چاقی در زمان یائسگی

[ad_1]


افراد چاقي که مي خواهند رژيم غذايي کاهش وزن را شروع نمايند مي خواهند از نتيجه رژيم
درماني خود قبل از شروع برنامه اطميناني داشته باشند. بويژه افرادي که ساليان متمادي
از افزايش وزن رنج برده و گاه دچار عوارض ناخواسته چاقي و يا درمان آن شده اند و رژيمهاي
غذايي متعدد را تجربه نموده اند. لذا در هنگام مراجعه به کلينيک هاي تغذيه و رژيم درماني
هميشه پرس و جو مي نمايند و سوالاتي از قبيل سوالات ذيل براي آنان مطرح است:

  • چقدر اين رژيم موثر است؟
  • آيا قابل انجام مي باشد و من مي توانم با توجه به شرايط زندگيم آن را انجام دهم؟
  • آيا عوارضي را بدنبال نخواهد داشت؟


اگرچه شما مي توانيد اين اطلاعات را از پزشک معالج خود داشته باشيد ولي خواندن تجربيات
بيماران ديگر يک رژيم غذايي را امتحان نموده اند کمک خواهد کرد انگيزه بهتري پيدا نماييد
و در راهي که براي سلامتي خود شروع نموده ايد ثابت قدم باشيد. مطالعات نشان داده اند
خواندن تجربيات ساير افراد چاق که در رژيم غذايي موفق بوده اند کمک قابل توجهي در افزايش
انگيزه براي شروع کنندگان رژيم خواهد بود. بر همين اساس ما سعي مي نماييم از اين به
بعد بعضي از تجربيات افراد موفق که به مرکز ما مراجعه نموده اند به طور خلاصه اشاره
نماييم:

چاقی در زمان یائسگی


من زهره. ج از تهران، وقتی جوان بودم وزنم طبیعی بود چند کیلو اضافه داشتم . چهل ساله که شدم تنها 6 کیلو اضافه وزن داشتم. با رژیم های مختلف مدام وزنم را پایین نگه می داشتم و دوباره سال بعد همان6 کیلو را اضافه می کردم. دو تا بچه داشتم و کارمند بودم. اما مدام رژیم های مختلف که از اطرافیان می شنیدم را امتحان می کردم. آدم فعالی بودم و مشغله ام زیاد بود. به وضعیت ظاهری خود اهمیت می دادم. همیشه در مهمانی ها سعی می کردم بهترین باشم. دو هفته قبل از مهمانی با سونا و رژیم های سخت وزن کم می کردم. دختر بزرگم ازدواج کرده بود. و قصد داشت باردار شود. من 50 سالم بود با شنیدن این خبر هم خوشحال شدم و هم ناراحت. ناراحت بودم که می دیدم سنم بالا رفته و مادربزرگ شده ام. چند روز افسرده بودم نمی خواستم باور کنم. وضعیت وقتی بدتر شد که یائسه هم شدم و در ضمن بازنشسته . دچار افسردگی شدید شدم از همه کناره گرفتم به هیچ مهمانی ای نمی رفتم. مدام جلوی آینه چروک های صورتم را نگاه می کردم و گریه می کردم. دخترم که شرایط من را دید از یک روانشناس وقت گرفت. چند جلسه نزد روانشناس رفتم اوضاعم کمی بهتر شده بود. خانم روانشناس به من پیشنهاد کردند که کمی به ظاهر خود برسم وزن کم کنم، ورزش کنم تا مانند گذشته دوباره شاداب و پر انرژی شوم.
فکر می کردم با وجود دارو ها ، یائسگی و سنم وزنم پایین نخواهد آمد. ناامید بودم. رژیم های قبلی خود را امتحان کردم ولی تاثیری نداشت کاملا مایوس بودم. دخترم پیشنهاد کرد که نزد یک متخصص تغذیه بروم. قبول کردم. روزی که پیش آقای دکتر فرشچی رفتم به او گفتم که موقع ازدواج 48 کیلو بودم و حالا هدفم این است که 50 کیلو باشم. آقای دکتر فرشچی توضیح دادند که رسیدن به وزن زمان ازدواج یک هدف غیرواقعی است و وزن مطلوب من 58 تا 60 کیلو می باشد. با این حساب 19 کیلو اضافه وزن داشتم. در طی مدت مراجعه من به مطب آقای دکتر، پیگیریها و جلسات مشاوره حضوری با ایشان باعث می شد که من بتوانم رژیمم را دقیق رعایت کنم و سه روز در هفته هم ورزش می کردم. در پارک با خانم های هم سن خودم آشنا شدم و کم کم ارتباطم مانند قبل خوب شد. طی 6 ماه 18 کیلو وزن کم کردم. و تا الان که یک سال از آن موقع می گذرد وزنم ثابت باقی مانده. وضعیت روحیم خیلی بهتر شده . جالب است که به شما بگویم کاهش وزن اعتماد به نفسی را که لازم داشتم به من داد و به این نتیجه رسیدم که در هر سنی که باشم می توانم به اندام متناسب دست یابم.


[ad_2]

لینک منبع

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *