چطور با همسر منفی نگر برخورد کنیم؟

[ad_1]

پس فکر می‌کنید طرف‌تان از آن آدم‌هایی نیست که نیمه‌ی پر لیوان را ببیند، بله؟ حتی شاید کمی بهانه‌گیر هم باشد (گرچه خودش ترجیح می‌دهد دیگران او را واقع‌بین بدانند). اگر خودتان آدم خوش‌بینی هستید، احتمالا اغلب این شمایید که شادی‌آفرینی می‌کنید. شاید دوست داشته باشید شب‌ها با همسرتان بیرون بروید و دست در دست هم در خیابان قدم بزنید و در فلان کافی‌شاپ رمانتیک کافه‌گلاسه هم بزنید، اما همسر منفی نگر مدام غر می‌زند و از شلوغی خیابان و گرانی نوشیدنی‌های کافی‌شاپ شکایت می‌کند. در مقابل، شما می‌خواهید آرامش رابطه را حفظ کنید و از شر غرولندهای او خلاص شوید، بنابراین تصمیم می‌گیرید در خانه بمانید. بعد از مدتی که از این اصرارها و انکارها می‌گذرد، شما هم بی‌خیال بیرون رفتن با او می‌شوید. کم‌کم شور و اشتیاق اولیه جای خودش را به احساس بی‌میلی می‌دهد و در نهایت این فکر به ذهن‌تان خطور می‌کند که اگر او نمی‌خواهد شام بیرون برویم، اصلا چرا آدم دیگری را برای این کار پیدا نکنم!

«آنچه موجب شکست در ازدواج می‌شود این است که انتظار داشته باشیم طرف مقابل هم درست مثل ما باشد».

جمله‌ی بالا به نظرتان آشنا نمی‌آید؟ دکتر کالین مولن (Colleen Mullen)، متخصص روان‌شناسی ازدواج و خانواده می‌گوید افراد با خصوصیات متضاد ممکن است یکدیگر را جذب کنند، اما این بدین معنی نیست که رابطه‌‌ی آنها همیشه آسان است. او معتقد است اگر این پویایی ناسالم به چالش کشیده نشود، احتمال بسیار زیادی وجود دارد که رابطه دوام چندانی نیاورد. اما با کمی امید و کوشش، این دو سوی روشن و تیره می‌توانند به‌خوبی در کنار هم قرار بگیرند.

اگر طرف مقابل‌تان منفی نگر است با رعایت ۷ نکته‌ای که در ادامه‌ی این مقاله می‌خوانید می‌توانید تا آخر عمر با خوبی و خوشی در کنار هم زندگی کنید.

۱. مکمل یکدیگر باشید

دومینیک برتولوچی (Dominique Bertolucci)، نویسنده‌ی معروف کتاب‌های «قانون شادی» و «پیمان مهربانی» می‌گوید: «بین بیشتر زوج‌ها یک نفر ولخرج است و دیگری اهل پس‌انداز؛ یکی اهل خانه‌نشینی است و دیگری اهل مهمانی و این امر به همه‌ی جنبه‌های دیگر نیز تعمیم می‌یابد. معمولا یکی از طرفین دنیا را تیره‌تر از دیگری می‌بیند، با این حال آنها می‌توانند زوج فوق‌العاده‌ای باشند!» گرچه گاهی اوقات منفی نگری‌های همسرتان ممکن است شما را آزرده کند، اما حتما می‌توانید حداقل سه موقعیت را به خاطر بیاورید که این منفی نگری‌ها به کمک‌تان آمده‌اند. برای مثال، فلان موقع در مورد اعتماد نکردن به آن شریک تجاری که بالاخره معلوم شد آدم درستی نیست، به شما هشدار داد یا اینکه او بهتر از شما می‌تواند با رویدادهای ناخوشایندی (که خواه و ناخواه اتفاق می‌افتند) روبه‌رو شود. برتولوچی می‌گوید: «به‌جای تلاش برای عوض کردن دیدگاه همسرتان، انرژی خود را صرف درک این موضوع کنید که رفتار همسرتان چگونه می‌تواند به شما کمک کند و چه چیزهایی می‌توانید از آن یاد بگیرید». گرچه مسلما مثبت‌‌اندیش بودن بیشتر به چشم می‌آید، اما حقیقت این است که وجود هر دو جنبه در زندگی لازم است.

۲. ریشه‌های منفی نگری همسرتان را پیدا کنید

social friendly!

آنچه شما ‌آن را مثلا «مهمانی به‌هم‌زن» می‌بینید، شاید صرفا احتیاط و ریسک‌گریزی باشد. به این معنا که همسرتان نمی‌خواهد مانع شادی شما بشود یا شما را ناراحت کند، شاید او صرفا می‌خواهد مطمئن شود که شما در امنیت کامل هستید. در این‌ مواقع خوب است به سابقه‌ی او هم توجه کنید. لیندا کارول (Linda Carrrol) نویسنده‌ی کتاب «دایره‌های عشقی» می‌‌گوید: «منفی نگری گاهی از نسلی به نسل دیگر منتقل شود. بعضی خانواده‌ها وقتی دور هم جمع می‌شوند، مدام در مورد اینکه چه اشکالی در کارشان وجود دارد صحبت می‌کنند و در حقیقت به این شیوه با یکدیگر ارتباط برقرار می‌کنند و به‌هم نزدیک می‌شوند». می‌توانید با پیدا کردن راه‌های ارتباطی از طریق خبرهای خوب کم‌کم این عادت را تغییر بدهید.

۳. بازی «وضع من بدتر است» را تمام کنید

همسرتان از سر کار به خانه برمی‌گردد و حسابی شاکی است که چقدر کارش زیاد است و چقدر استرس دارد. شما هم برای اینکه کم نیاورید یادآوری می‌کنید استرسی که سر کار تجربه می‌کنید خیلی زیادتر است؛ به‌علاوه بیشتر مسئولیت بچه‌ها هم برعهده‌ی شماست. طبق گفته‌ی یک مشاور خانواده، رقابت بر سر اینکه چه کسی بیشتر شایسته‌ی دلسوزی و حمایت است در میان زوج‌ها رایج است. اما این سبقت معکوس چرخه‌ی منفی زیان‌آوری را به‌وجود می‌‌آورد. دفعه‌ی بعدی که همسرتان غرولندکنان به خانه آمد، به گلایه و شکایت‌های او توجه کنید. با دقت به حرف‌های او گوش کنید، سؤال‌ بپرسید و پیشنهاد کمک بدهید حتی اگر فکر می‌کنید سر شما شلوغ‌تر است. هرچه بیشتر به همسرتان توجه کنید، او استرس کمتری احساس خواهد کرد. استرس کمتر همسرتان باعث می‌شود از نظر عاطفی بیشتر به شما اهمیت بدهد و به این شیوه مسیر این چرخه‌ی منفی تغییر خواهد کرد.

۴. عادت‌های منفی را ترک کنید

برتولوچی در مورد خودش تعریف می‌کند: «همسرم شغل بسیار بدی داشت. هر شب که به خانه می‌آمد همه‌ی بدبختی‌هایی را که در طول روز پشت سر گذاشته بود، بازگو می‌کرد. تا اینکه من برای سفری کاری به مدت دو هفته خانه را ترک کردم. وقتی برگشتم به‌نظر می‌آمد او از کارش لذت بیشتری می‌برد. همسرم گفت در این مدت کسی را نداشته که هر شب از شرایط کاری‌‌اش گله کند. حقیقت این است که شکایت مداوم از زمین‌وزمان کم‌کم به عادت تبدیل می‌شود. بنابراین گرچه گوش کردن به مشکلات همسرتان اهمیت دارد، اما با هم تصمیم بگیرید که چه زمانی و چگونه آن را محدود کنید. ملیسا هیسلر (Melissa Heisler)، نویسنده‌ی کتاب «از نوع الف تا نوع من» قانونی را با عنوان «سه اخطار و سپس راه‌حل» پیشنهاد می‌دهد: اگر شما یا همسرتان درباره‌ی موضوع یکسانی سه بار شکایت کردید، موقع آن است که راه ‌حلی برایش پیدا کنید، حتی اگر آن راه‌حل صرفا «ولش کن» باشد!

۵. الگویی مثبت باشید

social friendly!

اینکه به همسرتان غر بزنید که مثبت‌‌اندیش‌ باشد یا او را سرزنش کنید که نباید نگران باشد، طرز فکر یا رفتار او را تغییر نخواهد داد. جکی وودساید (Jackie Woodside) روان‌درمانگر و نویسنده‌ی کتاب «آرام کردن هرج‌ومرج» می‌گوید اگر بعد از صرف زمان زیادی برای آماده کردن غذا، از پرسش‌های او مثل اینکه «دوباره مرغ درست کردی؟» خسته شده‌اید، روشی را در پیش بگیرید که دوست دارید با شما رفتار کند و آن را الگو کنید. مثلا بعد از اینکه رختخواب را مرتب می‌کند به‌جای اینکه بالش‌ها را جابه‌جا کنید، از او تشکر کنید. به‌جای آنکه بازخواستش کنید که چرا موقع احوال‌پرسی با مادرتان از جایش بلند نشده، به او بگویید اینکه تعطیلات را با خانواده‌ی شما گذرانده برای‌تان بسیار اهمیت دارد و از این بابت از او سپاس‌گزار هستید. وقتی هر دو از سر کار به منزل برمی‌گردید به‌جای آنکه از او انتظار داشته باشید، شما پیش‌قدم شوید و پشت او را ماساژ بدهید. بخشنده بودن در این راه به این معنی نیست که شما خدمتکار او هستید، بلکه حقیقت این است که برای بهتر شدن روابط‌تان قدم برداشته‌اید.

۶. به‌جای دعوا کردن، صحبت کنید

اگر فکر می‌کنید الگو بودن به‌اندازه‌ی کافی توجه همسرتان را جلب نمی‌کند، وقت آن است که صادقانه‌ با او گفت‌و‌گو کنید. بدون اینکه او را سرزنش کنید به او بگویید که نظرات منفی‌اش چه تأثیری روی شما می‌گذارد. برتولوچی پیشنهاد می‌کند از جملاتی با ساختار کلاسیک مشاوران خانواده مثل «وقتی تو درباره‌ی فلان چیز غر می‌زنی، من احساس خوبی ندارم و دوست دارم تو قدر تلاش‌های من رو بدونی» استفاده کنید.

اگر خوش‌بین‌تر از همسرتان هستید، تصمیم با شماست که این طرز فکر را پرورش بدهید. بله، اینکه اجازه بدهید طرف منفی نگر شما را زمین بزند آسان است، اما افکار و احساسات شما نباید به شخص دیگری وابسته باشد. برای حفاظت از این طرز فکر خود راه‌های دیگری پیدا کنید مثل معاشرت با دوستان، همراهی با دوست‌تان در باشگاه ورزشی، خواندن کتاب، شرکت در کلاس یوگا یا هزارویک کار و فعالیت دیگر. مایکل گوریان (Micheal Gurian) نویسنده‌ی کتاب «درس‌هایی برای زندگی صمیمانه» می‌گوید این تفاوت‌ها نیستند که روابط را خراب می‌کنند؛ آنچه ازدواج را به شکست می‌کشاند این است که انتظار داشته باشیم طرف مقابل‌مان هم درست مثل ما باشد.

برگرفته از: success.com

[ad_2]

لینک منبع

۱۰ نکته موثر که مردان برای داشتن ازدواج موفق باید بدانند

[ad_1]

قدمت سنت ازدواج به چندین هزار سال قبل بازمی‌گردد. به موجب این سنت دیرینه، دختر و پسر، یا بهتر بگوییم، دو خانواده به یکدیگر پیوند می‌خورند. اما متأسفانه این روزها، شمار قابل ملاحظه‌ای از ازدواج‌ها به طلاق ختم می‌شوند، زیرا بسیاری از افراد، چه مرد و چه زن، همان‌قدری که برای ازدواج عجله دارند، بعدها در تصمیم‌گیری برای طلاق نیز شتاب‌زده عمل می‌کنند. در این مطلب، روی سخن‌مان به‌ویژه با آقایان محترم است و قصد داریم از ۱۰ روش ساده برای اینکه مردان در ازدواج به مشکل برنخورند، صحبت کنیم. آقایان می‌توانند با رعایت این موارد از اشتباهاتی که یک رابطه را ذره‌ذره به‌سوی جدایی می‌کشانند، دوری کنند.

۱. مناسبت‌های خاص را به‌ خاطره‌ای خوش تبدیل کنید

آیا اولین هدیه‌ای را که تقدیم همسرتان کردید، یادتان هست؟ این هدیه به چه مناسبتی بود؟ یادتان باشد که هدیه دادن به مناسبت‌های خاصی مانند روز زن می‌تواند حرکت بسیار معنی‌داری باشد. البته، این ارزش مادی هدیه نیست که فعل هدیه دادن را برجسته می‌کند، بلکه ارزش واقعیِ این اقدام در آن است که نشان می‌دهد برای خوشحال کردن همسرتان وقت گذاشته‌اید تا یک روز متفاوت را برایش رقم بزنید. اما اگر نسبت به همچین مناسبت‌های خاصی بی‌توجه باشید، ممکن است همسرتان احساس کند که به او اهمیتِ کافی نمی‌دهید و آن‌قدرها هم که ادعا دارید، عاشقش نیستید، درحالی که شاید در واقعیت این‌طور نباشد. حتی اگر فرد خیلی رمانتیکی نیستید، باز هم بهتر است که بکوشید مناسبت‌های خاص را برای همسرتان به یک روز متفاوت، رمانتیک و عاشقانه تبدیل کنید. برای اینکه بتوانید از مناسبت‌های خاص برای همسرتان خاطره‌سازی کنید، فقط کافی است فکرتان را به‌کار بگیرید و اندکی چاشنی خلاقیت را نیز به آن اضافه کنید.

هدیه دادن

۲. خانواده‌ی همسرتان را دوست بدارید

ازدواج یعنی پیوند دو خانواده؛ این فقط زندگی خودتان و همسرتان نیست که با ازدواج به یکدیگر پیوند می‌خورد، بلکه با این وصلت به خانواده‌های یکدیگر نیز پیوند می‌خورید. بنابراین، باید بتوانید خانواده‌ی همسرتان را درست مثل خانواده‌ی خودتان دوست بدارید. اگر نسبت به خانواده‌ی همسرتان رفتار شایسته‌ای نداشته باشید، به‌تدریج بین شما و همسرتان فاصله خواهد افتاد. حتی اگر در موضوعی حق با شماست، باز هم نباید در مقابل خانواده‌ی همسرتان خشم بگیرید. همان‌طور که قابل پیش‌بینی است، همسرتان طرف خانواده‌اش را خواهد گرفت و شما با این بی‌احترامی‌ها فقط خودتان را از چشم او می‌اندازید. پس اجازه ندهید که عصبانیت و بی‌احترامی بر زندگی مشترک‌تان سایه بیفکند. چنانچه در رفتارتان بی‌ملاحظگی کردید، سعی کنید به همسرتان نشان بدهید که قصد دارید اشتباهات‌تان را جبران کنید.



۳. برای حل مشکلات‌تان با یکدیگر مشاجره کنید، اما از نوع مسالمت‌آمیز

گفت‌وگوی سالم

مریضی راهکاری است که بدن در جهت نابودی عوامل بیماری‌زا در پیش می‌گیرد. بنابراین، می‌توان گفت مشاجره نیز راهکاری است که زن و شوهر در راستای حل مشکلات‌شان به آن متوسل می‌شوند. البته‌، منظور از مشاجره به هیچ‌وجه جروبحث یا درگیری فیزیکی نیست، بلکه به گفت‌وگویی معقولانه، وَلو احساسی، بر سر حل اختلافات اشاره دارد. چنانچه به‌طرزی غیرمنطقی از گفت‌وگوی مسالمت‌آمیز در مورد مشکلات‌تان شانه خالی کنید، یقینا اوضاع از آنچه هست، وخیم‌تر خواهد شد و چه‌بسا به جدایی‌های بی‌مورد بینجامد. پس به‌جای اینکه احساسات واقعی خود را پنهان نگه دارید و خودخوری کنید، روراست باشید و صادقانه در مورد مشکلات‌تان صحبت کنید.

۴. احساسات‌ واقعی‌تان را واضح و روراست بیان کنید

بنا به علل فرهنگی یا هر عامل دیگری، عده‌ی زیادی از آقایان در زندگی مشترک تمایل چندانی به بیان شفاف احساسات خود ندارند. فرهنگ عامه در بسیاری از کشورها به‌گونه‌ای است که مردان تصور می‌کنند نباید در مورد احساسات‌شان صحبت کنند، چون از ارزش‌شان کم می‌شود. اما اگر احساسات‌تان را پنهان کنید و واضح و آشکار به همسرتان انتقال ندهید، مثل این است که تیشه به ریشه‌ی رابطه‌تان می‌زنید. در عوض، باید احساسات‌تان را، حتی اگر گفتنش برای‌تان سخت است، به صراحت بیان کنید. پس بگذارید همسرتان از احساسات‌تان آگاه شود و در همه‌حال، یکدیگر را از احساسات‌تان باخبر کنید. مطمئنا سکوت‌های طولانی و بروز ندادن آنچه در درون‌تان می‌گذرد، ضربه‌ی سختی به ازدواج‌تان وارد خواهد کرد.

۵. زبان عشق همسرتان را پیدا کنید

زبان عشق

ابراز عشق شیوه‌های مختلفی دارد و هرکسی شیوه‌ی خاصی را ترجیح می‌دهد. بعضی‌ها ابراز علاقه‌ی کلامی را می‌پسندند و دل‌شان می‌خواهد کلمات و جملات محبت‌آمیز بشنوند و بعضی دیگر به ابراز علاقه‌ی فیزیکی، مثلا نوازش شدن، تمایل بیشتری دارند. بنابراین، سعی کنید عشق‌تان را به همان شیوه‌ی مورد علاقه‌ی همسرتان به او ابراز کنید. شوهری که می‌داند همسرش مثلا از ابراز علاقه‌ی کلامی خوشش می‌آید، اما از گفتن جملات محبت‌آمیز به زنش دریغ می‌کند، سخت در اشتباه است. گاهی‌اوقات، به‌ویژه زمانی که همسرتان غمگین و بی‌حال‌وحوصله است، با یک بوسه یا آغوش گرم غافل‌گیر و از عشق‌ لبریزش کنید. در غیر این‌صورت، همواره این احتمال وجود دارد که عشق‌تان کم‌رنگ شود و طوری بین‌تان فاصله‌ بیفتد که به‌سادگی قابل حل نباشد.

۶. همسرتان را با خانم‌های دیگر مقایسه نکنید

حتی اگر سال‌ها از عمر زندگی مشترک‌تان می‌گذرد، باز هم ممکن است رابطه‌تان در معرض خطر باشد. به‌‌ویژه اگر ازدواج چندم‌تان است باید بیشتر حواس‌تان را جمع کنید و هرگز همسرتان را به بادِ مقایسه نگیرید. معمولا این قبیل مقایسه‌ها در زمان خشم و در اوج غلبه‌ی احساسات بروز می‌کنند و همیشه ویرانگر واقع می‌شوند. شکی نیست که همسرتان دوست ندارد او را با زنان دیگر در فامیل یا دوستان مقایسه کنید. پس هرگز همسرتان را با خانم‌های دیگر مقایسه نکنید حتی مقایسه‌ی خوب. دفعه‌ی دیگری که خواستید چنین مقایسه‌هایی را به زبان بیاورید، جلوی خودتان را بگیرید و آرامش طرف مقابل را به‌هم نزنید. خودتان کلاه‌تان را قاضی کنید: آیا خوش‌تان می‌آید که همسرتان شما را با باجناق‌تان مقایسه‌ کند؟ مطمئنا نه.

۷. در جروبحث به‌دنبال حل مشکل باشید، نه پیروزی

جروبحث مسالمت‌آمیز

اگر هدف نهایی‌تان در هر جروبحثی فقط پیروز شدن و بردن دعواست، پس احتمال خیلی زیادی وجود دارد که ازدواج بی‌دوام و پرتنشی داشته باشید. وقتی دو نفر انسان بالغ در مورد موضوعی مشاجره می‌کنند، باید با آرامش به‌دنبال راهکارهای حل مشکل بگردند، به این معنی که زن و شوهر هیچ‌کدام‌شان نباید در دعوا به‌دنبال پیروزی باشند، بلکه باید در درجه‌ی اول به حل مسالمت‌آمیز مشکل‌شان فکر کنند. چنانچه فقط درگیر برنده شدن باشید، یک جروبحث ساده می‌تواند در صدم ثانیه به یک دعوای تمام‌عیار تبدیل شود. کسی که در دعوا فقط به پیروزی فکر کند، این را هم باید بداند مشکلی که در مورد آن با همسرش بگومگو کرده، ادامه‌دار خواهد شد و هر لحظه ممکن است گریبان ازدواج‌شان را بگیرد. گاهی بهتر است اول به برقراری آرامش اقدام کنید و سپس از اینکه آیا همسرتان می‌داند حق با شما بوده یا خیر، مطمئن شوید. جالب این است خیلی وقت‌ها خودِ طرف مقابل متوجه می‌شود که چه زمانی حق با شماست. به‌جای اینکه به غرور همسرتان لطمه بزنید، باید طوری رفتار کنید که خودش به اشتباهش پی ببرد و با عذرخواهی به کدورت‌ها خاتمه دهد. چنانچه با این ذهنیت وارد بحث شوید، یعنی قبل از هر چیزی در پی حل مشکل باشید، اوضاع به نفع هر دو نفرتان تغییر خواهد کرد.

۸. مدام سعی نکنید که همسرتان را تغییر دهید

انتظار می‌رود که به مرور به یک شناخت نسبتا قاطع در مورد ابعاد شخصیتی طرف مقابل برسید. مثلا آیا همسرتان پرخاشگر و عصبانی است یا خجالتی و درون‌گرا؟ تا زمانی که شخصیت او به شما یا دیگران آسیبی نمی‌زند، نباید دائما سعی کنید که خصلت‌هایش را تغییر دهید یا مثلا مدام در حین جروبحث به او بگویید که باید خودش را عوض کند. به‌جای این تلاش‌های بی‌مورد، همسرتان را همان‌طوری که هست، دوست بدارید و حتما علاقه‌تان را ابراز کنید تا عشق‌تان به یکدیگر مستحکم‌تر شود. اما اگر رفتار غلطی را در همسرتان می‌بیند که نیاز به اصلاح دارد و به نفع خودش و اطرافیانش است که در آن رفتارِ به‌خصوص تجدیدنظر کند، باز هم باید این موضوع را با لحن خیلی محتاطانه و در زمان مناسب با او در میان بگذارید تا نتیجه‌ی معکوس نگیرید.

۹. از بابت اشتباهات‌تان عذرخواهی کنید

عذرخواهی و پشیمانی

همه‌ی ما گاهی در زندگی اشتباه می‌کنیم، اما با عذرخواهی و ابراز پشیمانی می‌توان به بسیاری از مشکلات زناشویی سروسامان داد، این درحالی است که بسیاری از آقایان تمایل چندانی به گفتن این جمله که «واقعا متأسفم این‌جوری شد!»، ندارند. عذرخواهیِ صمیمانه و از ته قلب سریع‌ترین راهکار جهت رفع دل‌خوری‌ها و کدورت‌هاست و موجب ترمیم روابط زخم‌خورده می‌شود. یادتان باشد که وقتی عذرخواهی می‌کنید، معذرت‌تان حقیقی و از روی صداقت باشد. با عذرخواهی قرار است به همسرتان نشان دهید که خودتان عمیقا باور دارید باید بابت اشتباه‌تان معذرت بخواهید. اما حواس‌تان را جمع کنید که عذرخواهی خود را با دنباله‌های اضافی مانند «خیلی متأسفم، اما تو...» از کارایی ساقط نکنید. فقط از بابت اشتباه‌تان معذرت بخواهید و سپس به همسرتان فرصت دهید تا شما را ببخشد.

۱۰. برای ترمیم رابطه‌ی زخم‌خورده‌ی خود دست از تلاش برندارید

ممکن است در مقطعی از زندگی مشترک خود، حتی برخلاف نظر همسرتان، احساس کنید که دیگر نمی‌توانید ازدواج‌تان را به هیچ طریقی حفظ کنید. شاید گاهی حق با شما باشد، اما این را هم بدانید که اگر به‌دنبال راهکارهای ترمیم رابطه‌ی زخم‌خورده‌تان بگردید، احتمالا راه‌حلی برای ادامه‌ی زندگی مشترک‌تان وجود خواهد داشت. پس به‌جای اینکه بدون تلاش کافی فورا دست روی گزینه‌ی طلاق بگذارید، با همسرتان به یک مشاور خانواده مراجعه کنید. مطمئنا با عمل به توصیه‌های مشاور که بی‌طرفانه و از روی آگاهی به چندوچون روابط زناشویی مشورت می‌دهد، تا حد زیادی در بهبود زندگی مشترک‌تان مؤثر خواهد بود.

برگرفته از: horizontimes.com

[ad_2]

لینک منبع

چگونه با همسر شکاک رفتار کنیم؟

[ad_1]

شک و بی‌اعتمادی، قاتل ازدواج هستند. زن یا شوهر بدگمان، به زمین و زمان و علی‌الخصوص همسر خود، با عینک بدبینی نگاه می‌کند و شدیدا مستعد سوءبرداشت از رفتارهای دیگران است. چنین فردی حتی به عادی‌ترین اتفاقات زندگی روزمره، مثلا خرید رفتن همسرش، شک می‌کند و دائما در تلاش است که با توهمات بیمارگونه‌ی خود، به همسرش اتهام ناپاکی و خیانت بزند. طرف مقابل معمولا با مشاهده‌ی این قبیل بی‌اعتمادی‌ها، احساس آزردگی و توهین می‌کند و در موارد حاد، تصمیم به طلاق و جدایی می‌گیرد. در این مطلب، روی سخن‌مان به‌ویژه با کسانی است که زندگی مشترک خود را به علت بدگمانی‌های بی‌مورد همسرشان در آستانه‌ی فروپاشی می‌بینند. در ادامه، با ما همراه باشید تا با ۷ دانستنی‌ لازم درمورد طرز برخورد با همسر شکاک آشنا شوید.



۱. شما عامل بدگمانی‌های همسرتان نیستید

چک کردن تماس‌های تلفنی همسر

قبل از هر چیزی، سعی کنید بپذیرید که شما علت شکاک بودن همسرتان نیستید یا اگر هم ربطی به این قضیه داشته باشید، نقش‌تان خیلی زیاد نیست. مثلا شاید همسرتان عادت دارد که تماس‌های تلفنی یا پیام‌های تلگرامی‌تان را مدام چک کند، اما باید بدانید که شما عامل چنین رفتارهایی نیستید، بلکه بدگمانی همسرتان به علت طرز برداشت متفاوت اوست، به این معنی که نوع نگاهش به وقایع زندگی با نوع نگاه دیگران فرق دارد.

شوهری که آلوده به بدگمانی نیست، در صحبت کردن همسرش با همکاران مرد هیچ مشکل خاصی نمی‌بیند، اما شوهر بدگمان ممکن است از یک مکالمه‌ی کاری معمولی، به داستان‌پردازی‌های عاشقانه و توهمات بی‌اساس برسد. بعید است که بتوانید به این قبیل افراد ثابت کنید برداشت‌شان غلط است و باید نوع نگاه‌شان را تغییر بدهند، پس چه بهتر که بدگمانی‌های همسرتان را شخصی نکنید. در واقع، تمایل افراطی شکاک‌ها به شک کردن، نشان‌دهنده‌ی احساس ناامنی یا فقدان خویشتن‌داری است که باعث می‌شود دیگران را به چشم خطاکار و مقصر ببینند تا بتوانند شک و بی‌اعتمادی خود را توجیه کنند. درست است که بدگمانی همسرتان، حتی با اینکه شما عاملش نیستید، نهایتا متوجه خودِ شما خواهد بود، اما تا حد امکان بکوشید تا سؤال و جواب‌های دائمی همسرتان را به خود نگیرید و آزرده‌خاطر نشوید.



۲. حرف‌های همسرتان را بشنوید

به‌جای اینکه گوش‌تان را بر گلایه‌های همسرتان ببندید یا بیهوده بگومگو کنید، صبور باشید و وقتی همسرتان از چیزی گِله می‌کند و حسادتش شعله‌ور می‌شود، حرفش را بشنوید. بگذارید طرف مقابل بداند که می‌تواند احساساتش را نزد شما بازگو کند. ترس‌ها و نگرانی‌هایش را بشنوید و سعی کنید بفهمید که این احساسات منفی از کجا آب می‌خورند. وقتی همسرتان ببیند که درکش می‌کنید و می‌تواند مشکلاتش را دوستانه با شما مطرح کند، ترغیب خواهد شد که احساسات منفی و دلهره‌های بی‌موردش را کنار بگذارد.



۳. حالت تدافعی به خود نگیرید

گفت‌وگوی صلح‌آمیز

وقتی همسرتان برای چندمین‌بار از شما می‌پرسد که مثلا پای تلفن با چه کسی حرف می‌زدید و چه می‌گفتید، هر لحظه ممکن است کاسه‌ی صبرتان لبریز شود، اما سعی کنید به‌جای اینکه حالت تدافعی به خود بگیرید، با آرامش و خونسردی برخورد کنید. اگر با عصبانیت وسط حرف همسرتان بپرید یا بداخلاقی کنید و واکنش‌های تندی از خودتان نشان بدهید، فقط اوضاع را وخیم‌تر می‌کنید و بدگمانی‌های همسرتان را تشدید می‌کنید. در عوض، به احساس حسادت همسرتان اهمیت بدهید. جملاتی مانند «واااااای! خواهشا دوباره شروع نکن …» یا «واقعا حالت خرابه که این‌جوری فکر می‌کنی …» فقط به سوءبرداشت طرف مقابل دامن می‌زنند و هیچ گِره‌ای از مشکل‌تان باز نمی‌کنند. به‌جای این جملات تحریک‌کننده، بگذارید همسرتان حرفش را بزند و فرصتِ شنیده‌شدن داشته باشد. وقتی همه‌ی حرف‌های همسرتان را شنیدید، آن‌وقت می‌توانید موضع خودتان را بیان کنید.



۴. مراقب رفتار و کردارتان باشید

شاید گاهی بدون اینکه حواس‌تان باشد، طوری رفتار می‌کنید که بهانه دست همسرتان می‌دهید. مثلا کسی که شب‌ها دیروقت با تلفن صحبت می‌کند یا بی‌خبر از شهر خارج می‌شود، شاید علت بدگمانی‌های همسرش فقط همین رفتارهای نامتعارف خودش باشد. ممکن است پیش خودتان فکر کنید که چنین رفتارهایی بهانه‌ی موجهی برای بدگمانی نیستند، اما این احتمال را نیز در نظر بگیرید که شاید طرف مقابل به چنین رفتارهایی به‌عنوان نشانه‌‌های پنهان‌کاری نگاه می‌کند. برای اینکه چنین شک و شُبهه‌هایی به‌وجود نیایند، باید سعی کنید با صحبت کردن درباره‌ی دلیل رفتارهایتان، شکاف‌های ارتباطی‌تان را پُر و اعتماد همسرتان را جلب کنید.

۵. روحیه‌ی خود را نبازید

حفظ روحیه

پذیرش اینکه هر روز مجبورید با بدگمانی‌های همسرتان روبه‌رو شوید، کار آسانی نیست، اما اجازه ندهید که این بدگمانی‌های بی‌مورد، روزتان را خراب کنند یا حال‌‌وحوصله‌تان را به‌هم بریزند. یادتان باشد که شما فقط می‌توانید احساسات خودتان را کنترل کنید و افسار احساسات دیگران در اختیار شما نیست. پس قدرتی را که می‌توانید روی احساسات خودتان اِعمال کنید، نادیده نگیرید. فراموش نکنید که شما مسئول احساسات خودتان هستید و همسرتان نمی‌تواند بدون اینکه خودتان بخواهید، ناراحت‌تان کند یا باعث شود که حس‌وحال ناخوشایندی پیدا کنید.



۶. در دسترس‌تر باشید

در دسترس بودن

در صورتی که بدگمانی‌های همسرتان ناشی از بیماری‌های روانی حاد نباشد، می‌توانید با در دسترس‌تر بودن از شدت نگرانی‌هایش کم کنید. مثلا وقتی با شما تماس می‌گیرد، تلفن را جواب بدهید و تماسش را تا حد امکان بی‌پاسخ نگذارید. یا مثلا اگر قرار است اضافه‌کاری داشته باشید و بیشتر از زمان معمول در محل کار بمانید، بهتر است به همسرتان اطلاع بدهید تا بداند دیرتر به منزل برمی‌گردید. به عبارتی، سعی کنید درمورد برنامه‌ی روزانه‌ی خود شفاف باشید.

شاید پیش خودتان فکر کنید که با چنین رفتاری مجبورید مدام همه چیز را توضیح بدهید، اما این‌طور نیست. وقتی همسرتان بداند کِی و کجا می‌تواند به شما دسترسی داشته باشد، اطمینان خاطر بیشتری در عشق احساس خواهد کرد و کمتر شکاک می‌شود. به همسرتان یادآوری کنید که عاشقانه دوستش دارید، همیشه کنارش خواهید بود و از هیچ تلاشی برای حل مشکلات زندگی مشترک تان فروگذار نمی‌کنید.



۷. درددل کنید

اگر تمامی این راهکارها را امتحان کردید و در میزان بدگمانی همسرتان هیچ تغییری حاصل نشد، شاید لازم باشد که از راهکارهای مستقیم‌تری کمک بگیرید. در یک وقت مناسب، همسرتان را به گفت‌وگو دعوت کنید و برایش توضیح بدهید که چقدر از سؤال‌وجواب‌های دائمی‌‌ِ او احساس ناراحتی و اندوه می‌کنید. اجازه بدهید همسرتان بداند که بدگمانی‌هایش دیگر باعث نمی‌شوند که برای جلب رضایت او و رفع سوءظن‌ها تلاش کنید، بلکه با این کار از ادامه‌ی تلاش دلسردتان می‌کند و بهانه دست‌تان می‌دهد که نسبت به حریم خصوصی خود، حالت تدافعی پیدا کنید. همچنین به همسرتان یادآور شوید که اگر اوضاع به همین ترتیب ادامه پیدا کند، ممکن است به علت ناامیدیِ زیاد قادر به ادامه‌ی این رابطه نباشید.

در پایان، مجددا به همسرتان اطمینان بدهید که عاشقش هستید و حاضرید روی بهبود جنبه‌هایی از رفتارتان که باعث تحریک آشفتگی او می‌شوند، کار کنید. چنانچه صحبتِ رودررو برای‌تان سخت است، می‌توانید برای همسرتان نامه بنویسید. در نامه نیز ضمن اشاره به وضعیت روحی خود، به همسرتان اطمینان بدهید که عاشقانه دوستش دارید و حمایتش می‌کنید.

چنانچه باز هم نتیجه‌ای نگرفتید، تنها راهکاری که برای حفظ زندگی مشترک‌تان باقی می‌ماند، مراجعه به یک مشاور یا درمانگر است. چنین فردی می‌تواند علت بدگمانی افراطی همسرتان را تشخیص بدهد و راهکارهایی را در اختیارتان بگذارد که بدانید چگونه باید با این بدگمانی‌ها برخورد کنید. گاهی علت حسادت بیش از حد فقط احساس ناامنی نیست، بلکه شاید مربوط به اختلالات شخصیتی باشد که در این مورد باید حتما از یک متخصص کمک بگیرید، چرا که خودتان و همسرتان به تنهایی قادر به حل این مشکل نخواهید بود.

برگرفته از: futurescopes.com

[ad_2]

لینک منبع