اصلاح عادات غذایی با رژیم

[ad_1]


افراد چاقي که مي خواهند رژيم غذايي کاهش وزن را شروع نمايند مي خواهند از نتيجه رژيم
درماني خود قبل از شروع برنامه اطميناني داشته باشند. بويژه افرادي که ساليان متمادي
از افزايش وزن رنج برده و گاه دچار عوارض ناخواسته چاقي و يا درمان آن شده اند و رژيمهاي
غذايي متعدد را تجربه نموده اند. لذا در هنگام مراجعه به کلينيک هاي تغذيه و رژيم درماني
هميشه پرس و جو مي نمايند و سوالاتي از قبيل سوالات ذيل براي آنان مطرح است:

  • چقدر اين رژيم موثر است؟
  • آيا قابل انجام مي باشد و من مي توانم با توجه به شرايط زندگيم آن را انجام دهم؟
  • آيا عوارضي را بدنبال نخواهد داشت؟


اگرچه شما مي توانيد اين اطلاعات را از پزشک معالج خود داشته باشيد ولي خواندن تجربيات
بيماران ديگر يک رژيم غذايي را امتحان نموده اند کمک خواهد کرد انگيزه بهتري پيدا نماييد
و در راهي که براي سلامتي خود شروع نموده ايد ثابت قدم باشيد. مطالعات نشان داده اند
خواندن تجربيات ساير افراد چاق که در رژيم غذايي موفق بوده اند کمک قابل توجهي در افزايش
انگيزه براي شروع کنندگان رژيم خواهد بود. بر همين اساس ما سعي مي نماييم از اين به
بعد بعضي از تجربيات افراد موفق که به مرکز ما مراجعه نموده اند به طور خلاصه اشاره
نماييم:

اصلاح عادات غذایی با رژیم

سن: 25 سال

وزن اولیه: 94 کیلوگرم

کاهش وزن: 20 کیلوگرم

مدت کاهش وزن: 6 ماه

من از کودکی و از وقتی به یاد دارم چاق بودم و چاقی خود را مرهون بد غذایی و عادات اشتباه غذایی می دانم. در سبد غذایی من خبری از شیر، ماست، سبزی، سالاد و حبوبات نبود، به ماهی لب نمی زدم و به ندرت سراغ میوه ها می رفتم. در عوض کارم از صبح تا شب این بود که مقابل تلویزیون بنشینم و کاکائو، چیپس و پاستیل بخورم. سالم ترین غذایی که در دوران بد غذایی خود می خوردم سیب زمینی آب پز با کره یا سس مایونز بود. در کودکی همیشه اطرافیان مرا با القابی مثل تپلی، قلقلی و … صدا می زدند. اما زمانی رسید که دیگر نظر دیگران برایم مهم بود و چاق خوانده شدنم از طرف دوستان و آشنایان اذیتم می کرد و باعث شرمساری ام می شد.

مادرم از طریق برنامۀ تلویزیونی با کلینیک آقای دکتر فرشچی آشنا شده بودند و وقتی دیدند که من راغب هستم که رژیم بگیرم و وزن کم کنم مرا به این مرکز بردند. چند هفتۀ اول رژیم به من خیلی سخت گذشت اما چاره ای نبود. وقتی گرسنه می شدم اجازۀ خوردن هیچ مادۀ غذایی ناسالمی نداشتم، بنابراین مجبور به خوردن مواد غذایی سالم موجود در رژیم شدم. به تدریچ ذائقه ام تغییر کرد. دیگر خوردن شیر و سبزیجات را دوست داشتم و خوردن میوه ها برایم غنیمت بود. در خانه همه از این که یک موجود بد غذا و نق نقو که برای خوردن هر غذای سالمی بهانه می گرفت، تبدیل به فردی با الگوی غذایی سالم شده در تعجب بودند. یک جا نشینی های مستمر جای خود را به پیاده روی و تحرک داده بود و حاصل تمام این تغییرات 20 کیلوگرم کاهش وزن در عرض شش ماه بود. پس از آن نیز من همچنان به همۀ مواردی که از برنامه های رژیمی کلینیک نوین آموخته بودم ادامه دادم تا وزنم ثابت بماند.



[ad_2]

لینک منبع

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *