عاطفی بیشتر به شما اهمیت بدهد و به این شیوه مسیر این چرخه‌ی منفی تغییر خواهد کرد.

۴. عادت‌های منفی را ترک کنید

برتولوچی در مورد خودش تعریف می‌کند: «همسرم شغل بسیار بدی داشت. هر شب که به خانه می‌آمد همه‌ی بدبختی‌هایی را که در طول روز پشت سر گذاشته بود، بازگو می‌کرد. تا اینکه من برای سفری کاری به مدت دو هفته خانه را ترک کردم. وقتی برگشتم به‌نظر می‌آمد او از کارش لذت بیشتری می‌برد. همسرم گفت در این مدت کسی را نداشته که هر شب از شرایط کاری‌‌اش گله کند. حقیقت این است که شکایت مداوم از زمین‌وزمان کم‌کم به عادت تبدیل می‌شود. بنابراین گرچه گوش کردن به مشکلات همسرتان اهمیت دارد، اما با هم تصمیم بگیرید که چه زمانی و چگونه آن را محدود کنید. ملیسا هیسلر (Melissa Heisler)، نویسنده‌ی کتاب «از نوع الف تا نوع من» قانونی را با عنوان «سه اخطار و سپس راه‌حل» پیشنهاد می‌دهد: اگر شما یا همسرتان درباره‌ی موضوع یکسانی سه بار شکایت کردید، موقع آن است که راه ‌حلی برایش پیدا کنید، حتی اگر آن راه‌حل صرفا «ولش کن» باشد!

۵. الگویی مثبت باشید

social friendly!

اینکه به همسرتان غر بزنید که مثبت‌‌اندیش‌ باشد یا او را سرزنش کنید که نباید نگران باشد، طرز فکر یا رفتار او را تغییر نخواهد داد. جکی وودساید (Jackie Woodside) روان‌درمانگر و نویسنده‌ی کتاب «آرام کردن هرج‌ومرج» می‌گوید اگر بعد از صرف زمان زیادی برای آماده کردن غذا، از پرسش‌های او مثل اینکه «دوباره مرغ درست کردی؟» خسته شده‌اید، روشی را در پیش بگیرید که دوست دارید با شما رفتار کند و آن را الگو کنید. مثلا بعد از اینکه رختخواب را مرتب می‌کند به‌جای اینکه بالش‌ها را جابه‌جا کنید، از او تشکر کنید. به‌جای آنکه بازخواستش کنید که چرا موقع احوال‌پرسی با مادرتان از جایش بلند نشده، به او بگویید اینکه تعطیلات را با خانواده‌ی شما گذرانده برای‌تان بسیار اهمیت دارد و از این بابت از او سپاس‌گزار هستید. وقتی هر دو از سر کار به منزل برمی‌گردید به‌جای آنکه از او انتظار داشته باشید، شما پیش‌قدم شوید و پشت او را ماساژ بدهید. بخشنده بودن در این راه به این معنی نیست که شما خدمتکار او هستید، بلکه حقیقت این است که برای بهتر شدن روابط‌تان قدم برداشته‌اید.

۶. به‌جای دعوا کردن، صحبت کنید

اگر فکر می‌کنید الگو بودن به‌اندازه‌ی کافی توجه همسرتان را جلب نمی‌کند، وقت آن است که صادقانه‌ با او گفت‌و‌گو کنید. بدون اینکه او را سرزنش کنید به او بگویید که نظرات منفی‌اش چه تأثیری روی شما می‌گذارد. برتولوچی پیشنهاد می‌کند از جملاتی با ساختار کلاسیک مشاوران خانواده مثل «وقتی تو درباره‌ی فلان چیز غر می‌زنی، من احساس خوبی ندارم و دوست دارم تو قدر تلاش‌های من رو بدونی» استفاده کنید.

اگر خوش‌بین‌تر از همسرتان هستید، تصمیم با شماست که این طرز فکر را پرورش بدهید. بله، اینکه اجازه بدهید طرف منفی نگر شما را زمین بزند آسان است، اما افکار و احساسات شما نباید به شخص دیگری وابسته باشد. برای حفاظت از این طرز فکر خود راه‌های دیگری پیدا کنید مثل معاشرت با دوستان، همراهی با دوست‌تان در باشگاه ورزشی، خواندن کتاب، شرکت در کلاس یوگا یا هزارویک کار و فعالیت دیگر. مایکل گوریان (Micheal Gurian) نویسنده‌ی کتاب «درس‌هایی برای زندگی صمیمانه» می‌گوید این تفاوت‌ها نیستند که روابط را خراب می‌کنند؛ آنچه ازدواج را به شکست می‌کشاند این است که انتظار داشته باشیم طرف مقابل‌مان هم درست مثل ما باشد.

برگرفته از: success.com

[ad_2]

لینک منبع

چطور تشخیص دهیم که طرف مقابل‌‌مان را درست انتخاب کرده‌ایم- قسمت اول

[ad_1]

هریک از ما در عین داشتن جاذبه برای برخی از افراد، برای برخی دیگر دافعه داریم. ممکن نیست کسی را بیابید که همه او را دوست داشته باشند؛ مگر کسی که با خود و دیگران روراست و یکرنگ نباشد. میزان این دافعه و جاذبه در روابط ما تأثیرگذار است؛ به‌عبارتی نقش تعیین‌کننده‌ای در ایجاد، حفظ، تشدید، تضعیف و در نهایت قطع ارتباطات ما خواهد داشت. از این اصل می‌توان نتیجه گرفت که زندگی هریک از ما مثل یک مثنوی هفتاد مَن است که در جای‌جای آن می‌توان روابط گسسته و پیوسته را در طی زمان مشاهده کرد.

با این اوصاف پرسش اساسی این است که اصلا چه چیز دو نفر را به‌هم پیوند می‌دهد؟ و چه چیز این پیوند را سست یا گسستنی می‌کند؟ چه چیز رشته‌ی ارتباطات ما را پاره می‌کند؟ اصلا این ارتباطات چقدر برای ما اعتبار دارد؟ پس از گسسته شدن این رشته‌های ارتباطی، هریک از ما چه برداشتی داریم؟ چه احساسی را تجربه می‌کنیم؟ در نهایت پس از این جدایی چه تغییری در طرز فکرمان به‌وجود خواهد آمد؟ و چه آموزه‌ای را از آن استخراج می‌کنیم و در کوله‌بار تجربیات خود می‌اندوزیم؟ این تجربه در شرایط مشابه چه تغییری در رفتار ما ایجاد خواهد کرد؟ و مهم‌تر از همه این‌که پس از این چطور تشخیص دهیم که ابراز علاقه‌ی دیگران و انگیزه‌ آنها برای ایجاد ارتباط صادقانه و معتبر است؟ برای رسیدن به پاسخ این پرسش‌ها ادامه‌ی متن را دنبال کنید.

مرا دوست داری یا خدماتم را؟

تو پسر همسایه‌ی ما هستی. من پادرد دارم. به‌سختی می‌توانم بروم نان بخرم. لذا هروقت برایم نان می‌آوری از تو تشکر می‌کنم، یک شکلات به تو می‌دهم و از مادربزرگ مرحومت به‌نیکی یاد می‌کنم؛ اما نمی‌دانم تو این کار را با اشتیاق انجام می‌دهی یا از سر اکراه؟ من به این فکر نمی‌کنم وقتی تو را صدا می‌زنم برایم نان بگیری آیا پدر و مادرت به کمک تو نیاز دارند یا نه؟

من هیچ‌کدام از اینها را نمی‌دانم. فقط خوشحالم که برایم نان می‌خری. فکر می‌کنم تو هم خوشحالی که هر بار همراه یک شکلات قربان‌صدقه‌های من را می‌شنوی. تو به اعتبار خدمتی که به من می‌کنی نزد من محبوب هستی، اما اگر روزی برسد که دیگر نخواهی یا نتوانی برایم نان بیاوری …

اگر نمی‌خواهید در دام افراد منفعت‌طلب گرفتار شوید، پیش از تلاش برای عمیق شدن روابط میان خود و ایشان، به رفتارشان با بقیه دقت کنید. مشاهده کنید وقتی کسی مخالف درخواست‌شان عمل کند، مقابل آن شخص و پشت سرش چه واکنشی نشان می‌‌دهند و چه می‌گویند؟

نشانه‌ی دیگری که می‌تواند به شناخت این افراد کمک کند، این است که کمتر از خدمات دریافتی از شما، جبران می‌کنند. با وجود این، به خاطر کمک‌های کوچک هم بی‌اندازه از شما تشکر می‌کنند. در حضور دیگران از شما و خوبی‌هایتان می‌گویند. سعی می‌کنند به این طریق شما را از خدمت‌ کردن به خودشان خشنود سازند.

برای تشخیص چنین انگیزه‌ای از دوست داشتن، کافی است یک یا چند بار کمک همیشگی خود را از چنین فردی دریغ کنید و هرگز دلیل نیاورید. بعد که او را دیدید، به جای معذرت خواهی و توجیه، این بار شما از او یک درخواست به نسبت دشوار داشته باشید. کاری به این نداشته باشید که درخواست شما معقول یا عملی هست یا نه؟ هدف این است که واکنش او نمایان شود.

ببینید آیا اصلا درخواست شما را قبول می‌کند؟ یا این‌که شما را به دیگری حواله می‌دهد؟ یا این‌ که راه میان‌بر نشان می‌دهد؟ دقت کنید آیا در تلاش است که رأی شما تغییر دهد؟ اگر قبول کرد منتظر باشید همان وقت و همان شکل که شما خواسته‌اید درخواست‌تان را پاسخ دهد. اگر امروز و فردا کرد و با بهانه‌تراشی شما را سر دواند، نسبت به ارتباطات خود با او می‌توانید بسیار بدبین یا دست کم هشیار و محتاط باشید.

مرا دوست داری یا تأیید و تحسین‌هایم را؟

شعرهای خوبی می‌سرایی، البته خوب از نظر خودت. بیش از سایر رفقای شاعرت با من نشست‌ و برخاست داری. در جلسه‌ی شعر وقتی شعرت را می‌خوانی منتظری تا حاضرین نظر بدهند. من یکی‌ دو بار از اشعارت تعریف می‌کنم. برداشت تو این است که برخلاف دیگران من آدم باسواد و منتقدی حرفه‌ای هستم. بعد از آن طبق قراردادی نانوشته و البته یک‌طرفه من را وکیل مدافع خود می‌پنداری و هر لحظه منتظری تا از تو حمایت کنم. تو اصلا به انتقادها و پیشنهادهای دیگران توجه نمی‌کنی؛ و اشعارت هم‌چنان همان کاستی‌های روزهای نخست را دارد.

بعد از چندی به ستوه می‌آیم. پا پیش می‌گذارم و با قاطعیت و البته احترام اشتباهاتت را گوشزد می‌کنم. ناباورانه عصبانی می‌شوی. می‌گویی فکر نمی‌کردم که تو هم بی‌انصاف باشی. یک نفر آدم باسواد و کاربلد در جمع بود که آن هم تو بودی. دیگر به عکس گذشته، با من گرم نمی‌گیری. گویی تا وقتی با من دوست بودی که از من بَه‌بَه و چَه‌چَه دریافت می‌کردی.

فرد تأییدطلب حتی به شما اجازه نمی‌دهد به کاستی‌هایش اشاره کنید. هزار و یک توجیه در آستین دارد. محاسن خود را با معایب دیگران قیاس می‌کند. اگر مهرطلب باشد اول اوست که از شما تعریف می‌کند تا به این طریق شما را به تحسین متقابل وا دارد. وقتی حسن او را بیان می‌کنید اظهار ناباوری یا مقاومت می‌کند تا شما را به واکنش غلیظ‌تر وا دارد.

اگر واقعا معتقدید که خودتان یکی مثل او نیستید، و همچنین از ارتباطات پوشالی با چنین افرادی اکراه دارید، وقتی با او هستید ببینید زمانی که با کاستی‌های خود روبه‌رو می‌شود آیا دنبال مقصر می‌گردد؟ یا به خطای خود اقرار می‌کند؟ اگر شما را هم به چنین رفتاری (مسئولیت‌گریزی) تشویق کرد، مشکوک شوید. اگر در موقعیت مشابه، از قول شما و به جای شما بی‌دلیل طرف مقابل‌تان را تخطئه و شما را تبرئه کرد، زنگ خطر به صدا در آمده است.



تو را دوست دارم یا فرمان‌پذیری‌ات را؟

تو فرزند من هستی. از ابتدای زندگی‌ات تا کنون با من بوده‌ای. همواره تو را حمایت کرده‌ام. تو هم در مقابل من را به‌عنوان بزرگ‌تر محترم شمرده‌ای. من متعلق به نسل قبل از تو هستم بنابراین ایده‌ها و آرمان‌های خودم را دارم؛ با وجود این نمی‌توانم آزادی تو را به رسمیت بشناسم. اگر تو مسیر دیگری را انتخاب کنی، این در نظر من دقیقا به معنای آن است که الگوی پیشنهادی مرا رد کرده‌ای. در این صورت خواسته یا ناخواسته لحظه‌ای به الگوی خودم شک می‌کنم. من تاکنون فکر می‌کردم که الگوی زندگی من بی‌نقص است و اگر یک راه برای رسیدن به خوشبختی وجود داشته باشد، بی‌گمان همین راهی است که من در آن پا گذاشته‌ام.

تو اولین کسی هستی که خلاف انتظار من رفتار می‌کنی. من خود را به اشتباه مالک تو می‌پندارم. معتقدم باید من و اوامرم را تأیید و اجرا کنی.

فکر کردن به اینکه آیا واقعا الگوی پیشنهادی‌ام برای زندگی ایراد دارد یا نه برای من خیلی گران تمام می‌شود. اگر این‌طور باشد یعنی من یک عمر این راه را اشتباه آمده‌ام؟ چطور می‌توانم برگردم؟ به کجا بروم؟ اصلا انتظار نداشتم که بعد از سال‌ها کسی به من بگوید که راه را عوضی آمده‌ای، اما تو از این واقعیت تلخ پرده برداشتی.

یکی از راه‌های تشخیص چنین علاقه‌مندی‌هایی ساز مخالف زدن است. مشاهده کنید آیا اصلا در این نوع علاقه‌مندی، تمایلات و سلایق شما لحاظ می‌شود یا نه؟ آیا الگوی پیشنهادی دیگری، مطابق خواست یا احتیاجات‌ شماست یا مهر تأییدی است بر عقیده‌ی خودش؟ آیا حاضر به تجربه‌ یا دست‌ِکم ارزیابی دیگر گزینه‌ها هست یا این که مرغش یک پا دارد؟ اگر جمله‌ی «من از تو بهتر می‌فهمم…» را از زبان او به وفور می‌شنوید، در نوع ارتباطات خود با او تجدید نظر کنید.



تو را دوست دارم یا وابستگی‌ات را؟

از دیگر محبت‌های جعلی، محبت کسی است که دوست دارد برای حل مشکلات به او مراجعه شود. او شاید مایل نباشد ماهی‌گیری را به شما بیاموزد، چون دوست دارد برای ماهی خواستن محتاج او باشید تا به این طریق بتواند در موضع قدرت باقی بماند و با کنترل شما بر اوضاع مسلط باشد.

مخالفت شما و پاره کردن قید و زنجیر وابستگی هیچ به مذاق او خوش نمی‌آید. در این حال به احتمال زیاد ابتدا خدمات پیشین خود را به شما یادآوری و ضمن آن از خود تعریف می‌کند. آنگاه با بدگویی از سایرین خود را برتر از ایشان می‌پندارد.

اگر همچنان به نتیجه‌ی دلخواهش نرسد، ناتوانی‌های شما را برجسته و اغراق‌آمیز و عاقبت این سرکشی‌تان را شوم و ناخوشایند ترسیم می‌کند.

در قدم بعد با شما مخالفت می‌کند. اگر نتواند شما از قصد خود منصرف سازد، حتی منتظر می‌شود تا به بن‌بست بخورید. در این‌صورت از شکست شما خوشحال می‌شود. تجربه‌ی ناموفق‌تان به‌وضوح ثابت کرد که شما به او نیاز دارید. او در این مبارزه و کشمکش خود را پیروز می‌بیند. منتظر است به سمت او بازگردید تا با شماتت‌تان، مجددا شما را در چنگ خود نگه دارد.

این پدیده توجیه علمی دارد. یکی از شواهد آن نیاز به قدرت است. مطابق «نظریه‌ی انتخاب» ویلیام گلاسر، یکی از نیازهای ما آدم‌ها داشتن قدرت است. هرچه این نیاز در وجود کسی قوی‌تر باشد، بیشتر دوست دارد دیگران به او وابسته باشند. انسان قدرت‌طلب مایل است بر همه مسلط باشد و دیگران زیر یوغ او بروند. او برای تحقق رؤیای حکمرانی خود به ناچار به کسانی نیازمند است تا بتواند حاکمیت خود را بر ایشان اعمال کند. این الگو به شکلی نامحسوس در مادران پیرو کهن‌الگوی «دیمیتر» نیز وجود دارد. واقعا تشخیص آن برای افراد غیرمتخصص چندان ساده نیست. نشانه‌ی چنین نوع محبت ناسالمی، آن است که در حقیقت امر، شخص مقابل بیشتر از اینکه نگران سرنوشت و حال شما باشد، ناخواسته در تلاش است تا تصویری که از خود در ذهن دارد شکسته نشود. شخص قدرت‌طلب زورگویی می‌کند؛ مادر دیمیتری دلسوزی افراطی.

ببینید وقتی از بند ایشان رها هستید واقعا شما احساس نگرانی و ناخوش‌احوالی می‌کنید یا ایشان؟ اگر در شرایط معمول، با مسائل پیرامون خود سازگار هستید، به سلامتی محبتی که تاکنون دریافت کرده‌اید، شک کنید. اگر نشانه‌های پرخاشگری و تحکم را نمی‌بینید، هیچ بعید نیست که طرف مقابل‌تان مبتلا به عشق نیاز باشد. اگر نمی‌توانید یا نمی‌خواهید از او دور باشید، لازم است که با واگذاری و خدمت‌پذیری در برخی از زمینه‌ها، به نیاز او پاسخ دهید. در ضمن صادقانه با خود بیندیشید و ببینید تا کی و به چه قیمتی حاضر به دریافت محبتی از این نوع هستید؟

برای مطالعه‌ی بیشتر رجوع کنید به: ویلیام گلاسر. نظریه‌ی انتخاب. ترجمه‌ی مهرداد فیروزبخت. مؤسسه‌ی خدمات فرهنگی رسا.

تهیه شده برای: chetor.com

[ad_2]

لینک منبع

۱۰ نکته موثر که مردان برای داشتن ازدواج موفق باید بدانند

[ad_1]

قدمت سنت ازدواج به چندین هزار سال قبل بازمی‌گردد. به موجب این سنت دیرینه، دختر و پسر، یا بهتر بگوییم، دو خانواده به یکدیگر پیوند می‌خورند. اما متأسفانه این روزها، شمار قابل ملاحظه‌ای از ازدواج‌ها به طلاق ختم می‌شوند، زیرا بسیاری از افراد، چه مرد و چه زن، همان‌قدری که برای ازدواج عجله دارند، بعدها در تصمیم‌گیری برای طلاق نیز شتاب‌زده عمل می‌کنند. در این مطلب، روی سخن‌مان به‌ویژه با آقایان محترم است و قصد داریم از ۱۰ روش ساده برای اینکه مردان در ازدواج به مشکل برنخورند، صحبت کنیم. آقایان می‌توانند با رعایت این موارد از اشتباهاتی که یک رابطه را ذره‌ذره به‌سوی جدایی می‌کشانند، دوری کنند.

۱. مناسبت‌های خاص را به‌ خاطره‌ای خوش تبدیل کنید

آیا اولین هدیه‌ای را که تقدیم همسرتان کردید، یادتان هست؟ این هدیه به چه مناسبتی بود؟ یادتان باشد که هدیه دادن به مناسبت‌های خاصی مانند روز زن می‌تواند حرکت بسیار معنی‌داری باشد. البته، این ارزش مادی هدیه نیست که فعل هدیه دادن را برجسته می‌کند، بلکه ارزش واقعیِ این اقدام در آن است که نشان می‌دهد برای خوشحال کردن همسرتان وقت گذاشته‌اید تا یک روز متفاوت را برایش رقم بزنید. اما اگر نسبت به همچین مناسبت‌های خاصی بی‌توجه باشید، ممکن است همسرتان احساس کند که به او اهمیتِ کافی نمی‌دهید و آن‌قدرها هم که ادعا دارید، عاشقش نیستید، درحالی که شاید در واقعیت این‌طور نباشد. حتی اگر فرد خیلی رمانتیکی نیستید، باز هم بهتر است که بکوشید مناسبت‌های خاص را برای همسرتان به یک روز متفاوت، رمانتیک و عاشقانه تبدیل کنید. برای اینکه بتوانید از مناسبت‌های خاص برای همسرتان خاطره‌سازی کنید، فقط کافی است فکرتان را به‌کار بگیرید و اندکی چاشنی خلاقیت را نیز به آن اضافه کنید.

هدیه دادن

۲. خانواده‌ی همسرتان را دوست بدارید

ازدواج یعنی پیوند دو خانواده؛ این فقط زندگی خودتان و همسرتان نیست که با ازدواج به یکدیگر پیوند می‌خورد، بلکه با این وصلت به خانواده‌های یکدیگر نیز پیوند می‌خورید. بنابراین، باید بتوانید خانواده‌ی همسرتان را درست مثل خانواده‌ی خودتان دوست بدارید. اگر نسبت به خانواده‌ی همسرتان رفتار شایسته‌ای نداشته باشید، به‌تدریج بین شما و همسرتان فاصله خواهد افتاد. حتی اگر در موضوعی حق با شماست، باز هم نباید در مقابل خانواده‌ی همسرتان خشم بگیرید. همان‌طور که قابل پیش‌بینی است، همسرتان طرف خانواده‌اش را خواهد گرفت و شما با این بی‌احترامی‌ها فقط خودتان را از چشم او می‌اندازید. پس اجازه ندهید که عصبانیت و بی‌احترامی بر زندگی مشترک‌تان سایه بیفکند. چنانچه در رفتارتان بی‌ملاحظگی کردید، سعی کنید به همسرتان نشان بدهید که قصد دارید اشتباهات‌تان را جبران کنید.



۳. برای حل مشکلات‌تان با یکدیگر مشاجره کنید، اما از نوع مسالمت‌آمیز

گفت‌وگوی سالم

مریضی راهکاری است که بدن در جهت نابودی عوامل بیماری‌زا در پیش می‌گیرد. بنابراین، می‌توان گفت مشاجره نیز راهکاری است که زن و شوهر در راستای حل مشکلات‌شان به آن متوسل می‌شوند. البته‌، منظور از مشاجره به هیچ‌وجه جروبحث یا درگیری فیزیکی نیست، بلکه به گفت‌وگویی معقولانه، وَلو احساسی، بر سر حل اختلافات اشاره دارد. چنانچه به‌طرزی غیرمنطقی از گفت‌وگوی مسالمت‌آمیز در مورد مشکلات‌تان شانه خالی کنید، یقینا اوضاع از آنچه هست، وخیم‌تر خواهد شد و چه‌بسا به جدایی‌های بی‌مورد بینجامد. پس به‌جای اینکه احساسات واقعی خود را پنهان نگه دارید و خودخوری کنید، روراست باشید و صادقانه در مورد مشکلات‌تان صحبت کنید.

۴. احساسات‌ واقعی‌تان را واضح و روراست بیان کنید

بنا به علل فرهنگی یا هر عامل دیگری، عده‌ی زیادی از آقایان در زندگی مشترک تمایل چندانی به بیان شفاف احساسات خود ندارند. فرهنگ عامه در بسیاری از کشورها به‌گونه‌ای است که مردان تصور می‌کنند نباید در مورد احساسات‌شان صحبت کنند، چون از ارزش‌شان کم می‌شود. اما اگر احساسات‌تان را پنهان کنید و واضح و آشکار به همسرتان انتقال ندهید، مثل این است که تیشه به ریشه‌ی رابطه‌تان می‌زنید. در عوض، باید احساسات‌تان را، حتی اگر گفتنش برای‌تان سخت است، به صراحت بیان کنید. پس بگذارید همسرتان از احساسات‌تان آگاه شود و در همه‌حال، یکدیگر را از احساسات‌تان باخبر کنید. مطمئنا سکوت‌های طولانی و بروز ندادن آنچه در درون‌تان می‌گذرد، ضربه‌ی سختی به ازدواج‌تان وارد خواهد کرد.

۵. زبان عشق همسرتان را پیدا کنید

زبان عشق

ابراز عشق شیوه‌های مختلفی دارد و هرکسی شیوه‌ی خاصی را ترجیح می‌دهد. بعضی‌ها ابراز علاقه‌ی کلامی را می‌پسندند و دل‌شان می‌خواهد کلمات و جملات محبت‌آمیز بشنوند و بعضی دیگر به ابراز علاقه‌ی فیزیکی، مثلا نوازش شدن، تمایل بیشتری دارند. بنابراین، سعی کنید عشق‌تان را به همان شیوه‌ی مورد علاقه‌ی همسرتان به او ابراز کنید. شوهری که می‌داند همسرش مثلا از ابراز علاقه‌ی کلامی خوشش می‌آید، اما از گفتن جملات محبت‌آمیز به زنش دریغ می‌کند، سخت در اشتباه است. گاهی‌اوقات، به‌ویژه زمانی که همسرتان غمگین و بی‌حال‌وحوصله است، با یک بوسه یا آغوش گرم غافل‌گیر و از عشق‌ لبریزش کنید. در غیر این‌صورت، همواره این احتمال وجود دارد که عشق‌تان کم‌رنگ شود و طوری بین‌تان فاصله‌ بیفتد که به‌سادگی قابل حل نباشد.

۶. همسرتان را با خانم‌های دیگر مقایسه نکنید

حتی اگر سال‌ها از عمر زندگی مشترک‌تان می‌گذرد، باز هم ممکن است رابطه‌تان در معرض خطر باشد. به‌‌ویژه اگر ازدواج چندم‌تان است باید بیشتر حواس‌تان را جمع کنید و هرگز همسرتان را به بادِ مقایسه نگیرید. معمولا این قبیل مقایسه‌ها در زمان خشم و در اوج غلبه‌ی احساسات بروز می‌کنند و همیشه ویرانگر واقع می‌شوند. شکی نیست که همسرتان دوست ندارد او را با زنان دیگر در فامیل یا دوستان مقایسه کنید. پس هرگز همسرتان را با خانم‌های دیگر مقایسه نکنید حتی مقایسه‌ی خوب. دفعه‌ی دیگری که خواستید چنین مقایسه‌هایی را به زبان بیاورید، جلوی خودتان را بگیرید و آرامش طرف مقابل را به‌هم نزنید. خودتان کلاه‌تان را قاضی کنید: آیا خوش‌تان می‌آید که همسرتان شما را با باجناق‌تان مقایسه‌ کند؟ مطمئنا نه.

۷. در جروبحث به‌دنبال حل مشکل باشید، نه پیروزی

جروبحث مسالمت‌آمیز

اگر هدف نهایی‌تان در هر جروبحثی فقط پیروز شدن و بردن دعواست، پس احتمال خیلی زیادی وجود دارد که ازدواج بی‌دوام و پرتنشی داشته باشید. وقتی دو نفر انسان بالغ در مورد موضوعی مشاجره می‌کنند، باید با آرامش به‌دنبال راهکارهای حل مشکل بگردند، به این معنی که زن و شوهر هیچ‌کدام‌شان نباید در دعوا به‌دنبال پیروزی باشند، بلکه باید در درجه‌ی اول به حل مسالمت‌آمیز مشکل‌شان فکر کنند. چنانچه فقط درگیر برنده شدن باشید، یک جروبحث ساده می‌تواند در صدم ثانیه به یک دعوای تمام‌عیار تبدیل شود. کسی که در دعوا فقط به پیروزی فکر کند، این را هم باید بداند مشکلی که در مورد آن با همسرش بگومگو کرده، ادامه‌دار خواهد شد و هر لحظه ممکن است گریبان ازدواج‌شان را بگیرد. گاهی بهتر است اول به برقراری آرامش اقدام کنید و سپس از اینکه آیا همسرتان می‌داند حق با شما بوده یا خیر، مطمئن شوید. جالب این است خیلی وقت‌ها خودِ طرف مقابل متوجه می‌شود که چه زمانی حق با شماست. به‌جای اینکه به غرور همسرتان لطمه بزنید، باید طوری رفتار کنید که خودش به اشتباهش پی ببرد و با عذرخواهی به کدورت‌ها خاتمه دهد. چنانچه با این ذهنیت وارد بحث شوید، یعنی قبل از هر چیزی در پی حل مشکل باشید، اوضاع به نفع هر دو نفرتان تغییر خواهد کرد.

۸. مدام سعی نکنید که همسرتان را تغییر دهید

انتظار می‌رود که به مرور به یک شناخت نسبتا قاطع در مورد ابعاد شخصیتی طرف مقابل برسید. مثلا آیا همسرتان پرخاشگر و عصبانی است یا خجالتی و درون‌گرا؟ تا زمانی که شخصیت او به شما یا دیگران آسیبی نمی‌زند، نباید دائما سعی کنید که خصلت‌هایش را تغییر دهید یا مثلا مدام در حین جروبحث به او بگویید که باید خودش را عوض کند. به‌جای این تلاش‌های بی‌مورد، همسرتان را همان‌طوری که هست، دوست بدارید و حتما علاقه‌تان را ابراز کنید تا عشق‌تان به یکدیگر مستحکم‌تر شود. اما اگر رفتار غلطی را در همسرتان می‌بیند که نیاز به اصلاح دارد و به نفع خودش و اطرافیانش است که در آن رفتارِ به‌خصوص تجدیدنظر کند، باز هم باید این موضوع را با لحن خیلی محتاطانه و در زمان مناسب با او در میان بگذارید تا نتیجه‌ی معکوس نگیرید.

۹. از بابت اشتباهات‌تان عذرخواهی کنید

عذرخواهی و پشیمانی

همه‌ی ما گاهی در زندگی اشتباه می‌کنیم، اما با عذرخواهی و ابراز پشیمانی می‌توان به بسیاری از مشکلات زناشویی سروسامان داد، این درحالی است که بسیاری از آقایان تمایل چندانی به گفتن این جمله که «واقعا متأسفم این‌جوری شد!»، ندارند. عذرخواهیِ صمیمانه و از ته قلب سریع‌ترین راهکار جهت رفع دل‌خوری‌ها و کدورت‌هاست و موجب ترمیم روابط زخم‌خورده می‌شود. یادتان باشد که وقتی عذرخواهی می‌کنید، معذرت‌تان حقیقی و از روی صداقت باشد. با عذرخواهی قرار است به همسرتان نشان دهید که خودتان عمیقا باور دارید باید بابت اشتباه‌تان معذرت بخواهید. اما حواس‌تان را جمع کنید که عذرخواهی خود را با دنباله‌های اضافی مانند «خیلی متأسفم، اما تو...» از کارایی ساقط نکنید. فقط از بابت اشتباه‌تان معذرت بخواهید و سپس به همسرتان فرصت دهید تا شما را ببخشد.

۱۰. برای ترمیم رابطه‌ی زخم‌خورده‌ی خود دست از تلاش برندارید

ممکن است در مقطعی از زندگی مشترک خود، حتی برخلاف نظر همسرتان، احساس کنید که دیگر نمی‌توانید ازدواج‌تان را به هیچ طریقی حفظ کنید. شاید گاهی حق با شما باشد، اما این را هم بدانید که اگر به‌دنبال راهکارهای ترمیم رابطه‌ی زخم‌خورده‌تان بگردید، احتمالا راه‌حلی برای ادامه‌ی زندگی مشترک‌تان وجود خواهد داشت. پس به‌جای اینکه بدون تلاش کافی فورا دست روی گزینه‌ی طلاق بگذارید، با همسرتان به یک مشاور خانواده مراجعه کنید. مطمئنا با عمل به توصیه‌های مشاور که بی‌طرفانه و از روی آگاهی به چندوچون روابط زناشویی مشورت می‌دهد، تا حد زیادی در بهبود زندگی مشترک‌تان مؤثر خواهد بود.

برگرفته از: horizontimes.com

[ad_2]

لینک منبع

۱۳ راهکار مؤثر برای اینکه خانواده‌ای شاد و صمیمی داشته باشیم

[ad_1]

خانواده یعنی جایی که زمان زیادی از عمر ما در آنجا سپری می‌شود و میزان خوشبختی و رضایت ما از زندگی، به مقدار زیادی به شرایط خانواده و کیفیت روابط شکل یافته در آن وابسته است. خانواده همان جایی است که قسمت مهمی از سرنوشت بزرگسالان آینده‌ی اجتماع در آنجا رقم می‌خورد. امروزه، سبک زندگی مدرن، مشغله‌های زیاد و فرصت‌های کم و دلایل متعدد دیگر، رُکن خانواده‌ را با چالش‌های زیادی مواجه ساخته است. انسان به طور طبیعی به شادی، راحتی و لذت گرایش دارد و اگر خانواده این نیاز را برای او تأمین نکند، ممکن است که آن را در جاهای دیگری بجوید که در نهایت به تضعیف یا فروپاشی خانواده و روابط خانوادگی منجر شود. اما حفظ و تقویت شادی و صمیمیت در خانواده نیاز به دانش و مهارت دارد. در این مقاله ۱۳ راهکار مهم و مؤثر برای دستیابی به این هدف را باهم مرور می‌کنیم.

به طور منظم باهم غذا بخورید

در گذشته‌ای نه چندان دور، دور هم نشستن و باهم غذا خوردن یکی از اصول ثابت خانواده‌ها بود. باهم غذا خوردن اهمیت، معنی و کارکرد زیادی دارد. مهم‌تر از همه این که اعضای خانواده همدیگر را می‌بینند و باهم حرف می‌زنند و از احوال همدیگر باخبر می‌شوند. امروزه به دلیل وضعیت کار و تحصیل، شاید مقدور نباشد که با اعضای خانواده خود به‌هنگام تمام وعده‌های غذایی در کنار هم باشید، اما حتی‌الامکان سعی کنید که حداقل یک وعده در روز را باهم غذا بخورید. هنگام صرف غذا تلویزیون را خاموش کنید و موبایل‌ها را کنار بگذارید. هرگز بچه‌ها را عادت ندهید که موقع تماشای تلویزیون غذا بخورند، وگرنه دیگر هیچ وقت آن‌ها را سر سفره پیدا نخواهید کرد. زمان وعده‌های غذایی فرصتی ارزشمند برای دیدن همدیگر، صحبت کردن و استراحت است، این فرصت را هرگز از دست ندهید.

نظریات خود را باهم در میان بگذارید

به عنوان والدین سعی کنید که همیشه نظر اعضای خانواده را در زمینه‌های مختلف جویا شوید. نظرخواهی از کودکان، نوجوانان و جوانان تأثیر زیادی در عزت نفس آن‌ها خواهد داشت. برای تصمیم‌گیری در هر موردی سعی کنید نظر تک‌تکِ افراد خانواده را بپرسید. منظور این نیست که حتماً بر طبق نظر آنها تصمیم بگیرید. تصمیم نهایی را خودتان، به عنوان والدین، بگیرید اما سعی کنید نظر آنها را هم به دقت بشنوید و دلایل‌شان را بررسی کنید و اگر نظر ایشان به‌نظر مفید بود، در تصمیم‌گیری خود از آن استفاده کنید. این کار به آنها این پیام را می‌دهد که شما برای نظرشان احترام قائل هستید و بدین ترتیب حس با ارزشمند بودن و عزت‌نفس را در ایشان تقویت می‌کنید. بعضی تصمیم‌گیری‌ها را بر عهده‌ی فرزندان خود بگذارید. مثلاً برای صرف شام قرار است بیرون بروید. تصمیم در مورد این‌که در کجا غذا بخورید را به آنها واگذار کنید، اما باز هم دلیل‌شان را بررسی کنید.

این نوع مشارکت در اظهارِنظر و تصمیم‌گیری، توانایی افراد در برقراری ارتباط، صحبت کردن، استدلال کردن و تصمیم‌گیری را، به ویژه در کودکان، بسیار تقویت می‌کند. همچنین نظرخواهی از بچه‌ها باعث می‌شود که شناخت بیشتری از آنها پیدا و صمیمیت خود را با آنها تقویت کنیم. از طرف دیگر، این‌کار باعث یادگیری بیشتر خودمان می‌شود. نظر بچه‌ها در برخی موارد بسیار خلاقانه، هوشمندانه و خردمندانه است. اگر فضای راحت و بدون پیش‌داوری را برای اظهار‌نظر آنها فراهم کنیم، نظرهای ایشان می‌تواند زندگی خانوادگی را غنی‌تر کند و شور و حال تازه‌ای به آن ببخشد.

فرصت‌های شاد بودن را به حداکثر برسانید

فرصت‌های شاد بودن را به حداکثر برسانید

بهتر است که در خانه از هر فرصتی برای شاد‌ بودن استفاده کنیم. می‌توان به بهانه‌های مختلف جشن و سرور مختصری برپا کرد. بهتر است این اندیشه را به فرزندان خود منتقل کنید که خندیدن و شاد‌بودن دلیل نمی‌خواهد. هیچ‌گاه شادی را در ذهن آنها با داشتن امکانات خاص پیوند نزنید و شرطی نکنید، در‌غیرِ اینصورت آنها همیشه برای شاد بودن شرط و شروط خواهند گذاشت، مثلاً:

فقط اگر فلان اسباب‌بازی را داشته باشم، شاد می‌شوم.

فقط اگر در فلان رشته قبول شوم، خوشحال می‌شوم.

فقط اگر فلان کار را به دست آورم، خوشحال خواهم بود.

فقط اگر با فلان کس ازدواج کنم، خوشبخت می‌شوم.

این شرط گذاشتن برای شادی و خوشبختی، یکی از دلایل اصلی غمگینی و افسردگی بسیاری از آدم‌هاست. پس سعی کنید که خنده و شادی را به عادتی روزمره تبدیل کنید و هیچ فرصتی را برای شاد بودن در کنار همدیگر از دست ندهید.

شوخ‌ طبعی را تشویق کنید و به خودتان بخندید

یکی از راه‌های ایجاد شادی و خنده در خانواده، شوخ‌طبعی است و بهترین راه رسیدن به آن، این است که به خودمان بخندیم؛ به اشتباهاتی که مرتکب شده‌ایم، به ماجراهای خنده‌داری که برای‌ ما پیش آمده است. به عنوان پدر یا مادر روی حس شوخی و طنزپردازی خود کار کنید و ببینید که به‌ چه‌طریق می‌توانید باعث خنده و شادی افراد خانواده شوید. شوخ‌طبعی تأثیری متعادل کننده در شخصیت دارد و حس صمیمیت و دوستی را به افراد خانواده منتقل می‌کند. خنده یکی از بزرگ‌ترین تفریحات انسانی و ریشه‌دار‌ترین تفاوت میان انسان‌ها و دنیای حیوانات است.

برخی افراد در گفتن لطیفه استعداد بالایی دارند اما برای خنداندن افراد خانواده لازم نیست که حتماً کمدین باشیم، ما همیشه می‌توانیم به خودمان بخندیم. هم‌نشینی با افراد جدی معمولاً آزاردهنده است. اگر گاهی بتوانید به خودتان بخندید، دیگران را هم تشویق می‌کنید که به شما بخندند. بدین ترتیب شما باعث شادی آنها می‌شوید و صمیمیت بیشتری بین افراد خانواده ایجاد می‌شود.

بر نقاط مثبت شخصیت اعضای خانواده تمرکز کنید

خانواده بر رابطه‌ی بین اعضای آن استوار است. فرد فردِ اعضای خانواده، افرادی منحصر به‌فرد هستند. همیشه تفاوت روحیات و خلق‌و‌خوها را در نظر داشته باشید. شما ممکن است از برخی خصوصیات افراد خانواده‌ی خود خوشتان نیاید و آنها هم همین‌طور. اگر قرار باشد روی موارد ناخوشایند شخصیت افراد تمرکز کنیم به شادمانی و صمیمت خانوادگی لطمه خواهیم زد. پس همیشه روی نقاط مثبت شخصیت افراد خانواده تمرکز کنید. تحقیقات نشان می‌دهد که این نوع برخورد، یعنی تمرکز و توجه به رفتارهای مطلوب افراد و تائید و تشویق این موارد، بهترین روش برای افزایش و تقویت رفتارهای مطلوب و کاهش و تضعیف رفتارهای نامطلوب است. به ویژه در مورد کودکان، استفاده از توجه و تشویق رفتارهای مطلوب و بی‌توجهی به رفتارهای نامطلوب، تأثیر تربیتیِ بسیار بالایی دارد. با تمرکز بر رفتار و خصلت‌های مطلوبِ افراد خانواده، به مرور ذهنیت مثبت‌تری نسبت به آن‌ها پیدا می‌کنیم که در رابطه‌ی ما با آنها به‌شکلِ صمیمیت و دوستیِ بیشتر نمود پیدا می‌کند.

به هنگام نیاز در کنارشان باشید

به هنگام نیاز در کنارشان باشید

هر گاه که عضوی از اعضای خانواده به شما نیاز داشت، حتماً سعی کنید در کنارش باشید. این‌ مواقع، لحظات حساس و خاصی است و امکان دارد که دیگر فرصت جبران پیش نیاید. مثلاً اگر به جشن آخر سال کودکستان دعوت شده‌اید، حتماً در آن شرکت کنید. این شاید از نظر شما اتفاق مهمی نباشد اما ممکن است از دید کودک شما معنای زیادی داشته باشد و شاید عدم حضور شما لطمه‌ی عاطفی شدیدی به او وارد کند. این را باید به شکل یک فرهنگ خانوادگی درآورد که هر وقت یکی از اعضا به حضور سایرین نیاز داشت، حتماً همه آن را در اولویت برنامه‌های خود قرار دهند و تمام سعی خود را برای حضور و مشارکت به‌انجام رسانند.

قدر این گونه لحظات را بدانید و مشارکت در هیچ یک از شرایط مهم خانوادگی را از دست ندهید. به یاد داشته باشید که در زندگی، انجام ندادن کارهای خوب و از دست‌دادن فرصت‌های ارزشمند، همواره تأسف‌بار است. پس تا جایی که می‌توانید سعی کنید همیشه در چنین مواقعی در کنار عزیزان خود حضور داشته باشید و توجه و علاقه‌ی خود را عملاً به آنها نشان دهید.

احساسات خود را به شیوه‌های مختلف نشان دهید

واکنش بسیاری از ما انسان‌ها به یک شیوه‌‌ی خاص از ابراز احساسات به‌صورت شرطی است. مثلاً همیشه احساس خود را به شکل کلامی بیان می‌کنیم. هر فردی به نوع خاصی از پیام‌های عاطفی واکنش نشان می‌دهد. اگر همسر یا فرزند شما از نوع افرادی باشند که به پیام‌ لمسی واکنش نشان می‌دهند، ابراز احساسات کلامی شما، هر چقدر هم که شورانگیز باشد، تأثیر زیادی روی آن‌ها نخواهد داشت. پس، سعی کنید که احساس خود را به شیوه‌های متفاوت نشان دهید.

برای ابراز احساسات در خانواده حد‌و‌مرزی قائل نشوید. خانواده باید امن‌ترین جایی باشد که اعضای آن بتوانند خود را همان‌طوری که هستند، به‌دور از هرگونه خودسانسوری و سرکوب، نشان دهند. افراد باید مطمئن باشند که به دلیل ابراز احساسات خود، مورد قضاوت، تهدید، تنبیه یا سوءاستفاده قرار نخواهند گرفت. پس به روش‌های مختلف از جمله با زبان کلامی و زبان بدن و سایر شیوه‌ها احساسات‌تان را به اعضای خانواده‌ی خود ابراز کنید. برخی از افراد می‌گویند که در صورت ابراز احساسات ممکن است طرف مقابل لوس و ازخودراضی شود. اگر شما سایر اصول رفتاری را رعایت کنید مطمئن باشید که چنین نخواهد شد و فرزند یا همسر شما بابت ابراز احساس صادقانه‌‌ای که به ایشان کرده‌اید قدردان شما نیز خواهند بود.

به آن‌ها بگویید که دوستشان دارید

«دوستت دارم» قدرتمندترین و تأثیرگذارترین جمله‌ای است که یک نفر می‌تواند به طرف مقابل خود بگوید. اما معمولاً پس از گذشت مدتی از زندگیِ مشترک این جمله کمتر و کمتر در میان همسران شنیده می‌شود. همان‌طور که در مورد قبلی نیز اشاره شد، شما می‌توانید این جمله را به شیوه‌های متفاوتی ابراز کنید، اما همیشه از نوع کلامی آن نیز استفاده کنید. البته، باید این جمله را با تمام وجود ابراز کنید. ما اینجا توصیه نمی‌کنیم که نقش بازی کنید یا افراد خانواده‌ی خود را فریب دهید. بنابراین اگر احساس علاقه‌ی واقعی به همسر یا فرزند خود ندارید، به طوری که نمی‌توانید به شکل صادقانه و از صمیم قلب این جمله را به آن‌ها بگویید، باید روی خودتان کار کنید و شاید بهتر باشد از یک مشاور خانواده کمک بگیرید.

گفتن این جمله تأثیر بسیار زیادی در تقویت روابط خانوادگی دارد. با این حال، بسیاری از افراد اهمیتی به آن نمی‌دهند. برخی مردها به خصوص در سنین بالاتر، آن را کسرِ شأن خود می‌دانند. به دلایل مختلف، بسیاری از مردم در گفتن این جمله به عزیزان خود مشکل دارند و برخی نیز آن را فراموش می‌کنند. این افراد معمولاً نمی‌دانند که بیان مکرر این جمله در تقویت روابط، صمیمیت و استحکام خانواده چقدر مهم است.

برای بازی‌های خانوادگی و دسته‌جمعی برنامه‌ ریزی کنید

برای بازی‌های خانوادگی و دسته‌جمعی برنامه‌ریزی کنید

بازی و تفریح خانوادگی یکی از اساسی‌ترین عوامل تقویت شادی و صمیمیت در خانواده است. فقط کودکان نیستند که به بازی نیاز دارند. درون هر کدام از ما کودک پنهانی وجود دارد که نیاز به تفریح، بازی‌گوشی و شیطنت دارد. بنابراین، گاهی باید با همسر و فرزندان خود به بازی بپردازیم. هنگام بازی تفاوت‌ها فراموش می‌شود و معمولاً زخم‌های عاطفی و احساسی بهبود می‌یابد. در بازی، به کودک درون خود فرصت تفریح و لذت می‌دهیم. حتی بازی‌های فکری و به ظاهر جدی نیز این کارکرد را دارند. نیچه فیلسوف شهیر آلمانی می‌گوید: «خودِ واقعیِ انسان، فقط به‌هنگام بازی‌کردن نمایان می‌شود.» بازی فرصتی است تا تمام نقش‌ها و نقاب‌های تحمیلی را کنار بزنیم و خودِ خودمان باشیم، همان‌گونه که واقعاً هستیم.

در زندگی امروزی، نداشتنِ وقت و گرفتار بودن فقط بهانه‌ای است که فرصت این نوع مشارکت و لذت‌های خانوادگی را از خود و افراد خانواده دریغ کنیم. اما با برنامه‌ریزی می‌توان حداقل یک ساعت در هفته، مثلاً تعطیلات آخر هفته را به بازیِ خانوادگی اختصاص داد. بزرگ‌ترها معمولاً بهانه‌های خوبی برای بازی‌نکردن دارند. اما آنها باید بر بهانه‌ها و منیّت خود غلبه کنند و با بچه‌ها و جوانان بازی کنند. باید یاد بگیریم که گاهی دوباره کودک شویم، همانند یک کودک عمل کنیم تا به خود و عزیزان‌مان، زمانی برای شادی، لذت، رهایی و آسودگی‌خاطر هدیه کنیم.

گاهی آنها را شگفت‌زده کنید

هر‌ از گاهی، موقعیت‌هایی ایجاد کنید تا اعضای خانواده‌ی خود را شگفت‌زده بکنید. با بالا رفتن سن، لذتی که از سخاوت و بروز احساس به‌دست می‌آوریم به‌مراتب بیشتر از لذتی است که از منتظر ماندن و دریافت‌کردن نصیب‌مان می‌شود. بنابراین وقتی که در موقعیتی غیرمنتظره و شگفت‌آور هدیه‌ای دریافت کنیم، هیجان و لذت فوق‌العاده‌ای برای‌ ما خواهد داشت. این نوع حرکات، خانواده را به شدت باهم صمیمی و نزدیک نگاه می‌دارد. هر از چند گاهی، با این نوع رویداد‌هایِ خوشایندِ غیرمنتظره‌ موجبِ ایجاد هیجان و شگفتی در خانواده‌ی خود شوید.

در تماس باشید

به دلیل سبک زندگی جدیدی که تجربه می‌کنیم، گرفتاری‌های شخصی روزافزون و فرصت‌های کمترِ با هم بودن، اعضای خانواده‌ها را روزبه‌روز از همدیگر دورتر می‌کند. ممکن است که اعضای خانواده‌ی شما به دلایل مختلف از هم دور باشند. در چنین شرایطی، به شیوه‌های مختلف تماس و ارتباط خود را با آنها حفظ کنید. به آن‌ها پیام بفرستید، زنگ بزنید و گاهی نیز حتما به ملاقات آنها بروید. اجازه ندهید که «از دل برود هر آنکه از دیده برفت» حکایت زندگی شما شود.

خانواده‌ی خود را تحسین کنید

خانواده‌ی خود را تحسین کنید

از خود بپرسید که آیا برای تعریف و تحسین از خانواده‌ی خود، نیاز به فرصت یا شرایط خاصی است؟ از اعضای خانواده خود چه انتظاری دارید؟ آیا به عنوان پدر و مادر از فرزندان خود بیش از اندازه انتظار دارید؟ آیا آنها را تحت فشار قرار داده‌اید تا به دستاوردی برسند و آیا از این راه، می‌خواهید احساس غرور و رضایت کنید؟

هر قدر که سطح توقع کمتری از فرزندان خویش درباره‌ی همسویی آنها با خواسته‌های ما وجود داشته باشد و آنان را در جهت علایق و استعداد‌های خودشان تشویق کنیم، بی‌شک نتایج بهتری حاصل خواهد شد. اگر انتظار بیش از حد از فرزندان خود داشته باشیم، با این کار فشار و استرس زیادی را به آنان تحمیل کرده‌ایم. گاهی والدین بیش از اندازه به فرزندان خود وابسته هستند و به‌نوعی با آنها هم‌هویت می‌شوند. این نوع وابستگی برای هر دو طرف مخرب است.

همیشه به خاطر داشته باشید که آنان انسان‌های مستقلی هستند و وظیفه‌ی شما صرفاً «محبت، حمایت و رهاکردن» است. پس باید آنها را همان‌طوری که هستند بپذیریم و به جای این که به دنبال فرصتی برای انتقاد و کشف اِشکال باشیم، از هر فرصتی برای تحسین و تمجید از خانواده‌ی خود استفاده کنیم.

گاهی ما آن‌چنان درگیر امور کاری و مشغله‌های روزمره هستیم و در چرخه‌ی مکانیکیِ «کار – خواب – کار» گرفتار می‌شویم که هدف از زندگی را فراموش می‌کنیم. برخی از افراد اهمیت بسیار زیادی برای کار خود قائل هستند و خود را تحت فشار زیادی قرار می‌دهند تا به هر قیمتی به موفقیت دست‌یابند. گاهی ساعت‌ها در سر کار خود باقی می‌مانند یا مدت‌ها در سفرِ دور از خانه به سر می‌برند. این نوع زندگی در دراز مدت ممکن است صدمه‌ی جدی به خانواده‌ی فرد وارد کند. پس همیشه باید هدف از زندگی را به خاطر داشته باشیم. اگر صاحب خانواده و فرزند هستید، به غایتِ تلاش‌های خود به‌طور جدی فکر کنید. هیچ‌کس در پایان عمر حسرت نمی‌خورد که چرا ساعت بیشتری را در محل کار سپری نکرده است! اما ساعت‌هایی را که می‌توانستیم در کنار خانواده‌ی خود باشیم و نبودیم، یقینا حسرت‌بار خواهند بود. چه فایده‌ای دارد که ثروتمندترین فرد در قبرستان باشیم. چه فایده‌ای دارد که بهترین رئیس، تولیدکننده، مدیرعامل، کارفرما، بازیگر و غیره باشیم اما خانواده‌مان از ما متنفر باشند و مثل یک غریبه با ما رفتار کنند.

بنابراین همواره برنامه‌ریزی کنید و زمان کیفی (زمان همراه با حضور مفید و مؤثر) را در کنار کسانی باشید که دوستشان دارید و از آنان مراقبت می‌کنید. این زمان کیفی (چه در حال بازی، صحبت، گوش کردن و یا فقط باهم بودن) باید نسبت به هر کار دیگری در الویت قرار بگیرد. اجازه دهید خانواده‌تان بداند که این زمان فوق‌العاده گران‌بهاست و اگرچه به دنبال موفقیت مالی، ارتقاء شغلی و یا هر دستاوردی هستید اما هدف از تمام تلاش‌ها سود رساندن به خانواده است نه رسیدن به هدفی دوردست در آینده‌ای محتمل. ممکن است همین فردا دیگر زنده نباشیم یا آنها زنده نباشند، پس در زمان حال زندگی کنید. از هر لحظه‌ی بودن در کنار خانواده و عزیزان خود لذت ببرید و قدر آن را بدانید.

«قادر باشید که هر لحظه توقف کنید و گلی را که می‌شکفد، کودکی را که برای اولین بار سر پا می‌ایستد، فرزندی را که خوشحال از مدرسه باز می‌گردد و همسری را که خبر خوبی برای گفتن دارد، تحسین کنید.» ریچارد دنی

منبع:

هنر موفق بودن، ریچارد دنی، ترجمه مهدی غروی، انتشارات آزادمهر

تهیه شده برای: chetor.com

[ad_2]

لینک منبع

چگونه با همسر شکاک رفتار کنیم؟

[ad_1]

شک و بی‌اعتمادی، قاتل ازدواج هستند. زن یا شوهر بدگمان، به زمین و زمان و علی‌الخصوص همسر خود، با عینک بدبینی نگاه می‌کند و شدیدا مستعد سوءبرداشت از رفتارهای دیگران است. چنین فردی حتی به عادی‌ترین اتفاقات زندگی روزمره، مثلا خرید رفتن همسرش، شک می‌کند و دائما در تلاش است که با توهمات بیمارگونه‌ی خود، به همسرش اتهام ناپاکی و خیانت بزند. طرف مقابل معمولا با مشاهده‌ی این قبیل بی‌اعتمادی‌ها، احساس آزردگی و توهین می‌کند و در موارد حاد، تصمیم به طلاق و جدایی می‌گیرد. در این مطلب، روی سخن‌مان به‌ویژه با کسانی است که زندگی مشترک خود را به علت بدگمانی‌های بی‌مورد همسرشان در آستانه‌ی فروپاشی می‌بینند. در ادامه، با ما همراه باشید تا با ۷ دانستنی‌ لازم درمورد طرز برخورد با همسر شکاک آشنا شوید.



۱. شما عامل بدگمانی‌های همسرتان نیستید

چک کردن تماس‌های تلفنی همسر

قبل از هر چیزی، سعی کنید بپذیرید که شما علت شکاک بودن همسرتان نیستید یا اگر هم ربطی به این قضیه داشته باشید، نقش‌تان خیلی زیاد نیست. مثلا شاید همسرتان عادت دارد که تماس‌های تلفنی یا پیام‌های تلگرامی‌تان را مدام چک کند، اما باید بدانید که شما عامل چنین رفتارهایی نیستید، بلکه بدگمانی همسرتان به علت طرز برداشت متفاوت اوست، به این معنی که نوع نگاهش به وقایع زندگی با نوع نگاه دیگران فرق دارد.

شوهری که آلوده به بدگمانی نیست، در صحبت کردن همسرش با همکاران مرد هیچ مشکل خاصی نمی‌بیند، اما شوهر بدگمان ممکن است از یک مکالمه‌ی کاری معمولی، به داستان‌پردازی‌های عاشقانه و توهمات بی‌اساس برسد. بعید است که بتوانید به این قبیل افراد ثابت کنید برداشت‌شان غلط است و باید نوع نگاه‌شان را تغییر بدهند، پس چه بهتر که بدگمانی‌های همسرتان را شخصی نکنید. در واقع، تمایل افراطی شکاک‌ها به شک کردن، نشان‌دهنده‌ی احساس ناامنی یا فقدان خویشتن‌داری است که باعث می‌شود دیگران را به چشم خطاکار و مقصر ببینند تا بتوانند شک و بی‌اعتمادی خود را توجیه کنند. درست است که بدگمانی همسرتان، حتی با اینکه شما عاملش نیستید، نهایتا متوجه خودِ شما خواهد بود، اما تا حد امکان بکوشید تا سؤال و جواب‌های دائمی همسرتان را به خود نگیرید و آزرده‌خاطر نشوید.



۲. حرف‌های همسرتان را بشنوید

به‌جای اینکه گوش‌تان را بر گلایه‌های همسرتان ببندید یا بیهوده بگومگو کنید، صبور باشید و وقتی همسرتان از چیزی گِله می‌کند و حسادتش شعله‌ور می‌شود، حرفش را بشنوید. بگذارید طرف مقابل بداند که می‌تواند احساساتش را نزد شما بازگو کند. ترس‌ها و نگرانی‌هایش را بشنوید و سعی کنید بفهمید که این احساسات منفی از کجا آب می‌خورند. وقتی همسرتان ببیند که درکش می‌کنید و می‌تواند مشکلاتش را دوستانه با شما مطرح کند، ترغیب خواهد شد که احساسات منفی و دلهره‌های بی‌موردش را کنار بگذارد.



۳. حالت تدافعی به خود نگیرید

گفت‌وگوی صلح‌آمیز

وقتی همسرتان برای چندمین‌بار از شما می‌پرسد که مثلا پای تلفن با چه کسی حرف می‌زدید و چه می‌گفتید، هر لحظه ممکن است کاسه‌ی صبرتان لبریز شود، اما سعی کنید به‌جای اینکه حالت تدافعی به خود بگیرید، با آرامش و خونسردی برخورد کنید. اگر با عصبانیت وسط حرف همسرتان بپرید یا بداخلاقی کنید و واکنش‌های تندی از خودتان نشان بدهید، فقط اوضاع را وخیم‌تر می‌کنید و بدگمانی‌های همسرتان را تشدید می‌کنید. در عوض، به احساس حسادت همسرتان اهمیت بدهید. جملاتی مانند «واااااای! خواهشا دوباره شروع نکن …» یا «واقعا حالت خرابه که این‌جوری فکر می‌کنی …» فقط به سوءبرداشت طرف مقابل دامن می‌زنند و هیچ گِره‌ای از مشکل‌تان باز نمی‌کنند. به‌جای این جملات تحریک‌کننده، بگذارید همسرتان حرفش را بزند و فرصتِ شنیده‌شدن داشته باشد. وقتی همه‌ی حرف‌های همسرتان را شنیدید، آن‌وقت می‌توانید موضع خودتان را بیان کنید.



۴. مراقب رفتار و کردارتان باشید

شاید گاهی بدون اینکه حواس‌تان باشد، طوری رفتار می‌کنید که بهانه دست همسرتان می‌دهید. مثلا کسی که شب‌ها دیروقت با تلفن صحبت می‌کند یا بی‌خبر از شهر خارج می‌شود، شاید علت بدگمانی‌های همسرش فقط همین رفتارهای نامتعارف خودش باشد. ممکن است پیش خودتان فکر کنید که چنین رفتارهایی بهانه‌ی موجهی برای بدگمانی نیستند، اما این احتمال را نیز در نظر بگیرید که شاید طرف مقابل به چنین رفتارهایی به‌عنوان نشانه‌‌های پنهان‌کاری نگاه می‌کند. برای اینکه چنین شک و شُبهه‌هایی به‌وجود نیایند، باید سعی کنید با صحبت کردن درباره‌ی دلیل رفتارهایتان، شکاف‌های ارتباطی‌تان را پُر و اعتماد همسرتان را جلب کنید.

۵. روحیه‌ی خود را نبازید

حفظ روحیه

پذیرش اینکه هر روز مجبورید با بدگمانی‌های همسرتان روبه‌رو شوید، کار آسانی نیست، اما اجازه ندهید که این بدگمانی‌های بی‌مورد، روزتان را خراب کنند یا حال‌‌وحوصله‌تان را به‌هم بریزند. یادتان باشد که شما فقط می‌توانید احساسات خودتان را کنترل کنید و افسار احساسات دیگران در اختیار شما نیست. پس قدرتی را که می‌توانید روی احساسات خودتان اِعمال کنید، نادیده نگیرید. فراموش نکنید که شما مسئول احساسات خودتان هستید و همسرتان نمی‌تواند بدون اینکه خودتان بخواهید، ناراحت‌تان کند یا باعث شود که حس‌وحال ناخوشایندی پیدا کنید.



۶. در دسترس‌تر باشید

در دسترس بودن

در صورتی که بدگمانی‌های همسرتان ناشی از بیماری‌های روانی حاد نباشد، می‌توانید با در دسترس‌تر بودن از شدت نگرانی‌هایش کم کنید. مثلا وقتی با شما تماس می‌گیرد، تلفن را جواب بدهید و تماسش را تا حد امکان بی‌پاسخ نگذارید. یا مثلا اگر قرار است اضافه‌کاری داشته باشید و بیشتر از زمان معمول در محل کار بمانید، بهتر است به همسرتان اطلاع بدهید تا بداند دیرتر به منزل برمی‌گردید. به عبارتی، سعی کنید درمورد برنامه‌ی روزانه‌ی خود شفاف باشید.

شاید پیش خودتان فکر کنید که با چنین رفتاری مجبورید مدام همه چیز را توضیح بدهید، اما این‌طور نیست. وقتی همسرتان بداند کِی و کجا می‌تواند به شما دسترسی داشته باشد، اطمینان خاطر بیشتری در عشق احساس خواهد کرد و کمتر شکاک می‌شود. به همسرتان یادآوری کنید که عاشقانه دوستش دارید، همیشه کنارش خواهید بود و از هیچ تلاشی برای حل مشکلات زندگی مشترک تان فروگذار نمی‌کنید.



۷. درددل کنید

اگر تمامی این راهکارها را امتحان کردید و در میزان بدگمانی همسرتان هیچ تغییری حاصل نشد، شاید لازم باشد که از راهکارهای مستقیم‌تری کمک بگیرید. در یک وقت مناسب، همسرتان را به گفت‌وگو دعوت کنید و برایش توضیح بدهید که چقدر از سؤال‌وجواب‌های دائمی‌‌ِ او احساس ناراحتی و اندوه می‌کنید. اجازه بدهید همسرتان بداند که بدگمانی‌هایش دیگر باعث نمی‌شوند که برای جلب رضایت او و رفع سوءظن‌ها تلاش کنید، بلکه با این کار از ادامه‌ی تلاش دلسردتان می‌کند و بهانه دست‌تان می‌دهد که نسبت به حریم خصوصی خود، حالت تدافعی پیدا کنید. همچنین به همسرتان یادآور شوید که اگر اوضاع به همین ترتیب ادامه پیدا کند، ممکن است به علت ناامیدیِ زیاد قادر به ادامه‌ی این رابطه نباشید.

در پایان، مجددا به همسرتان اطمینان بدهید که عاشقش هستید و حاضرید روی بهبود جنبه‌هایی از رفتارتان که باعث تحریک آشفتگی او می‌شوند، کار کنید. چنانچه صحبتِ رودررو برای‌تان سخت است، می‌توانید برای همسرتان نامه بنویسید. در نامه نیز ضمن اشاره به وضعیت روحی خود، به همسرتان اطمینان بدهید که عاشقانه دوستش دارید و حمایتش می‌کنید.

چنانچه باز هم نتیجه‌ای نگرفتید، تنها راهکاری که برای حفظ زندگی مشترک‌تان باقی می‌ماند، مراجعه به یک مشاور یا درمانگر است. چنین فردی می‌تواند علت بدگمانی افراطی همسرتان را تشخیص بدهد و راهکارهایی را در اختیارتان بگذارد که بدانید چگونه باید با این بدگمانی‌ها برخورد کنید. گاهی علت حسادت بیش از حد فقط احساس ناامنی نیست، بلکه شاید مربوط به اختلالات شخصیتی باشد که در این مورد باید حتما از یک متخصص کمک بگیرید، چرا که خودتان و همسرتان به تنهایی قادر به حل این مشکل نخواهید بود.

برگرفته از: futurescopes.com

[ad_2]

لینک منبع